منجی

برای پیشگیری از کودک آزاری در جامعه، ثروت باید عادلانه تقسیم شود

برای پیشگیری از کودک آزاری در جامعه، ثروت باید عادلانه تقسیم شود

کودکان  -  دبیر انجمن روانپزشکان ایران گفت: یک‌پنجم درآمدی که کودکان کار به دست می‌آورند به خود کودک و خانواده‌اش تعلق می‌گیرد و بقیه درجیب افرادی که آنها را به کار می‌گمارند می‌رود.

به گزارش فارس، پرویز مظاهری با بیان اینکه متأسفانه کودک‌آزاری در کشور وجود دارد، اظهار داشت: مواردی وجود دارد که آسیب به کودک توسط پدر و مادر خود کودک وارد می‌شود و این رفتارها به دلیل افزایش تحریک‌پذیری والدین، عصبانیت بیش از حد، اختلال افسردگی، اضطراب و وجود اختلال شخصیت ایجاد می‌شود.

وی افزود: عوامل اجتماعی مانند فقر اقتصادی و فرهنگی، بیکاری و تحمیل هزینه‌های زیاد زندگی فرد نیز می‌تواند موجب کودک‌آزاری شود.

مظاهری تصریح کرد: یکسری کودک‌آزاری هم در افراد بی‌بضاعت وجود دارد که پدر و مادر اجازه تحصیل به فرزند نمی‌دهند و کودک خود را برای کار در اختیار افراد سودجو می‌گذارند و این کارفرماها از وجود کودکان در کارگاه‌های شرایط سخت استفاده می‌کنند.

وی اضافه کرد: نکته مهم این است که یک‌پنجم درآمدی که این بچه‌ها به دست می‌آورند به خود کودک و خانواده‌اش تعلق می‌گیرد و بقیه در جیب افرادی که آنها را به کار می‌گمارند می‌رود.

دبیر انجمن روانپزشکان ایران خاطر نشان کرد: برای پیشگیری از کودک‌آزاری علاوه بر تقسیم عادلانه ثروت در جامعه باید آموزه‌های مهارت زندگی را در کشور برای تمام خانواده‌ها و در سطح مطبوعات و صدا و سیما منتشر کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:50  توسط مهدی  | 

حقیقت تلخ كودك آزاری در جامعه

حقیقت تلخ كودك آزاری در جامعه


کودک آزاری، اذیت و آزار‌های جسمی و جنسی خانوادگی، رشد فزاینده جرائم خشن و حوادتی که هر روز متأسفانه در رسانه‌ها منتشر می‌شود نشان دهنده نابسامانی و بحرانی است که گریبان جامعه ما را گرفته است.

 

تجاوز پدر سنگدل به دختر ۱۰ ساله‌اش

منابع خبری گزارش کرده است؛ زنی که مدعی بود دخترش توسط پدر سنگدل خانواده مورد تجاوز قرار گرفته، درخواست طلاق خود را به دادگاه خانواده ارائه کرد.

این زن پس از حضور در دادگاه به قاضی گفت: حدود ۹ ماه قبل به یک ماموریت کاری رفته بودم و در این مدت دختر ۱۰ ساله‌ام در خانه با پدرش تنها بود. پس از این ماموریت به مرور زمان متوجه رفتارهای غیرعادی دخترم شدم. این رفتارهای غیرعادی تا آنجا ادامه داشت که مشاور مدرسه او نیز از آن‌ها آگاه و من را نیز در جریان گذاشت.

پس از گذشت چندین ماه، صحبت‌های مشاور مدرسه با دخترم نتیجه داد و او سرانجام از تجاوز پدرش پرده برداشت. وقتی این موضوع را از زبان مشاور شنیدم نمی‌دانستم باید چه کنم و یا چه بگویم. پس از آن تنها سعی کردم دخترم را از پدرش دور کنم چرا که او با یادآوری خاطرات و اتفاقات پیش آمده هر روز از نظر روحی ضعیف‌تر می‌شد.

پس از صحبت‌های مادر ۳۴ ساله، پدر دختر در برابر قاضی حاضر شده و با ابراز پشیمانی از تجاوز به دخترش عنوان کرد: این اتفاق امری غیرارادی بوده و من خود نیز از کرده‌ام پشیمانم.

شکنجه دختر ۸ ساله تا حد مرگ توسط ناپدری

دختر ۸ ساله‌ای به فجیع‌ترین وضع توسط ناپدری مورد آزار و اذیت جسمی قرار گرفته و هم اکنون در بیمارستان بستری است.

دکتر کامران آقاخانی متخصص پزشکی قانونی بیمارستان حضرت رسول (ص) با اعلام این خبر اظهارداشت: این دختر ۸ ساله شب گذشته توسط اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری منتقل می‌شود.

وی با عنوان این مطلب که مسئول فنی بیمارستان مطهری نیز هستد، افزود: متاسفانه به علت شکستگیهای متعدد از ناحیه دست و سر، ناگزیر شدیم این دختر را به بیمارستان حضرت رسول (ص) اعزام کنیم.

آقاخانی در تشریح وضعیت این دختر ۸ ساله گفت: موارد کودک آزاری زیادی را شاهد هستیم اما وضعیت این دختر قابل مقایسه با سایر کودک آزاری‌ها نیست. شدت آزار و شکنجه او به قدری دردناک است که قابل شرح نیست.

این متخصص پزشکی قانونی با اشاره به شکستگی دو ساعد و سر این کودک، افزود: آثار شلاق و سوزاندن سیگار در نقاط مختلف بدن این دختر ۸ ساله به وضوح دیده می‌شود به طوری که جای سالمی در بدن او مشاهده نمی‌شود. وی افزود: این دختر به ما گفته است که با مادر معتاد و ناپدری‌اش زندگی می‌کند و ۴ روز است به او غذا نداده‌اند.

واقعیت تلخ جامعه...

این دوخبر توسط خبرگزارس‌های رسمی کشور منتشر شده‌اند، دوخبر از دو رویداد سیاه و تلخ، آنقدر تلخ هست که اندکی خراش به وجدان‌های اینجامعه جلد شده در انواع و اقسام صفت‌ها و القاب آنچنانی وارد کند.

هر از چند گاهی اخباری از این دست را در مورد کشورهای دیگر که گویی اعتقاد و فرهنگ و اخلاق را فراموش کرده‌اند دیده ایمن و شنیده‌ایم. واکنش‌های گسترده مسئولین و مردم این جوامع را مشاهده کرده‌ایم ولی در جامعه ما چه خبر است؟ مردم به چه مشغولند و مسئولین و مدیران این کشور چه چیزی را دغدغه و اولویت خود قرارداده‌اند که علیرغم انتشار گسترده این اخبار انگار آب از آب تکان نخورده است؟

نه با خودمان، نه با مردم و نه با مسئولین تعارف و رودربایستی نداریم، کار از پنهان کاری گذشته است، سال‌ها است اعلام نمی‌شود که اذیت و آزار جسمی و جنسی در خانواده‌های ما در چه وضعیتی است؟ کودک آزاری‌ها آمار رسمی ندارد، آسیب‌های اجتماعی گرچه گسترده‌اند ولی متولی مشخصی ندارد و مشخص نیست که قرار است چه اتفاقی بیفتد تا مردم گرفتار و مسئولین مشغول به مجادلات بی‌ثمر و رسانه‌های پر ادعا به خود بیایند؟

امان الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس و از کار‌شناسان صاحبنظر مسائل اجتماعی در گفتگو با «فردا» بر این باور است که علیرغم همه پنهان کاری‌ها، نشانه‌ها و رویداد و حوادثی که شاهد هستیم از افزایش خشونت، جرائم اخلاقی و بزه‌های اجتماعی حکایت دارد.

 

به گفته این استاد دانشگاه، کودک آزاری، اذیت و آزار‌های جسمی و جنسی خانوادگی، رشد فزاینده جرائم خشن و حوادتی که هر روز متأسفانه در رسانه‌ها منتشر می‌شود نشان دهنده نابسامانی و بحرانی است که گریبان جامعه مارا گرفته است.

قرائی مقدم تأکید می‌کند این مسائل تنها در مسائل اجتماعی و فرهنگی ریشه ندارند بلکه ریشه وقوع بسیاری از آن‌ها وضعیت اقتصادی و معیشتی افراد جامعه و خانواده‌ها است که مسئولین باید در مورد آن‌ها چاره اندیشی کنند.

وی همچنین با اشاره به تأثیر باور‌ها و اعتقادات دینی افراد جامعه در کنترل آسیب‌های اجتماعی تصریح کرد: متأسفانه با وجود رسانه‌های مختلف بیگانه و ماهواره‌ها و همچنین فقدان برنامه‌های جامعه و سیاستگزاری فرهنگی و آموزشی مشخص در جامعه باور‌های دینی بین جوانان جامعه ضعیف شده است و متأسفانه جایگاه مسائل دینی و ارزشی در خانواده‌ها نزول پیدا کرده است.

این متخصص امور اجتماعی معتقد است که در وضعیت کنونی این آخرین باری نیست رویداد‌ها و حوادثی از این دست را شاهد هستیم و احتمال تکرار آن بالا است.

با این همه در میان همه مناقشات و جنجالهای سیاسی جامعه که کمترین نفع را برای مردم در پی دارد، آیا مسئولین وقت این را داشته‌اند که نگاهی به این وقایع تلخ بیاندازند و خاطر مبارک را مکدر کنند؟ رسانه‌های ما فارغ از تعریف و بدگویی و انتقاد از این و آن اندکی هم برای وجدان خود و اخلاق جامعه مایه گذاشته‌اند؟

در این بین در کناز همه دغدغه‌های روزمره اندکی هم به این فکر کرده‌اند که در جامعه‌ای که سیاه‌ترین جنایت‌ها و دردناک‌ترین حوادث به وقوع می‌پیوندد چه آینده‌ای در انتظارشان است؟

رسانه ملی که انگار در کشور دیگری است! سازمان‌ها و نهاد‌های مختلف مسئول در حوزه اجتماع و فرهنگ هم که علاوه بر خدمت به مردم مشغول پاسکاری مسئولیت‌ها و امور هستند و مشخص نیست که با وقوع چنین وقایعی چگونه می‌توان به آینده امیدوار بود؟

اینجا درست محلی است که همه باید ورود پیدا کنند، همه از مردم گرفته تا رسانه‌ها و مسئولین، سازمان‌ها و نهاد‌های مسئول باید به صورت شفاف واقعیت‌های جامعه را منعکس کنند، رسانه ملی باید به میان جامعه بیاید، روشنگری، فرهنگ سازی و مطالبات جامعه را مطرح کند، قوه قضائیه و نهاد‌های انتظامی مدبرانه‌ترین برخورد‌ها را انجام دهند و...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:49  توسط مهدی  | 

عوامل بروز کودک آزاری در جامعه ایران


در چند روز گذشته با انتشار خبر آزار و اذیت ۳ کودک زنجانی در یک یتیم خانه دراین شهر بار دیگر توجه افکار عمومی به پدیده شوم کودک آزاری متوجه شده است.
در خبرها داشتیم که طی چند روز گذشته ۳ کودک به نامهای محمد مهدی، زهرا و مریم در یکی از مراکز نگهداری بهزیستی زنجان از ناحیه پا، گردن و صورت توسط یکی از خدمه به واسطه داغ گذاشتن آسیب دیده اند. این خبر در مدت کوتاهی در اکثر رسانه های جامعه ما منتشر شد و موجی از تاسف و البته تنفر را با خود به همراه داشت. در نظر اول واقعا باید به حال این کودکان که به خاطر نداشتن سرپرست یا بد سرپرست بودن به مرکز نگهداری بهزیستی منتقل شده اند و در این مکان نیز به جای آن که از آنان به خوبی نگهداری شود مورد بدرفتاری مضاعف قرار گرفته اند تنها می توان تاسف خورد.
بروز این قبیل حوادث به واقع زنگ خطری است که باید ما را متوجه به این پدیده شوم و تنفر آمیز بکند. به واقع می توان این حادثه را بهانه ای دانست که در پرتو آن به بررسی موضوع کودک آزاری بپردازیم.
برای شروع بهتر است تعریف کوتاه اما جامع و کاملی را از کودک آزاری از دیدگاه جامعه شناسی ارائه دهیم. در واقع «کودک آزاری» عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود، برخی از این آثار می تواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین اشکال مخفی کودک آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قادر به ردیابی است.
«کودک آزاری» مربوط به طبقه خاصی نمی شود و فقر فرهنگی به اندازه فقر اقتصادی می تواند در آن خطر آفرین باشد، به نحوی که مساله کودک آزاری در بین افراد تحصیل کرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می شود. اما در واقع اکثر قربانیان کودک آزاری از طبقات فرودست جامعه هستند.
کودک آزاری انواع گوناگونی دارد که به طور کلی می توان کودک آزاری را به سه بخش تقسیم کرد. «کودک آزاری جسمی»، یعنی تنبیه بدنی سخت و محروم کردن کودک از غذا و پوشاک، «کودک آزاری جنسی» یعنی سو»استفاده جنسی توسط اطرافیان و همچنین بی توجهی به نیازهای کودکان و آفرینش خلاقیت توسط آنها.
اما به وجود آمدن کودک آزاری عوامل گوناگونی نیز دارد که از مهم ترین این عاملی که منجر به کودک آزاری می شود می توان از فقر اقتصادی و فرهنگی نام برد، البته در جامعه ما با وجود تمام تلاش هایی که تاکنون صورت گرفته است، عدم وجود یک قانون و سیستم مجازاتی متناسب مزید بر علت شده است که والدین خصوصا پدرها کودکان را به مثابه یک شی» و کالای تحت تملک خود تصور کنند و هر بلایی که می خواهند سر آنان بیاورند در حالی که کودک در واقع یک انسان است که باید از تمامی حقوق و مزایای انسانی برخوردار باشد در ضمن باید مورد حمایت خانواده و جامعه خویش نیز قرار گیرد. اکثر کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می گیرند در خانواده های پرجمعیت فقیر و مهاجر زندگی می کنند که گاها پدر یا مادرشان معتاد هستند یا آن که از وجود نامادری یا ناپدری رنج می برند، با این وجود مسئله «کودک آزاری» در میان خانواده هایی که به ظاهر از هیچکدام از این معضلات رنج نمی برند هم دیده می شود. متاسفانه در فرهنگ سنتی جامعه ما این موضوع که کودکان تا تنبیه بدنی نشوند، بزرگ نمی شوند، وجود دارد، بنابراین فرهنگ خشونت در جامعه ما نهادینه شده است، در حالی که تداوم این خشونتها می تواند به ترس، اضطراب و پرخاشگری در کودک، پنهان کاری، ،عدم اعتماد به نفس و عدم قدرت ارتباط با دیگران شود، به طوری که اکثر کودکان و نوجوانان بزهکار از خشونت های خانگی رنج برده اند.
خشونت فیزیکی تنها یک نوع از خشونت ها علیه کودکان است که اگرچه رواج بسیاری دارد; اما نباید انواع خشونت های کلامی و روحی را نیز نادیده گرفت. تحقیرکردن، سرکوفت زدن، مقایسه نادرست با همسالان، ناسزا گفتن و... اگر تداوم داشته باشد، می تواند جزو انواع کودک آزاری شمرده شود.
در این میان متاسفانه آزار و اذیت کودکان در بسیاری از خانواده ها پنهان داشته می شود. چون خود والدین مرتکب کننده این اعمال زشت هستند معمولا سعی در پنهان کردن این موضوعات دارند در نتیجه کودک آزاری اغلب در خانواده هایی اتفاق می افتد که از نظر اجتماعی بسیار منزوی بوده، دوستی نداشته و با دیگران نیز ارتباطی ندارند. همچنین والدینی که در دوران کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند بیشتر امکان دارد کودکان خود را مورد آزار قرار دهند.استفاده از مخدرات و دارو می تواند شمار کودک آزاری را افزایش دهد. والدینی که بیش از حد انتقاد می کنند، در روش های تربیتی و رعایت نظم بسیار خشن هستند، آنهایی که برای کودکانشان خیلی کم یا زیاد ابراز نگرانی می کنند یا استرس بسیار زیادی دارند ممکن است در شمار والدین کودک آزار نیز قرار داشته باشند.
اما در مقابل این معضل بزرگ چه کاری باید کرد؟ به نظر می رسد والدین کودک آزار اغلب قصد صدمه زدن به کودکان خود را ندارند. معمولا آنها در هنگام عصبانیت کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. این چنین والدینی نیاز به کمک حرفه ای روانشناسی دارند.
در کنار این موضوع باید به آموزش کودکان و خانواده ها نیز توجه داشت. آموزش که در رابطه نزدیک تری با نهاد خانواده قرار دارد به دو دلیل برجسته، می تواند نقش مهمی را در این رابطه ایفا کند، زیرا از یک طرف می تواند کودکان را به این موضوع آشنا کند تا والدین آنها دیگر اجازه نداشته باشند تا هر گونه رفتاری را که می خواهند با آنان داشته باشند و از طرف دیگر می تواند والدین را با شیوه های صحیح آموزش آشنا کند تا آنان گمان نکنند که بهترین راه تربیت تنبیه بدنی است و در این میان آموزش و پرورش و مدارس می توانند نقش مهعمی را ایفا کنند، ضمن آن که امید می رود که با توجه به نیازهای اجتماعی و اقتصادی دیگر هرگز شاهد بروز فجایع منجر به کودک آزاری نباشیم.
اما باید از حربه های قانونی نیز استفاده کرد به نظر می رسد، نقص قوانین در این زمینه یکی از مهمترین عاملی است که باعث افزایش و عدم مهار کودک آزاری در ایران می شود. متاسفانه خشونت در جامعه ایران تا حدود زیادی نهادینه شده است; اما در این میان کودکان و زنان از آسیب های اجتماعی بیشتری رنج می برند که نیاز به حمایتها و اهرم های قانونی دارد، همین مسئله که در هنگام آسیب رساندن به یک زن یا کودک باید تنها نیمی از دیه کامل یک انسان پرداخت شود، علاوه بر آن که می تواند از لحاظ روحی به این قشر صدمه وارد کند باعث به وجود آمدن نوعی حمایت قانونی نا آگاهانه می شود.
از طرف دیگر در قانون به صراحت عنوان شده است که اقدامات والدین و سرپرستان که موجب تادیب یا حقارت آنان شود مشروط بر این که در حد متعارف باشد ایرادی ندارد، در حالی که این حد متعارف مشخص نشده است.
برای رفع این مشکل نیاز به حمایت جدی دستگاه های قانونی و اجتماعی است که نقض های قانون را شناخته، اصلاح و قوانین جایگزین را وضع کنند.
در انتها اما باید به این نکته توجه داشت که تا زمانی که ریشه های اصلی پدیدآورنده این پدیده شوم که همانا مناسبات اجتماعی که مبتنی بر تبعیض و خشونت است و همچنین نبود یک ساختار اقتصادی و فرهنگی متوازن و همچنین دیدگاه های غلط در مورد کودکان را رفع نکنیم نمی توان انتظار داشت که پدیده کودک آزاری در ایران حل شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:49  توسط مهدی  | 

کودک آزاری در جامعه



هر چند در جامعه امروز آن طوری کودک آزاری جا نیفتاده اما عوامل چندی این مساله مهم را گوشزد می کند. از جمله عوامل مشکلات روحی و روانی کودک مشکلات آینده نامعلوم از جمله به طرف دوستان ناباب کشانده شدن، معتاد بیکار بودن ایجاد می کند که این مسئله هر چند ناچیز بیشتر از طرف ارگانهای دولتی و غیر دولتی مورد توجه قرار می گیرد.هدف اصلی این تحقیق شناخت کودک آزاری و عوامل موثر در سطح جامعه مهم ترین سوال پژوهش مورد نظر مطرح است، روش تحقیق مورد استفاده برای بررسی موضوع مورد نظر  - سوالات به صورت روش پیمایشی و جامعه آماری مورد نظر عبارت است کلیه کودکان آزار دیده سطح استان قزوین.

خشونت: عبارت است از هر گونه رفتار عمدی بین افراد که احتمال آسیب جسمی یا روحی را به همراه داشته باشد.کودک: طبق آمار ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی هر انسان کمتر از 18 سال کودک محسوب می شود.

کودک آزاری: طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی عبارت است از آسیب یا تهدید جسم و روان و یا سعات و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند.

آزار جسمی: شامل اعمال زیر می باشد. زمانی که این اعمال مداوم و فراگیر و مکرر هستند و یا عمدی به یک کودک صدمه وارد می کنند.ضربه زدن ( زدن با یک وسیله )، هل دادن یا پرتاب، گاز گرفتن، سوزاندن با کبریت یا آب داغ یا سیگار و مواد آتش زا، حبس کردن یا بستن کودک، در رفتگی استخوانها و مفاصل، سیلی زدن و کشیدن مو، گرسنگی دادن، کوتاهی کردن در تأمین غذا.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:47  توسط مهدی  | 

کودک آزاری

                       
کودک آزاری
 
به طور کلی بد رفتاری با کحودکان در چهار حوزه مورد بررسی قرار میگیرد
1-کودک آزاری جسمی
2-کودک آزاری عاطفی و روانی
3-کودک ازاری جنسی
4- کودک آزاری از طریق غفلت
 
کودک آزاری جسمی
آزار جسمانی هر نوع تنبیه و ضرب و شتم و یا هر بر خورد فیزیکی است که سبب آسیب رساندن به جسم کودک میگردد.کتک زدن با دست یا اشیائی چون کمر بند ،خط کش،و کفش و...سوزاندن،پرت کردن اشیاء به سمت کودک از جمله موارد کودک ازاری جسمانی می باشند.
 
کودک آزاری عاطفی و روانی
آسیب هائی است که بر روی کارکردهای روان شناختی ،رفتار و رشد کودک به شدت تأثیر می گذارد.امروزه آزار روانی و عاطفی بشکل وسیعی در خانواده اعمال میگردد که علت اصلی آن فقدان آگاهی های روانشناسانه در شیوه های ترتیبی فرزندان از سوی والدین می باشد .شایع ترین نوع این آزارها عبارتند از :
1-تهدید و ترساندن کودک.جملاتی شبیه "اگر اینکار را بکنی میکشمت"،اگر به موقع بر نگردی به خانه راحت نمی دهم"،اگر خواهرت را اذیت کنی از خانه بیرونت میکنم"از این گونه آزار عاطفی می باشند.
2-بوجود آوردن احساس گناه در فرزند .جملاتی مانند "اگر من را اذیت کنی سکته میکنم و میمیرم"،"همه ی مریضی من به خاطر رفتارهای بد تو است"،"به خاطر شما است که یک عمر با پدرتان زندگی کرده ام"،"جوانی من پای شما هدر رفت"در کودک احساس شرمساری و گناه به وجود می آورد.
3-تحقیر کردن کودک.بکار گرفتن جملاتی از قبیل "با این لباس پوشیدنت آبروی مرا بردی"،"این چه طرز حرف زدن است !چقدر بی ادبی"،چقدر خنگ و کودنی"احساس بدی را به کودک منتقل می نماید.از خود شرم زده میگردد و احساس حقارت و ناتوانی و ضعف کیکند که تدریجاًدر ضمیر ناخود آگاه خود می پذیرد که فرد نالایقی است و در آینده ممکن است به کودکی گوشه گیر ،خجالتی و غیر اجتماعی تبدیل گردد.
 
کودک آزاری جنسی
این نوع آزار به تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال گفته میشود هنگامیکه از کودک برای تحریک جنسی شخص مرتکب یا فرد دیگر استفاده شود،استفاده از کودک در حوزه ی هرزه نگاری را نیز شامل می شود
 
کودک آزاری از طریق غفلت
عبارت است از نادیده گرفتن نیازهای کودک ،محروم کردن کودک از غذا،بهداشت و پوشاک مناسب ،بازی و تفریح تربیت،عدم مراقبتهای پزشکی و ابراز عشق و محبت و علاقه.
والدین باید بدانند تنبیه های جسمانی به کودک رفتاری نادرست است و هیچ کمکی به یاد دادن رفتار درست به او ممی کند . کودکان در اثر این آزارها احساس ترس و نا امنی ووحشت میکنند،چون قدرتی ندارند و در مقابل والدین ضعیف و ناتوان هستند ،احساساتی چون خشم و عصبانیت و هراس در انان ریشه دوانده و اعتماد خود را نسبت به والدین از دست می دهند.
 درمراحل بعد این احساسات را تعمیم داده و نسبت به مردم دیگر نیز بی اعتماد می شوند ،این کودکان ممکن است برای رهایی از خشم درونی خود تا آنجا که زورشان می رسد قدرت نمائی کنند و به حیوانات،همکلاسیها،خواهر و یا برادر خود آزار برسانند.چون کودک مورد ظلم و ستم والدین قرار گرفته،خود نیز به شخصی ظالم و ستمگر مبدل میشود .بهر حال موارد زیادی پیش می آید که والدین آنقدر از دست فرزند خود عصبانی هستند که می توانند با تنبیه بدنی او ارام شوند .در این قبیل موارد بهتر است که سریعآًخود را از فضای آزاردهنده ای که پیش آمده دور کنند و صحنه را ترک نمایند و خشم خود را به شیوه ی درستی مثلاًکوبیدن روی بالش ،دویدن و...خارج نمایند.
تکنیکهائی مانند نوشیدن یک لیوان آب ،چندین نفس عمیق وتمرکز روی موضوعی خوشایند می تواند فرد را آرام کند.سپس می توانند با کمک فرزندشان وارد بحث و گفتگو شده و دنبال راه حلهای مناسبی بگردند.
آثار کودک آزاری و بد رفتاری با کودکان متعدد و جدی است که در شدید ترین حالت ممکن باعث مرگ کودک گردد.آسیب های مغزی ،ناتوانی ودر یادگیری ،عقب ماندگی ذهنی ،عقب ماندگی ثانویه،رفتارضد اجتماعی و بزهکاری ،ترس و اضطرابهای شدید ،افسرده گی و مشکلات بین فردی و...از جمله پیامدهای احتمالی کودک آزاری می باشند.
برای درمان ابتئدا عوامل بروز بد رفتاری بررسی میگردد تا بتواند با توجه به شرایط برنامه ریزی نمایند.بعنوان مثال اگر علت اصلی کودک آزاری خانواده باشد ،درمانگر و مشاور از طرفی به درمان و آموزش خانواده می پردازد و از طرف دیگر به درمان آثار کودک آزاری در فرد آزار دیده می پردازد.درآموزش خانواده سعی میگردد مهارتهائی آموزش داده شود که فرد بتواند در زندگی خود و بدور از فرآیند مشاوره بکارگیردو شیوهی ترتیبی صحیحی را بتواند اعمال نماید.برای کودک آزار دیده اولین قدم این است که برایش محیطی امن ایجاد گردد تا از دیگر آسیبهای احتمالی در امان بماند.پس از دور کردن اضطراب و ترسهای اولیه از کودک، مرحله ارزیابی آغاز میگردد.نقاشی خانواده یکی از روشهای جمع اوری اطلاعات از کودک می باشد.تفسیر نقاشی کودک توسط فرد متخصص و آگاه کیفیت رابطه ی کودک با اعضلی خانواده را نشان می دهد .عروسکهای خانواده و بازی با آنها توسط کودک نیز باعث انعکاس نگرشها و افکار کودک نسبت به اعضاء خانواده میگردد.داستانهای تخیلی نیز که داستانهائی با انتهای باز هستند و کودک آنرا کامل میکند کمک موثر دیگری به مشاور و درمانگر می باشد.   
 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:44  توسط مهدی  | 

میزان کودک آزاری رو به افزایش است

کارشناسان حقوق کودک در ایران می گویند میزان کودک آزاری رو به افزایش است و گستردگی عواملی مانند ناآگاهی والدین از رفتار درست با فرزندان، بیکاری، اعتیاد و مشکلات خانوادگی به این روند صعودی دامن می زند.

از جمله، انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران می گوید در طول تابستان ، حدود نهصد و چهل تماس تلفنی در ارتباط با کودک آزاری به این انجمن شده که تقریبا دو برابر همین آمار در تابستان سال گذشته بوده است.

● کتک وسیله ای برای انضباط!

مریم، که مادری جوان در تهران است، می گوید: “بازیگوشی پسرم من را به ستوه آورده بود. به قدری محکم زدمش که دلم برایش سوخت. اشکهایش را که پاک می کردم از خودم بدم آمد. از این که از قدرتم سوء استفاده کرده بودم حتی کمی جا خوردم. اما می دانستم که بازهم این کار را خواهم کرد.”

کمتر پدر و مادری را می یابیم که کودک خود را به نوعی تنبیه نکرده باشد. تنبیه بدنی کودک همواره مورد تائید یک گروه و مخالفت گروه دیگر بوده است. موافقان آن را وسیله ای مناسب برای منضبط و کنترل کردن کودک و مخالفان آن را مغایر حقوق کودکان می دانند.

اما قلمرو جسمی و روحی کودک از آن کیست؟ و چه زمان تادیب به آزار و اذیت تبدیل می شود؟

برخی از موافقان می گویند “تلنگری به بچه زدن (مثلا پشت دستش زدن) آسیب فیزیکی به او نمی رساند و فقط به او گوشزد می کند که باید رفتارش را درست کند.” اما کارشناسان می گویند که عرف بودن یک تلنگر باعث می شود که سوء رفتار با کودکان جدی گرفته نشود و فقط رفتارهای شدیدتر از آن – اگر شناسایی شود – مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد.

اما ناظران در ایران می گویند شناسایی سوء رفتارهای شدید و پیگیری آنها با دشواری های زیادی روبروست.

مسعوده مشایخ، رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان، با این توضیح که کودک آزاری یعنی “هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود”، می گوید: ” شکل های متعددی از کودک آزاری وجود دارد که آثار آن می تواند ماندگار یا مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن کودک در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین از اشکال مخفی کودک آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قابل ردیابی است.”

خانم مشایخ در ادامه می گوید: “وقتی قوانین ایران را بررسی می کنیم متوجه می شویم که در بعضی موارد از کودک آزاری قانون لازم را نداریم. در دیگر موارد قانون را داریم، اما ناقص است و فراگیر نیست. بزرگترین مشکل زمانی ظهور می کند که ماده قانون را داریم و کامل هم هست اما در موقع اجرا با مشکل روبرو می شود و مانع از فعالیت تمام کسانی می شود که به نوعی تلاش می کنند از حقوق کودکان دفاع کنند. مصادیق متعددی از این معضل وجود دارد که شاید مهم ترین آن نا آگاهی قاضی از تصویب قوانین حمایت از کودکان و نوجوانان است. بسیاری از قضات ما به صراحت می گویند که کودک آزاری مقوله و واژه ای است که در جراید و رسانه ها و حرف مردم وجود دارد و اصلا مصداق قانونی ندارد.”

مشاهدات اجتماعی و پرونده های قضایی حاکی است که کودک آزاری در تمام اقشار جامعه رخ می دهد و فقط شامل یک گروه با استطاعت مالی خاص نمی شود.

رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در این باره می گوید: “علیرغم غنای مادی که در این کشور وجود دارد، فقر اقتصادی بخش لاینحلی از جامعه شده است. ما همواره از خانواده های پربچه می پرسیم چرا با وجود فشار اقتصادی بازهم به بچه دار شدن مبادرت کردید؟ کودک آزاری ریشه نه تنها ریشه در فقر اقتصادی دارد، بلکه همچنین ریشه در فقر فرهنگی دارد. ما از طریق ‘صدای یارا’ مواردی داریم که از مصادیق مشهود کودک آزاری است در حالی که پدر و مادر تحصیل کرده هستند و بضاعت مالی خوبی هم دارند.”

انجمن حمایت از حقوق کودکان ایران در سال ۱۳۸۰ “صدای یارا” را به عنوان وسیله ای ارتباطی برای گزارش موارد کودک آزاری راه اندازی کرده است.

● آیا مهارت در پرورش فرزندان “ذاتی” است؟

روانشناسان و جامعه شناسان به طور عمومی بر این عقیده هستند که اگر از تنبیه بدنی کودک برای تربیت فرزندان استفاده کنیم، به آنها یاد می دهیم که از ما بترسند و در نهایت مشکلات روانی متعددی – از جمله نفرت و خشم – را در آنها نهادینه می کنیم.

افسانه هاشمی، روانشناس در ایران، می گوید : “تنبیه بدنی یک راه میان بر است و پیام آن این است که اگر کسی را هم دوست داشته باشیم، می توانیم آنها را بزنیم. اگر می خواهی کسی را کنترل کنی باید با خشونت عمل کنی.”

خانم هاشمی تنبیه را تیغه ای دولبه می داند که باعث تشویق کودک به ادامه رفتار نابهنجارش می شود: “معمولا پدر و مادرها پس از تنبیه به بچه توجه زیادی نشان می دهند و به او محبت می کنند. بچه برای دریافت این توجه و محبت باز همان رفتار را تکرار می کند.”

● به این ترتیب آیا تشخیص پدر و مادر در تعیین حد و مرز انضباط در تربیت قابل اعتماد است؟

این روانشناس معتقد است که فرزندداری یک مهارت است که باید برای آن آموزش دید: “برخلاف باور عمومی حس پدری یا مادری ذاتی نیست. برای این که پدر و مادری خوب و مقتدر باشیم باید پیش از بچه دار شدن آموزش ببینیم.”

به گفته خانم هاشمی باورهای نادرست مبتنی بر این که “خیلی از افراد موفق جامعه در کودکی کتک خورده اند” مانع از ردیابی عوارض گسترده این رفتار در میان کودکان و نوجوانان – که در آینده افراد بالغ جامعه خواهند بود – می شود: “وقتی بچه ها کم سن و سال هستند این مادرها هستند که اغلب مبادرت به تنبیه بدنی آنها می کنند که در آنها احساس ناامنی و طرد شدن ایجاد می شود. اما وقتی بزرگتر می شوند و به سنین نوجوانی می رسند، غالبا از سوی پدرشان مورد تنبیه قرار می گیرند، که در آنها احساس حقارت به وجود می آورد.”

این کارشناس معتقد است که تنبیه بدنی به هر شکلی و در هر سطحی آسیب رسان است: “اما این آثار در موارد شدیدتر کودک آزاری، به دو صورت افراط و تفریط دیده می شود. فرد یا گوشه گیر و منزوی می شود یا پرخاشگر و خشن. همچنین اعتیاد به مواد مخدر در میان افراد آزار دیده رایج است.”

مجموعه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان موسوم به لایحه کودک آزاری در تاریخ بیست و پنجم آذرماه سال ۱۳۸۱ توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد. اما شورای نگهبان با استناد به این که حریم خصوصی افراد باید حفظ شود، تغییراتی را در آن اعمال کرد و به این ترتیب آنچه در خانه می گذرد به نام تادیب و تربیت فرزند خارج از این قانون قرار می گیرد.

رئیس انجمن حقوق کودکان در ایران حفظ حریم خصوصی افراد در ارتباط با کودک آزاری را قابل تامل می داند و می گوید: “تا پیش از تصویب این قانون کودک آزاری یک جرم خصوصی محسوب می شد اما پس از تصویب بخش هایی از آن یک جرم عمومی تلقی می شود. پس اگر فردی آثار ضرب و جرح را در بدن یک کودک دید یا برای مثال معلمی متوجه پژمردگی روحی یک دانش آموز ناشی از کودک آزاری شد، می تواند شکایت کند و دیگر نیازی به شاکی خصوصی نیست.”

بسیاری از مدافعان حقوق کودک از این که آثار کودک آزاری می تواند نامشهود و غیرقابل ردیابی باشد نگران هستند.

خانم مشایخ در این باره می گوید: “در برخی موارد حتی آثار مشهود مانند جای ضرب و جرح می تواند با لباس پوشانده شود تا به راحتی قابل ردیابی نباشد اما معلم یا اطرافیان می توانند آثار کودک آزاری مانند رنگ پریدگی، خواب آلودگی، بی حوصلگی را در چهره کودک ببینند. در موارد سوء استفاده جنسی، بسته به این که تا چه حد پیشرفته باشد، باز علائم آن قابل ردیابی است در نوع راه رفتن کودک و در چهره غم زده و رنجور کودک قابل ردیابی است.”

رئیس انجمن حقوق کودکان در ارتباط با آمار تجاوز جنسی به کودکان و نوجوانان می گوید: “ما می دانیم که تجاوز محارم به کودکان زیاد رخ می دهد. اما فقط براساس آماری که از طریق “صدای یارا” از آذرماه ۱۳۸۰ تا آذرماه ۱۳۸۳ جمع آوری کردیم فقط ۵ درصد از مراجعین از تجاوز جنسی شکایت کرده بودند. البته این رقم هرگز منعکس کننده واقعیت به طور کامل نیست. چون مردم ایران معمولا این مسائل را مخفی نگاه می دارند. ما مواردی را داریم که مادر به خوبی از ارتباط جنسی محارم با فرزندش باخبر است اما به روی خودش نمی آورد یا به فرزندش می گوید که تو اشتباه می کنی یا اصلا صدات درنیاد آبروی خانواده می رود.”

افسانه هاشمی، روانشناس در ایران، هر چند دخالت قانون و اجرای مفاد آن را در ممانعت از موارد شدید کودک آزاری بسیار تاثیرگذار می داند اما در موارد “خفیف تر” تاثیر آموزش فرهنگی را مهم تر از قانون می داند: “شاید ما برای برخورد با تنبیه های عمومی کودکان به حمایت گرهای اجتماعی بیشتر نیاز داشته باشیم تا قانون. نگرش عامه مردم به تنبیه بدنی این است که می توان از آن برای کنترل استفاده کرد پس قانون برای جلوگیری از تنبیه بدنی نقش چندانی ندارد.”

● پدر و مادرها نمادی از خباثت؟

در همین حال، به عقیده مسعوده مشایخ، رئیس انجمن حقوق کودکان، اصلاح کمبودهایی که در نظام داوری ایران در رسیدگی به موارد کودک آزاری دیده می شود نیاز به یک عزم ملی دارد.

خانم مشایخ می گوید: “پدر و مادرها هم خود قربانیان جریانی حاصل از ناآگاهی هستند. آنها شیطان یا مجسمه ای از خباثت نیستند. ما از این مادران – که شامل مادرها در خانواده های مرفه هم می شود – می خواهیم تا آبرو را برای ما تعریف کنند. آیا نفس تجاوز جنسی خود بزرگترین ضربه به حیثیت خانواده نیست؟ چه بهتر که این کانون فساد از هم پاشیده بشود.”

این ناظر امور کودکان در ایران معتقد است که آموزش و ارتقا آگاهی پدران و مادران از مضرات و شکل های مخفی و علنی کودک آزاری مهم ترین عامل در کاهش و پیشگیری از این معضل اجتماعی است. او با اشاره به استمرار این رفتار از نسل های قبلی تا حال می گوید:” گذشت زمان تاثیر چندانی در ارتقاء آگاهی ندارد کما این که پدر مادر بزرگ هایی را می بینیم که با خشونت با نوه های خود رفتار می کنند.”

در ایران تا گذشته ای نه چندان دور واژه کودک آزاری، مانند کودکان خیابانی تابوی اجتماعی محسوب می شد. اما با افزایش گزارش ها از موارد کودک آزاری در رسانه ها و جراید این مقوله به موضوعی علنی و قابل بحث و گفتگو در جامعه تبدیل شده است.

خانم مشایخ از این که اکنون می توان در ایران از واژه “کودک آزاری” استفاده کرد به عنوان نشانه ای مثبت از ارتقاء آگاهی در جامعه یاد می کند و می گوید: “نباید سعی کنیم زشتی ها را بپوشانیم. شاید عده ای از مردم به دلیل ندانستن دست به این زشتی ها می زنند. بگذارید درباره این زشتی ها بگوییم و به طور علنی حرف بزنیم تا بلکه وجدان مردم نسبت به این زشتی ها حساس بشود.”

رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز آموزش را عاملی مهم در پیشگیری از کودک آزاری می داند: “ما از مقامات خواسته ایم که مسائل جنسی را بخشی از دروس دوران دبیرستان قرار بدهند تا دختران و پسران یاد بگیرند که عشق ورزیدن طبیعی یک مسئله است، ازدواج یک مسئله است و بچه دار شدن یک مقوله جداست.

زوج ها قبل از بچه دار شدن باید یادگرفته باشند که خشم و روحیات تند و خشونت آمیز خود را کنترل کنند. کودک یک بازیچه یا وسیله سرگرم کننده یک ملک شخصی ما نیست. یک انسان است.”

جوامع غربی برای ممانعت از تنبیه کودکان و کودک آزاری به قانون متوسل می شوند و معتقدند که کودکان ( که بنابر تعریف کنوانسیون حقوق کودک شامل همه افراد تا سن هجده سال می شود) هم مانند بزرگسالان باید در مقابل رفتارهای خشونت آمیز تحت حمایت قانون قرار داشته باشند.به گفته مدافعان حقوق کودک همانطور که اگر بزرگسالی برخلاف میل ما رفتار کند ما اجازه نداریم او را کتک بزنیم چرا در مورد کودکان این رفتار را در پیش می گیریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:44  توسط مهدی  | 

کودکانی با بدن‌های کبود در حضور خاموش مسئولین؛ واقعیت‌های تلخ کودک آزاری در جامعه

کودکانی با بدن‌های کبود در حضور خاموش مسئولین؛ واقعیت‌های تلخ کودک آزاری در جامعه

فردا/ یکی از علت‌ها وضعیت درآمدی مردم است. من به شما قول می‌دهم امسال آسیب‌های اجتماعی ما ۴۰ الی ۵۰ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. تمام مواد غذایی ما بالای ۶۰ درصد بالا رفته است. آیا فکر کردیم که علت این همه آسیب‌های اجتماعی می‌تواند همین کمبودهای مالی در زندگی مردم باشد؟ پس محکوم کسی است که قوانین را بر پایه اصول و برنامه نمی‌گذارند.

باربد سه ساله در آتش پریشان حالی پدر معتاد به شیشه‌اش سوخت، تن سوخته باربد بی‌رمغ‌تر از آنی است که به زندگی برگردد و چشمان پر از اشک مادر نا‌امید‌تر از همیشه است... پدر و مادر نیما او را به بیمارستان آورده بودند، نیمای ۴ ساله جای سالم در بدن نداشت، چشمان کودکانه‌اش زیر کبودی پررنگی پنهان شده و جای جای بدن لاغرش اثر سوختگی و کبودی و زخم است اما پدر به حکم دادگاه اورا پس از هفته‌ای ماندن در بیمارستان به خانه می‌برد... دست و پای هانیه ۸ ساله شکسته است، بدن او هم از کبودی سیاه است و مهر سوختگی ناشی از سیخ و کابل و... بدنش را نقاشی کرده‌اند، ناپدری هانیه معتاد بوده و مادرش هم همینطور، هانیه به بهزیستی سپرده شده و ا «‌ها نیز در انتظار حکم دادگاه هستند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا»، این روایتی گذرا از سه کودک آزاری انجام شده و البته رسانه‌ای شده ماه اخیر است، سه فاجعه دردناک و تکان دهنده تنها در یکماه حکایت از اوضاع و احوال بحرانی کودک آزاری در جامعه است، پدیده‌ای که سال‌ها است در کلاف در هم تنیده قوانین کهنه و خاموش؛ خلاء‌های فرهنگی و اجتماعی و آثار وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه در حال حیات و رشد و فزونی است.

کودک آزاری‌های اخیر زنگ خطر را بلند‌تر از همیشه به صدا درآورده است. زنگ خطری که نشان می‌دهد باور‌های اخلاقی و دینی و فرهنگی افراد جامعه در چه سطحی است، کودک آزاری پدیده است که نشان می‌دهد مشکلات اقتصادی و ومعیشتی، اعتیاد، افول ارزشهای دینی و اخلاقی و رشد انواع بزه چه تأثیری را برای آینده جامعه به همراه خواهد داشت.

آمارهای نگران کننده از یک جنایت خاموش

با کمال تأسف باید گفت که موارد مختلف کودک آزاری در ایران به وفور یافت می‌شود، کودک آزاری شامل همه اذیت و آزارهایی است که به صورت جسمی، روحی، جنسی و عاطفی به کودکان اعمال می‌شود و مواردی نظیر سطح سواد خانواده‌ها، محیط اطراف؛ اعتیاد و... در وقوع و میزان آن‌ها موثر است.

بر اساس اعلام دفتر امور آسیب دیدگان بهزیستی، طی شش‌ماههٔ اول سال گذشته ۱۴۴ هزار و ۵۶۵ تماس با خط تلفن کودک‌آزاری اورژانس اجتماعی صورت گرفته که تمامی این تماس‌ها مرتبط با آزار کودکان بوده است و این رقم نسبت به یک ‌سال‌ قبل در همین‌مدت چندین برابر افزایش داشته است. در این میان یازده درصد از موارد کودک آزاری طی ۱۰ ماهه سال گذشته به بهزیستی ارجاع داده شده است.

همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۵۰۰ پرونده کودک آزاری در قوه قضائیه در حال رسیدگی است ضمن آنکه نتایج تماس با تلفن اورژانس ۱۲۳ نشانگر بیش از ۶ هزار مورد حاد آزار کودکان در سال است هرچند وقوع بیش از ۷۰ درصد کودک آزاری‌ها در خانه موجب می شود تا شمار زیادی از موارد امکان انعکاس نداشته باشند و این مسئله بیش از هرچیز نشان می‌دهد این پدیده دردناک در خاموشی قرار داشته و ابعاد آن پنهان است.

اما بر اساس همین آمار‌های موجود در کشور ما ۵۶ درصد کودکان آزار دیده دختر و ۴۴ درصد پسر هستند که ۴۴ درصد کودکان توسط پدر، ۱۲ درصد توسط مادر و مابقی توسط آشنایان یا سایر افراد مورد آزار قرار گرفته‌اند که در این بین سهم ناپدری‌ها بسیار پر رنگ است و نشان از تأثیر طلاق در وقوع این پدیده اجتماعی دارد.

به گفته دکتر ابهری، آسیب‌شناس و استاد دانشگاه، ۱۹ درصد کودکان آزار دیده فرزندان طلاق هستند و ۲۶ درصد کودکان قربانی اعتیاد پدر و مادر و یا هر دو شده و آمارهای ارائه شده آزارهای جسمی از قبیل تنبیهات سخت و یا انواع مختلف صدمات فیزیکی است و در کنار این اعداد باید به ضعف مراقبت، کم توجهی و ضعف حمایت عاطفی اشاره کرد که در هیچ یکی از این ارقام لحاظ نشده است.

این استاد دانشگاه همچنین معتقد است که ۸۵ درصد کودک آزاری‌ها به دست والدین معتاد انجام شده است که تحت تأثر مصرف مواد مخدر دست به این اعمال زده‌اند مسئله‌ای که ارتباط معنادار موضوع مواد مخدر و وقوع جرائم اجتماعی خشونت بار را نشان می‌دهد، خصوصا آنکه بیشتر موارد کودک آزاری‌های تحت تأثیر مواد مربوط به مواد مخدرهای جدید و صنعتی بوده‌اند.

کودک آزاری محلی برای نقد قانون و عملکرد قضات

قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در دیماه سال ۸۱ و در ۹ ماده به تایید شورای نگهبان رسید بر اساس ماده چهار این قانون برای مرتکبان آزارو شکنجه روحی و جسمانی اطفال و نادیده گرفتن بهداشت و سلامت جسمی و روانی آن‌ها مجازات زندان از ۳ ماه و ۱ روز تا ۶ ماه و تا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی به همراه داشته و ماده ۳ آن هم مجازات‌هایی سنگین‌تر برای مرتکبین به بهره‌کشی اقتصادی و به کارگیری اطفال در شغل‌های خلاف و... مقرر کرده است.

با وجود این قانون اگرچه به نظر می‌رسد که خلاء قانونی در برخورد با کودک آزاری وجود ندارد ولی تناسب مجازات با جرائم انجام شده توسط فعالان حقوق کودک و صاحبنظران اجتماعی جهت پیشگیرانه بودن آثار مجازات‌ها محل ایراد و اشکال است، ضمن آنکه عملکرد برخی از قضات نیز با انتقاد‌های زیادی رویرو بوده است.

در پرونده نیما، گرچه آثار شکنجه و آزار جسمی کودک به وضوح نمایان بوده است و مادر و پدر نیز به انجام آن‌ها اعتراف کرده بودند، نیما پس از هفته‌ای مداوا در بیمارستان با حکم قاضی به پدر سپرده می‌شود و به خانه و یا‌‌ همان محل وقوع کودک آزاری باز می‌گردد تا نگرانی‌ها از آینده این کودک همچنان باقی مانده باشد.

آنچه در مورد قوانین نمایان است ضعف آن‌ها در بازدارندگی و حمایت از قربانیان کودک آزاری است که در افزایش شمار این وقایع و وضعیت پرونده‌های سال جاری قابل مشاهده است و موجب شده تا برخی انجمن‌ها و فعالیت حقوق کودک از کمیسیون اجتماعی مجلس خواستار اصلاح و تصویب قوانین، گنجاندن موادی به لایحه حمایت از خانواده و تشدید مجازات‌ها شوند. در این بین نیره اخوان عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفته است: کارگروهی برای بررسی کودک آزاری در لایحه حمایت از خانواده تشکیل شده و این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است و بخشهایی از این لایحه برای دفاع از حقوق کودکان اختصاص یافته است و قانون جدید موارد حمایتی از اطفال و نوع جرمهایی که علیه اطفال انجام می‌شود مشخص شده است.

به گفته اخوان این موضوع به دادگستری مربوط است و ما تنها می‌توانیم قانون مربوط به آن را تصویب کنیم.

کودک آزاری و بزه‌های اجتماعی تحت تأثیر فشارهای اقتصادی

افزایش خشونت، جرائم خشن، نزاع، افزایش بزهکاری‌های اجتماعی و فحشا، رشد اعتیاد و در ‌‌نهایت کودک آزاری از جمله پدیده‌های اجتماعی هستند که به اذعان بسیاری از کار‌شناسان اجتماعی متأثر از مسائل اقتصادی و معیشتی افراد جامعه هستند و از این رو است که فعالان اجتماعی خواهان آن بوده‌اند که قبل از هر تصمیم و برنامه اقتصادی، آثار اجتماعی آن نیز مورد مطالعه قرار بگیرد.

گرانی کالاهای مصرفی، کاهش قدرت خرید خانواده‌ها، تورم و سخت‌تر شدن شرایط زندگی برای مردم در سالهای اخیر وضعیت آسیب‌های اجتماعی را بحرانی کرده است، آمار‌های مربوط هم بر نگرانی‌ها افزوده است و از دید کار‌شناسان کودک آزاری نیز در این بین مستثنی نبوده است.

به گفته اقلیما، استاد دانشگاه و متخصص آسیب‌های اجتماعی فقر و بیکاری افزایش پیدا کرده است و طبعا سیر و روند کودک آزاری و همسر آزاری افزایش یافته است. جامعه، جامعه‌ای پولی شده است. نباید از کسی که هنوز امکانات اولیه زندگیش برآورده نشده است انتظار رفتارهای خوب داشته باشیم. روز به روز مردم بیشتر دنبال پول رفتند و خانه و خانواده را‌‌ رها کردند.

وی تأکید می‌کند؛ یکی از علت‌ها وضعیت درآمدی مردم است. من به شما قول می‌دهم امسال آسیب‌های اجتماعی ما ۴۰ الی ۵۰ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. تمام مواد غذایی ما بالای ۶۰ درصد بالا رفته است. آیا فکر کردیم که علت این همه آسیب‌های اجتماعی می‌تواند همین کمبودهای مالی در زندگی مردم باشد؟ پس محکوم کسی است که قوانین را بر پایه اصول و برنامه نمی‌گذارند.

اقلیما تصریح می‌کند: اقتصاد بیشتر خودش را نشان می‌دهد. امنیت روانی هم بسیار مهم است زیرا سلامت اجتماعی را می‌سازد. وقتی امنیت روانی وجود نداشته باشد انواع کودک آزاری‌ها به وجود می‌آید. پدری که تمام روز را کار می‌کند و نمی‌تواند کنار فرزندانش باشد، این مساله مشکلات خانواده را بیشتر می‌کند.

دولت ناتوان در مدیریت بحران‌های اجتماعی

فقط کافی است نگاهی به وضعیت نهاد‌های مسئول در حوزه اجتماعی بیندازید تا با مشاهده وضعیت مدیریت، اعتبارات و توان و عملکرد آن‌ها یکی از عوامل افزایش پدیده‌هایی نظیر کودک آزاری نشان داده شود؛ دستگاه‌هایی نظیر وزارت رفاه، سازمان بهزیستی، کمیته امداد، سازمان ملی جوانان و...

سازمان بهزیستی بودجه لازم در اختیار ندارد، تنها کمتر از ۳۰ درصد کودکان کار و خیابانی تحت پوشش بهزیستی‌اند، مقرری متوسط افراد تحت پوشش کمیته امداد تنها ۳۰ هزار تومان در ماه است و مشخص نیست سرنوشت خانواده‌ای که پدرش بر اثر کودک آزاری به زندان می‌افتد به کجا خواهد کشید و هزاران موضوع دیگر که نقش دولت را بیش از پیش پر رنگ می‌کند.

این‌ها تنها گوشه‌ای از مشکلات نهاد‌های درگیر با موضوعات اجتماعی‌اند، هنوز مشخص نیست با ادغام وزارت رفاه و کار بر سر سازمان بهزیستی که همچنان با سرپرست اداره می‌شود چه خواهد آمد و با توجه به افزایش قیمت‌ها و هزینه‌ها مشخص نیست مراکز نگهداری از زنان ویژه، افراد بی‌سرپناه، دختران فراری، کودکان کار و... چه وضعیتی را پیدا می‌کنند.

در وقایع اخیر مسئولین امر حتی زحمت یک گفتگو را هم به خود ندادند، چه کسی مسئول است؟ چه کسی پاسخگو است؟ سکوت تنها رویکرد دولتمردان است گویی آب از آب تکان نخورده و شاید هم تمام این فجایع از جمله رویداد‌های معمول اجتماع است که مانند آمار و مرگ و میر و ازدواج عادی می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:42  توسط مهدی  | 

تعریف کودک آزاری :

تعریف کودک آزاری :

در باره کودک آزاری تعاریف متعددی شده است این تنوع و تعاریف متضاد باعث شده که نتوان تعریف جامع و کلی برای آن ارائهداد . سازمان بهداشت جهانی در صدد است تا در این زمینه تعریفی که حاصل وفاق جمعی است ارائه دهد .

سخن از کودک آزاری تداعی کننده شکنجه و کتک زدن است در حالی که وارد آوردن هر گونه آسیب روحی و روانی و سوء رفتار ، سوء گفتار ، بد گمانی به کودک ، جدی نگرفتن  کودک ، توجه نکردن به تغذیه و بهداشت کودک ، ترساندن کودک ، تمسخر وارکاب های روانی مانند حبس کردن در زیر زمین تاریک ، حمام ، انباری و یا محروم کردن از محبت ، تهدید به بریدن گوش کشتن ، خرد کردن قلم پا ، ناسزا گفتن توهینآمیز و منت گذاشتن بر سر کودک ، بخشی از رفتارهای نا مناسبی است که کودک آزاری محسوب می شود و بسیاری از ما نا خواسته به برخی از این رفتارها اقدام می کنیم که ناشی از شناخت نادرستان از غایت چنین رفتار هایی است .

 

انواع کودک آزاری

بد رفتاری با کودکان معمولا در چهار حوزه مورد بررسی قرار می گیرد .

1-کودک آزاری جسمی                  physical  chil  abuse

2- کودک آزاری عاطفی         emotional child abuse

3- کودک آزاری جنسی          sexual   child   abuse 

4- غفلت ( بی توجهی )             neglect 

 

1-کودک آزاری جسمی  :به طور کلی کودک آزاری آسیبی که مواردی چون ضربه زدن ، داغ کردن با کبریتو سیگار سوزاندن ، آسیب رساندن به سر ، شکستگی ، آسیبهای درونی ، زخمی کردن ، گاز گرفتن ، یا هر شیوه دیگری از آسیب جسمانی را شامل می شود

 

2- کودک آزاری عاطفی : بد رفتاری های عاطفی آسیبی اساسی و قابل توجه است که کارکرد های روانشناختی رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و طرد و محرومیت عاطفی ، بر خورد خشونت آمیز خانواده ، انتقاد ، تحقیر و انتظارات نا مناسب از کودک ، کودک آزاری عاطفی تلقی می شود . بد رفتاری عاطفی معمولا بابد رفتاری جسمی و کلامی همراه است .

 

3- کودک آزاری جنسی : تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال ، هنگامی که از کودک برای تحریک جنسی استفاده می شود . دامنه و یعنی دارد که شامل مواردی چون نمایش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک ، مجبور کردن کودک به نشان دادن آلت تناسلی خود به فرد بزرگسال و...

 

4- غفلت :  عبارت است از حذف یا نا دیده گرفتن کودک که ممکن است با آزار بدنی همراه باشد ، غفلت به منزله الگوی پایداری است که بیانگر رابطه متقابل و اندک والدین و مراقبان با کودک ، حذف و عدم تامین نیازهای اولیه جسمی کودک مثل تغذیه –بهداشت –پوشاک –تربیت و اراز عشق و علاقه می باشد .

دو مورد دیگر هم که معمولا به عنوان کودک آزاری تلقی می شوند عبارتند از :

 

5- بهره کشی اقتصادی : والد یا مراقبان برای کسب در آمد فشار زیادی به کودک خود تحمل می کنند ، در حالی که در مورد نحوه خرج کردن آن هیچ گونه اختیاری به آنرا نمی دهند .

6- بد رفتاری آموزشی : فشار و آسیبهای احتمالی که از طریق نظام آموزشی ، معلمان ، شیوه های تدریس ، محتوای کتابها و... در کودکان ایجاد می شود . تاکید بر نمره گرایی . نادیده گرفتن تفاوتهای فردی . ایجاد رقابتهای شدید ، ایجاد فشار روانی بر کودک به علت انتظارات بیش از حد در این حوزه قرار می گیرد .

 

آثار و پیامدهای کودک آزاری :

مطالعات متعدد آثار اولیه دراز مدت کودک آزاری را در قربانیان نشان داده است . آثار اولیه ممکن است شامل ترسهای شدید –اضطراب –احساس گناه –افسردگی –مشکلات بین فردی و رفتارهای نا مناسب –نا کامی –واکنشهای منفی رفتاری –مبارزه منفی –عدم احساس امنیت –معلولیتهای جسمی و ذهنی ( ایجاد نقصهای دائم یا موقت ) افسردگی –پرخاشگری –کمبود اعتماد به نفس –خود کشی –خود آزاری . علاوه بر نتایج فوری جسمی –روانی کودکانی که قربانی خشونت خانواده هستند مستعد رخی مشکلات رشدی می شوند . نوزادانی که با آنرا بد رفتاری می شود به احتمال زیاد نسبت به مادران خود به طور مضطرب دلبسته می شوند در حالی که کودکان عادی چنین نیستند .

از لحاظ عاطفی این کودکان منزوی و منفعل هستند یا پرخاشگری و رفتار های مخالفت آمیز بروز می دهند .

آسیب مغزی –نا توانی در یادگیری –عقب ماندگی ذهنی –عقب ماندگی ثانویه –رفتار های ضد اجتماعی و پر خاشگرانه –بزهکاری و رفتار و رفتار مجرمانه بزرگسالی از جمله آثار کودک آزاری است .

توجه به آثار کوتاه مدت و بلند مدت کودک آزاری در ارائه طرح در مانی مناسب از اهمیت بسیار بر خوردار است و نتایج مورد آزار قرار گرفتن یک کودک بر اساس شدت آزار و محیط پیرامئنکودک متفاوت است . اگر محیط اجتماعی یا خانواده یا مدرسه پرورش دهنده و حمایت کنندهباشد احتمالا کودک نتیجه یا برونداد بهتری خواهد داشت .

 

 

 

انواع پیشگیری از کودک آزاری :

1- پیشگیری اولیه : آگاهی رسانی ، ایجاد خط تلفن کودک ، داشتن قوانین حمایت از کودکان ، خانواده درمانی

2- پیشگیری ثانویه : حمایت قانونی از کودک ، علت یابی مشکل ، جدا سازی کودک از خانواده

3- پیشگیری ثالثیه : ایجاد مراکز توانبخشی

 

برخی از موارد موثر بر پیشگیری از کودک آزاری عبارتند از :

1-توجه به آموزش و آگاه سازی معلمان و مربیان مهد کودک برای استفاده از شیوه های تربیتی مناسب

2- توجه به نهاد خانواده و کمک و حمایت از ان برای وظایف مربوط به کودک

3- کاهش فقر و تامین رفاه و امنیت و عدالت اجتماعی که به عنوان یک راهکار دراز مد است

4- باز نگری در نظام آموزشی و شیوه های آموزشی و رفتار با دانش آموزان

5- باز نگری در قوانین مربوط به کودکان و خانواده که جایگاه رشد و پرورش آنان است و نظارت بر اجرای دقیق قوانین مربوط به کودک آزاری

6- ارائه خدمات مشاوره کودک و ارائه خدمات روان شناسی به خانواده ها تا از قرار گرفتن در معرض کودک آزاری جلوگیری به عمل آید

7- بر طرف کردن مشکلات شخصیتی ، بیماریهای روانی ، ارائه آگاهی لازم از چگونگی برخورد با کودکان و رفع مشکلات اقتصادی والدین یا دیگر سر پرستان کودک

 

راهکارهایی برای کاهش و کنترل کودک آزاری در ایران

1-ایجاد پایگاههایی در پارکها و فرهنگسراها یا ... برای رسیدگی به شکایات و مشکلات کودکان

2- ایجاد کمیته های مددکاری برای کمک به کودکان آزار دیده

3- بالا بردن سطح آگاهی مردم در رابطه با تربیت کودکانشان و چگونگی بر خورد صحیح با آنها از طریق رسانه های محلی

 

از لحاظ درمانی بعضی متخصصین مهمترین اقدام را درمان والدین می دانند . اطمینان از سلامتی کودک نیز یکی از مهمترین اقدامات اولیه است و مهم ترین مسئله در درمان کودک تحت آزار این است که آیا او را از محیط خانواده خارج نماییم یا این که اجازه دهیم کودک در محیط خانواده تحت درمان قرار گیرد .

اصول در مان :

شامل حمایت از کودک ، مراقبت و روان درمانی گروهی و خانواده درمانی است . در موارد کودک آزاری روحی نیاز به بررسی و ارزیابی روانشناختی کودک است . همچنین در مان اختصاصی برای اختلالات روحی و رفع ترس و اضطراب و بر گرداندن اعتماد به نفس به کودک –بهبود اختلالات خواب و تغذیه ای –بهبود توجه و محبت و صحبت کودک ضروری است .

 

 

ما بخاطر بسیاری از خطاها و اشتبا هاتمان گناهکار هستیم اما بدترین جنایت ما واگذاشتن کودکان به حال خودشان و غفلت از آنهاست .

 

  • وب سایت روانشناسی –کتاب در سوگ زندگی –تالیف معصومه حیدری –ماهنامه کودک –مریم بخشی پور –کارشناسی ارشد جامعه شناسی –سایت کودک آزاری قسمت پایانی –روانشناسی آزاد

 

 

 

علائم و نشانه های کودک آزاری جسمی :

علائم فیزیکی

بریدگی –پارگی –گاز گرفتگی –سوختگی ناشی از سیگار و سیخ داغ –شکستگی –صدمات گوشی .....

 

 

 

علائم رفتاری

 

 

 

  • احتیاط فراوان در تماس فیزیکی با بالغین
  • کنار کشیدن و یا حالت دفاعی گرفتن از ترس در پاسخ به حرکت ناگهانی بزرگسالان
  • تغییرات شدیدی در رفتار و به همراه واپس روی رفتار
  • حالت گوشه گیری یا پر خاشگری شدید
  • ترس شدید از والدین –مدتها در حالت ثابت باقی می مانند .

 

شاخص های کلامی

 

  • اعلام کتک زدن از سوی والدین
  • برای علت ایجاد آسیب بدنی خود دلایل نا متناسب و نا باورانه می آورند .
  • گاهی مکررا اعلام می دارند پدر و مادرم مرا دوست ندارند.

 

 

شاخص های خانوادگی

  • خانه وضعیت کثیف و بهم ریخته دارد .
  • رفت و آمد محدودی دارند و معمولا از اجتماع می گریزند .
  • والدین نمی گذارند کودک با دوستانش رفت و آمد کند .
  • به مدرسه سر کشی نمی کنند و نسبت به وضعیت تحصیلی بچه بی توجهند .
  • توضیحی در برابر صدمات بدنی ایجاد شده در کودک ندارند و سعی در مخفی کردن جراحات دارند
  • کودک خود را شرور و اصلاح نا پذیر می دانند .

- غالبا والدین سوء مصرف الکل –دارو و یا مواد مخدر داند.

 

علائم و نشانه های کودک آزاری عاطفی و غفلت :

علائم فیزیکی

 

ندارد

 

 

 

علائم رفتاری

  • کودک آزاری
  • منفعل و دائم در حال شکایت است و یا حالت تهاجمی و بی اعتنایی دارد .
  • اعتماد به نفس بسیار پایین
  •  به ندرت می خندد ، مهارتها ی اجتماعی کمی دارد
  • دائما سعی در جلب حمایت دیگران دارد روز به روز در خواستهایش بیشتر می شود . ( پر توقع )
  • پس رفتن به دوران کودکی مثل انگشت مکیدن و گریه کردن

 

 

شاخص های کلامی

  • اشکال در خوابیدن
  • خودش را با واژه های منفی و تحقیر آمیز توصیف می کند .
  • نسبت به برنامه های خانواده ابراز بی میلی می کند .

 

 

 

شاخص های خانوادگی

  • داشتن انتظارات غیر واقعی از کودک
  • عدم علاقمندی به کودک
  • فقدان دانش اولیه و مهارتهای لازم جهت پرورش کودک
  • به نظر می رسد بیشتر به نیاز های خود توجه دارند تا به نیاز های کودک
  • کودک را دائما سر زنش می کنند .
  • با کلمات تحقیر آمیز با کودک خود سخن می گویند .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:42  توسط مهدی  | 

درآمدي بر پديدة كودك آزاري در ايران

درآمدي بر پديدة كودك آزاري در ايران





اي خداي پاك و بي انباز و يار
دست گير و جرم ما را در گذار

      علت اصلي تمامي جرمها و تبهكاري‌هاي اجتماعي را بايد در شيوه رفتار انسان و اجتماع و تاثير متقابل انسان و اجتماع دانست.

      نابسامانيهاي اقتصادي و اجتماعي از قبيل: فقر ، تورم، گراني، بيكاري، فقدان امنيت مالي و حقوقي و ديگر عواملي كه سبب «محروميت» ميشوند، زمينه مناسبي براي پرورش آنواع آسيبهاي اجتماعي چون: خودكشي، سرقت، اعتياد به مواد مخدر ، خشونت و انواع آن، طلاق، تكدي گري و غيره را در بطن جامعه فراهم ميكند كه در اين ميان ميتوان به يكي از مهمترين آسيبهاي اجتماعي يعني خشونت عليه كودكان اشاره كرد كه خود نتيجه ناخواسته پديده هايي چون فقر مالي و معنوي، رشد جمعيت و بسياري از نابسامانيهاي اجتماعي ديگر كه سبب بوجود آمدن انواع حالتهاي رواني و عصبي در فرد ميشود ميباشد.

      كودك آزاري پديده اي ست كه طي آن ميليونها كودك مظلوم قرباني طمع و سوء استفاده ديگران ميشوند كه مشتمل بر خشونت عليه كودكان، تجاوز جنسي به كودكان، و آثار سوء آن بر كودك چون فحشاء و بزهكاري كودكان ميباشد. در اين موارد بايد گفت كه كودك قرباني رفتار غلط بزرگسالان ميگردد. نگاهي گذرا به آمار دهشتناك مهر تاييدي در اين زمينه است. براي مثال:

      1. قرار بازداشت موقت براي پدر و نامادري به اتهام قتل دختر بچه 3 ساله در تهران:» رئيس يكي از شعبات دادسراي امور جنايي تهران براي پدر شكنجه گر قرار بازداشت موقت صادر كرده…..پدر سالومه در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه چه اتفاقي براي فرزندش افتاده بود ،گفت:شب قبل حدود ساعت 2 نيمه شب كار خطايي انجام داد و من هم او را تنبيه كردمو براي اينكه كار خطاي خود را فراموش نكند او را كتك زدم و صبح متوجه شدم كه او مرده است.!!!» (هلال.15/11/1382 .ش168).

      2. خبرگزاري دانشجويان ايران تصاويري دلخراش از كودكي نه ساله به نام اميد را به چاپ رسانده كه آنگونه كه اين خبرگزاري گزارش داده، چنان به دست مادرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته كه به مرگ مغزي دچار گشته و اميد چنداني به زنده ماندنش نيست. اين خبرگزاري همچنين از آمار انجمن حمايت از كودكان خبر داد كه بنابر آن ظرف يك سال گذشته ،تنها در سطح شهر تهران ،صد و شصت مورد كودك آزاري «حاد» و نيازمند پيگيري رخ داده كه بيش از هفتاد درصد از اين كودك آزاريها به شكل ضرب و شتم بوده است (برگرفته از سايت BBC persian).

      بديهي است كه بسياري از موارد كودك آزاري گزارش داده نميشود.

      3. قتل دختر معصوم نتيجه جنون سوءظن از از سوي يك پدر جنايتكار در تهران: مرد 52 ساله اي يكشنبه شب هفته گذشته پس از كشتن دختر 12 ساله اش،دختر ديگرش را مجروح كرد و سپس خود را به ماموران كلانتري 110 شهداي تهران معرفي كرد. (هلال، 12/9/1382، ش160)

      خشونت در خانواده و نسبت به كودك اغلب نوعي تجاوز فيزيكي به كودك است كه از جانب پدر يا مادر در مورد وي اعمال ميشود و ميتوان گفت كه در واقع خانه يكي از ناامنترين مكانها در جامعه امروزي است و محبت و عطوفت كه رشته پيوند خانواده است گاهي با خشونت همراه است كه درصد زيادي از خشونت در خانواده مورد تاييد قرار گرفته و تحمل ميشود.

      و بنا بر گفته موري استراوس «پدر و مادر بودن “جواز كتك زدن “را فراهم ميسازد و عقد نامه “جواز كتك زدن “ است.»

      4. محمدرضا آجرلو به جرم تعرض به دختر بچه 6  ساله و قتل وي با حضور والدين اين دختر در زندان قصر به دار آويخته شد .(هلال، 12/9/1382، ش160)

      5. تاييد محكوميت 8 بار اعدام در ملاعام براي كودك آزار مرودشتي از سوي ديوان عالي. (هلال ،همانجا)

      از اين مسئله بگذريم كه اعدام آن هم در ملاعام ـصرف نظر از هر جرمي كه مجرم مرتكب شده باشد ـ نه تنها باعث درس گرفتن مجرمين نميشود بلكه حس دلسوزي و رقت قلب تماشاگر را تحريك ميكند.

      اكثريت عظيم كودكاني كه مورد تماس جنسي و تعرض قرار گرفته اند اين تجربه را وحشتناك ،شرم آور و تنفر انگيز ميابند. مطالعات درباره روسپيان ،نوجوانان بزهكار ،جواناني كه از خانه گريخته اند و معتادان نشان ميدهد كه نسبت زيادي از آنها سابقه تجاوز جنسي در در دوره كودكي دارند. (1)

      بديهي است كه همبستگي در اين مورد، همبستگي علت و معلولي نيست و ميتوان مجموعه اي از عوامل مانند ستيزه هاي خانوادگي ،غفلت پدر و مادر ،تجاوز فيزيكي ،فقر و غيره را در بزهكاري كودكان و نوجوانان دخيل دانست.

      همچنين در مورد آثار رواني كودك آزاري بر كودكان، آمار كودكان خياباني و فحشاي كودكان نشان ميدهد كه مثلا:

      1. سن شروع سيگار كشي در ايران به 6  سالگي رسيد!

      2. به گفته كارشناسان استفاده از سيگار اولين گام براي نزديك شدن به مواد مخدر است. (هلال7/12/1382، ش171).

      3. و يا 80 درصد كودكان خياباني تهران كودكان كارند (هلال، 12/9/1382، ش160)

      به گفته آنتوني گيدنز در كتاب ارزنده وي “جامعه شناسي“  سه گروه كلي فواحش خردسال را ميتوان تشخيص داد:

      1. فراريها،كه يا خانه را ترك ميكنند و والدينشان در جستجوي آنها بر نميايند ،يا هر بار كه آنها را يافته و به خانه برميگردانند با پافشاري دوباره خانه را ترك ميكنند.

      2. گردش كننده ها ،كه اساسا در خانه زندگي ميكنند، اماهر چند گاه مدتي را دور از خانه ميگذرانند،براي مثال متناوبا چندين شب بيرون از خانه به سر ميبرند.

      3. رانده شده‌ها،كه پدر و مادرشان نسبت به كارهاي آنها بيتفاوت هستند،يا به طور جدي آنها را طرد ميكنند.

      ميتوان گفت كه فحشاي كودكان بخشي از صنعت “توريسم جنسي” در جهان است براي مثال سالانه 700 هزار زن و كودك در جهان براي اميال هوسبازان قاچاق ميشوند!  كه آماري بسيار وحشتناك و دردآور است.

      به راستي چه چيز باعث بوجود آمدن اين مسائل و مشكلات حاد در جامعه كه گريبان كودكان را هم گرفته ميشود؟در اينجا مواردي چند در حد توان نگارنده از نظر خوانندگان عزيز اين مقال ميگذرد

      نظريه فشار ساختاري (strutural strain Theory)كه رفتار هاي انحرافي را نتيجه ي فشار ساختارهاي اجتماعي بر افراد ميداند «مطالعات اجتماعي نشان ميدهد كه در كشور هايي كه توزيع ثروت به صورت عادلانه نباشد ،هر روز فقرا فقيرتر و اغنيا ثروتمند تر ميشوند.فاصله طبقاتي فزوني ميابد و به علت عدم آموزشهاي اجتماعي و ضعف فرهنگي و فقدان احساس همبستگي ناشي از مادي گرايي و فرد گرايي ،كه از اختصاصات جامعه هاي در حال توسعه است .افراد قادر به هدايت درست ستيز عليه اين بي عدالتي اجتماعي نيستند. در نتيجه ،شاهد آنيم كه ارزشهاي اجتماعي فاقد اعتبار ميشود،نظارت اجتماعي سست ميگردد و بزهكاري و تبهكاري عموميت پيدا ميكند» (2)

      همچنين انفجار جمعيت مسائل و دشواريهايي از قبيل فقر،بيكاري،سوءتغذيه،عدمرعايت بهداشت جسمي و رواني ،اعتياد ،فحشاء و مانند آن را در پي داردكه هم اكنون گريبانگير بسياري از افراد و جوامع اين كره خاكي ميباشد.

      نتايج سوءي كه طلاق به جاي ميگذارد: 1. بزهكاري كودكان و نوجوانان 2. فحشاء به ويژه در نتيجه فقر و ناآگاهي 3.اعتياد زنان،يا مردان وكودكان 4. .پرخاشگري و ولگردي كودكان 5. .افت تحصيلي، 6. خود كشي زن ومرد وحتي كودكان 7.  كاهش ميل به ازدواج وتشكيل خانواده  8. .مسامحه خانواده و اهمال آنان وتربيت كودكان 9. .ايجاد وحشت نسبت به جنس مخالف وگرايش به همجنس گرايي .وبسياري موارد قابل گفتني ديگر كه از تخصص نگارنده خارج است  در اين مورد گفتني است كه تداوم خشونت بين زن و مرد در خانواده كه منجر به طلاق نشود آثار رواني آن به فرزندان به مراتب بسيار بيشتر از خانواديي است كه زن ومرد از هم جدا شده اند. وبسياري موارد ديگر را مي توان نام برد كه در خشونت عليه كودكان ونيز فحشاي كودكان دخيل مي باشد.

      هدف از نگارش اين مقال ارائه تصويري جامع و تحقيقي مانع نيست چرا كه از توان نگارنده حقير خارج است و در اين مورد بهتر است كار را به دست كاردان سپرد ولي ناگفته نماند كه در اين زمينه وجود مسائل بديهي و تاثير آن بر روي مسئله كودك آزاري و فحشاي كودكان از قبيل فقر و رشد جمعيت و نبود قوانين سختگيرانه در رابطه با مجازات والدين خطا كار و اهمال در اين زمينه و غيره و غيره انكار ناكردني ست.و در اين باره سلامت خانواده و همسالان و تاثير مثبت ارزشهاي مفيد مدرسه بر فرزند و تاثير رسانه هاي گروهي در آگاهي هاي لازم به والدين و همچنين كودكان از همه مهمتر تامين سلامت روحي و رواني والدين كه خود بسته به اعمال سياستهاي صحيح و بخردانه دولت ميباشد لازم و ضروري است. واهمال در اين مورد و مواردي مشابه كه از چشم نگارنده پنهان مانده ،اهمال در سرنوشت نونهالان باغ زندگي و آينده سازان مملكت ميباشد.

مريم جعفرزاده، دبير كميته زنان كانون آينده نگري ايران                       

maryjafarzadeh@yahoo.com

پي نوشت:

1. جامعه شناسي /آنتوني گيدنز ؛ ترجمه منوچهر صبوري .ـ تهران:نشر ني،1376

2. آسيب شناسي اجتماعي (جامعه شتاسي انحرافات) هدايت الله ستوده .ـ {ويرايش2}. تهران:آواي نور، 1381.
كودك‌ آزاري‌ در والدين‌ جوان‌ شايع‌تر است‌
26 فروردين - اعتماد، كودك‌ آزاري‌ در والدين‌ جوان‌ شايع‌تر است‌ براساس‌ نتايج‌ يك‌ پژوهش‌، پايين‌ بودن‌ سن‌ والدين‌، شلوغي‌ يا اعتياد يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌، وجود استرس‌ حاد و شديد، ضعف‌ والدين‌ در تربيت‌ فرزندان‌ و عدم‌ آگاهي‌ از مشكلات‌ آنها از عوامل‌ مستعد كننده‌ كودك‌ آزاري‌ در خانواده‌ها است‌.
 
به‌ گزارش‌ ايسنا، دكتر علي‌اكبر سياري‌ ،دانشيار دانشگاه‌ علوم‌ پزشكي‌ شهيد بهشتي‌، دكتر بهروز، جليلي‌ دانشيار دانشگاه‌ علوم‌ پزشكي‌ ايران‌ و همكارانشان‌ در پژوهشي‌ كه‌ نخستين‌ گام‌ براي‌ برآورد تقريبي‌ حجم‌ مشكل‌ كودك‌آزاري‌ در ايران‌ توصيف‌ شده‌ است‌، به‌ بررسي‌ شيوع‌ واقعي‌ كودك‌آزاري‌ و انواع‌ آن‌ در كشور پرداخته‌اند.
يافته‌هاي‌ اين‌ پژوهش‌ مقطعي‌ كه‌ با مطالعه‌ سه‌ هزار و 19 كودك‌ زير 18 سال‌ مراجعه‌ كننده‌ به‌ سه‌ درمانگاه‌ تخصصي‌ اورژانس‌ كودكان‌ تهران‌ (بيمارستان‌هاي‌ بهرامي‌، حضرت‌ علي‌اصغر(ع‌) و مركز طبي‌ كودكان‌) انجام‌ شده‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در مجموع‌ 212 درصد نمونه‌ها يعني‌ 367 كودك‌ (514 درصد پسران‌ و 69 درصد دختران‌) دچار آزار جسماني‌ شده‌ بودند.
شدت‌ آسيب‌وارده‌ در 812 درصد موارد شديد و در 287 درصد در حد متوسط‌ بوده‌ است‌.
براساس‌ نتايج‌ اين‌ پژوهش‌، بالاترين‌ درصد محل‌ آسيب‌ در كودكان‌ آسيب‌ديده‌ جسماني‌ مورد مطالعه‌ مربوط‌ به‌ صورت‌ (741 درصد)، بازو و يا دست‌ها (830 درصد) است‌. همچنين‌ يافته‌هاي‌ اين‌ پژوهش‌، نشان‌ داد كه‌ شدت‌ آسيب‌ در حدود 7 درصد موارد كودك‌ آزاري‌ باعث‌ بستري‌ شدن‌ كودك‌ در مراكز درماني‌ شد. اين‌ پژوهش‌ همچنين‌ نشان‌ داد كه‌ والدين‌ بيش‌ از سايرين‌ در كودك‌ آزاري‌ جسماني‌ نقش‌ داشته‌اند و در اين‌ بين‌ بالاترين‌ درصد مربوط‌ به‌ پدر (548 درصد) و مادر (328 درصد) بوده‌ است‌.
نتايج‌ اين‌ بررسي‌ در زمينه‌ عوامل‌ مستعدكننده‌ كودك‌ آزاري‌ حاكي‌ است‌: بيشترين‌ ويژگي‌ كودك‌ آسيب‌ديده‌، بيش‌ فعالي‌ (423 درصد) ، شب‌ادراري‌ (812 درصد) و ناخواسته‌ بودن‌(910 درصد) ذكر شده‌ و اين‌ كودكان‌ با كتك‌ خوردن‌ و بيشتر به‌ وسيله‌ كمربند و تسمه‌، از سوي‌ والدين‌ يا مراقبان‌ خود مورد ضرب‌ و جرح‌ قرار گرفته‌ بودند.
در بخش‌ ديگري‌ از اين‌ پژوهش‌ مشخص شد كه‌ 134 درصد كودك‌ آزاران‌ جسماني‌ در كودكي‌ خود سابقه‌ آزار جسمي‌ داشته‌اند و 426 درصد آنها نيز در گذشته‌ سابقه‌ كودك‌ آزاري‌ داشته‌اند. بيشترين‌ درصد كودك‌آزاري‌ توسط‌ افرادي‌ روي‌ داده‌ كه‌ بي‌سواد يا كم‌سواد بوده‌ و عمدتا بيكار بوده‌اند.
در اين‌ تحقيق‌ همچنين‌ ارتباط‌ معني‌داري‌ ميان‌ كودك‌آزاري‌ جسماني‌ ومتغيرهاي‌ سني‌، جنسي‌، سابقه‌ جدايي‌ و طلاق‌ والدين‌، فوت‌ والدين‌ و محل‌ سكونت‌ آنها مشاهده‌ شد كه‌ اين‌ امر تاثير مستقيم‌ تامين‌ و حفظ‌ بهداشت‌ رواني‌ خانواده‌ بر كاهش‌ كودك‌ آزاري‌ در سطح‌ جامعه‌ را نشان‌ مي‌دهد.
به‌ عقيده‌ اين‌ پژوهشگران‌، بهبود وضعيت‌ اجتماعي‌، شناسايي‌ بموقع‌ افراد آسيب‌پذير و فراهم‌ كردن‌ شرايطي‌ كه‌ فرد از نظر رواني‌ كمتر در معرض‌ استرس‌ و آسيب‌قرار گيرد مي‌تواند به‌ كاهش‌ كودك‌آزاري‌ منجر شود. آموزش‌ كليه‌ افراد جامعه‌ بويژه‌ والدين‌، مربيان‌ و كودكان‌ در دستيابي‌ به‌ اين‌ شرايط‌ نقش‌ اساسي‌ و كليدي‌ دارد. برنامه‌ريزي‌هاي‌ آموزشي‌ در راستاي‌ بالابردن‌ آگاهي‌ خانواده‌ها از اثرات‌ مخرب‌ و منفي‌ كودك‌آزاري‌ بر شخصيت‌ و رشد كودكان‌ و همچنين‌ تغيير نگرش‌ آنها و استفاده‌ از روش‌هاي‌ مثبت‌ تربيتي‌ (تشويق‌) به‌ جاي‌ تنبيه‌ مي‌تواند نقش‌ موثري‌ در كاهش‌ بروز كودك‌آزاري‌ جسماني‌ داشته‌ باشد.

اين خبر از سايت اينترنتی حادثه چاپ شده است!
Copyright © 2003 hadeseh.com All rights reserved
_____________________________________________________________-
هشدار انجمن حاميان حقوق كودك از افزايش كودكان خياباني  ـ ۲۹ تير ۱۳۸۲
درماهها وهفته هاي اخير شاهد يكي اززشت ترين پديده هاي خلاف شئون اجتماعي در سر معابر وچهارراههاميادين بزرگ شهر تهران هستيم اجتماع كودكان معصوم وخردسال (زيرده سال) با ظاهري مندرس وتقاضاهاي ملتمسانه براي كمك از عابرين و خودروهاي عبوري به طور محسوسي افزايش يافته است . سن كم وشيوه هاي اخذ كمك و عدم توجه شهروندان به وضعيت اين كودكان بي گناه ، دل هرناظري را مكّدرنموده و اين سؤال در اذهان پديد مي آيد كه متولّيان اين امر كه با شعارهاي آتشين هر روز دم از ساماندهي اين دسته از جمعيت كشور را مي زنند ، درعمل چه كارمي كنند ، متاسفانه در سالهاي اخير با تدابير غلط وبا اهداف ونيّات شخصي هزينه هاي گزافي براي اجراي برخي طرحهاي جمع آوري صرف شده لكن در عمل نه تنها آثار مثبتي براي اين كودكان به همراه نداشت است بلكه بعضا درجهت منافع افراد يا نهادهاي خاصي قضيه پيگيري مي شد .انجمن حاميان حقوق كودك ( حامي ) به عنوان يك تشكل مردمي وغير دولتي كه دغدغه هاي مستمر خود را جهت حفظ حقوق اين كودكان بارها وبارها اعلام وحتي در مقطعي با ارائه طرحي جامع در صدد ساماندهي برآمد وبازهم به علل مختلف ( كه ذكر آنها دراين بيانيه ضروري به نظر نمي‌رسد )‌نتوانست به اهداف طرح برسد ،‌خاضعانه از مسؤلين ذيربط و متوليان امور اجتماعي درخواست مي نمايد ،‌ هرچه سريعتر نسبت به اين وضعيت حساسيت نشان داده تا گل‌هاي نشگفته جمعيت جوان كشور تبديل به آلت دست باندهاي تبهكاروبزهكاران حرفه اي نشوند .قطعا با كالبد شكافي دقيق اين پديده مي‌توان راه كارهاي مناسب را نيز يافته و جامعه عمل پوشاند ، دراين راستا  تشكل هاي مردمي و تخصصي مي توانند با كمترين هزينه بار اين مسؤليت رابردوش كشند ، البته لازمه اين كار خواست واقعي نهادهاي دولتي براي اين گونه بحرانهاست در پايان از شهروندان عزيز ودلسوزان جامعه تقاضا دارد پيشنهادات ونظرات خود را پيرامون اين موضوع به صندوق پستي 6965-15875 انجمن حاميان حقوق كودك (حامي) ارسال و يا باشماره تلفن8758269 دفترانجمن تماس تا باجمع بندي اين نظرات ، حاصل آن را به طور مكرر به مبادي ذيربط اعلام نماييم . به اميد آن روزي كه شاهد صحنه‌ هاي دلخراش استثماركودكان ونوجوانان توسط افراد سودجو نباشيم .                                                                                                                                

بيانيه انجمن حاميان حقوق كودك درباره ربودن 150 كودك براي سرقت  ـ ۲۷ فروردين ۱۳۸۲
در خبرها آمده بود كه زني با فريب دادن تعداد زيادي از كودكان؛زيورآلات واشياء قيمتي آنان را سرقت مي كرده است . گرچه ظاهر اين خبرحكايت از جرمي ساده تحت عنوان سرقت مي كند ولي در كنكاش هاي بعدي مشخص شده اين مجرم تمامي اقدامات خود را با نوعي كودك آزاري مرسوم انجام و متاسفانه در پيگيري پرونده قضائي وي اثري از ارتكاب جرم كودك آزاري ديده نمي شود.
انجمن حاميان كودك كه از اهداف اصلي آن افشاي زواياي پليد و زشت كودك آزاري است. با فعال نمودن كميته حقوقي خود مؤفق شد با تعداد زيادي از خانواده هاي اين كودكان تماس حاصل و ابعاد تازه اي از اين جنايت را روشن كرده و خانواده ها را تشويق به احقاق خود نمايد. از طرفي مصرانه و با تاكيد از مقامات مسئول خصوصا  قوه قضائيه مي خواهد با پيگيري دقيقتر زواياي ديگري از اين پرونده شوم را روشن و عاملين و مسببين را به اشد مجازات برساند يقينا دفاع از حقوق كودكان معصوم رهيافت مهمي به عرصه جامعه بين المللي بوده و تلاش ايران را در اجراي دقيق قوانين داخلي و كنوانسيونهاي بين المللي پذيرفته شده نشان خواهد داد همچنين از خانواده ها و شهروندان گرامي در خواست مي نمايد با هوشياري كامل نسبت به تضييع حقوق كودكان ؛حساس واز خدمات حقوقي و پيگيري انجمن هاي غير دولتي مدافع حقوق كودك بهره مند شوند.
انجمن حاميان حقوق كودك ضمن تاكيد بر اهداف تعيين شده خود و با تكيه بر تجربيات ارزنده اعضاء كه عمدتا با مسائل كودكان آشنا و به آسيب هاي اجتماعي در معرض كودكان به خوبي واقف مي باشد ؛ تلاش مي كند تا نهادهاي مسئول را نسبت به اينگونه  حوادث هوشيارتر و مشاوره هاي تخصصي خود را در اختيار اين مقامات قرار دهد.اميد است مردم نوعدوست؛ خصوصا نهادهاي ملي؛ دولتي و مجامع علمي در اين مسير ما را ياري دهند.
لازم به ذكر است پس از گذشت چند هفته شكات متهمه به 150 نفر رسيده است و اين انجمن آماده حمايت و معاضدت حقوق به مجني عليهم مي باشد در اين رابطه مي توانيد با شماره تلفن 8758268 و 8758269 دفتر انجمن تماس حاصل نماييد .
 
انجمن حاميان حقوق كودك (حامي)

قرباني قربانيان 12 ساله در عراق  ـ ۲۷ فروردين ۱۳۸۲
از آسيب ديدن کودکان جلوگيری کنيد.
در حالي كه تصرف 3 روزه و بدون مقامت بغداد حاكي از معامله اي شوم بر سر سرزمين عراق بود بيش از هر چيز بيانگر اين نكته بود كه باز هم بازي شوم سياست اول از هر چيزي گريبانگبر آسيب پذيرترين قشر مردم عراق شده است.
جنگ و بمباران جنون آميز عراق پس از 12 سال محروميت گويي حكم مرگ و قرباني شدن هزاران كودك بي گناه عراقي براي ورود سربازان خارجي و تحولي مبهم در اين كشور بود.
كودكاني كه 12 سال به بهانه مبارزه با رژيم عراق و تحريم اين  كشور در محروميت و فقر به سر بردند مظلومانه به پاي سربازان خارجي قرباني شدند.
کودکان عراقی حق دارند در سرزمينی شاد و آرام  زندگی کنند بنابراين آغازگران جنگ باید هر چه زودتر از آسیب دبدن کودکان عراقی جلوگيری کنند.  
«كودكان ايران » در حالي بر مظلوميت كودكان عراقي صحه مي گذارد و آتش افروزان جنگ را محكوم مي كند كه به خوبي به خاطر دارد مدارس كودكان ايراني چگونه توسط موشكهاي رژيم عراق بر سر دانش آموزانش آوار شد.
صداي  مظلوميت كودكان عراقي امروز البته به يمن تلويزيونهاي مختلف و به ويژه «الجزيره» به گوش جهانيان خواهد رسيد و اين در حالي است كه هنوز هم  صداي بي گناهي نوگلان  و كودكاني كه در آبانماه 1362 در مدرسه اي در بهبهان به ضرب يك موشك عراقي پرپر شدند به گوش هيچ كس نرسيده است.
«كودكان ايران» با  تجربه تلخ مظلوميت خود در شهرهاي مختلف ايران قرباني شدن كودكان عراقي را محكوم كرده آنرا مذموم مي شمارد.

به اميد حق

بيانيه انجمن حاميان حقوق كودك در دفاع از مظلوميت كودكان عراقي  ـ ۲۷ فروردين ۱۳۸۲
به كمك كودكان عراقي بشتابيد

ساعت 30 :4 صبح پنج شنبه 29 اسفند 1381 كودكان عراقي در شهرهاي مختلف اين كشور با صداي مهيب انفجارهاي موشكي  سراسيمه و هراسان بيدار شدند و بهت زده و پريشان خود را به آغوش مادران و پدران چسباندند و مضطرب و نگران به اميد روشني   روز و پايان صداها منتظر شدند ، اما اين آغاز ماجرايي تلخ بود ، ماجرايي كه روزها و هفته ها طول كشيد و هر لحظه و هر ساعت زخمي بر پيكر نحيف كودكان معصوم عراقي پديدار گشت ، زخمي از پس جاه طلبي هاي شيطاني، كودكان عراقي در حلقه اي از محاصره گرفتار شدند كه درون و برون حلقه كساني حضور داشتند كه از حقوق كودك و دفاع از آن بهره نبرده بودند ، به همين خاطر در اين صحنه هاي وحشت و جنگ بيش از ديگران ، كودكان قرباني شدند، آنان براي اولين بار صداي ممتد آژير قرمز را لمس مي كردند ، صداي شكستن شيشه هاي منازل را مي شنيدند ، لكه هاي خون جاري شده بر در و ديوار منازل را به تماشا مي نشستند و دنيايي پر از ترس و دلهره را در پيش روي خود مي ديدند  در اين عرصه قطعا حقوق كودكان نه تنها  رعايت نشده است بلكه لگدمال نيز شده است.
بنابراين در اين مقطع زماني نقش سازمان هاي بين المللي مدافع حقوق كودك، سازمان ها و نهادهاي غير دولتي فعال در عرصه دفاع از حقوق كودك بسيار حساس و سرنوشت ساز خواهد بود ، حداقل اقدام در اين خصوص محكوميت اين گونه جنايت ها از سوي هر كس و هر شخص و هر دولتي مي باشد .
در مرحله بعد حضور در نهضت كمك رساني به اين كودكان براي بازگشت به زندگي امن و سالم قرار دارد ، لذا انجمن حاميان حقوق كودك با اظهار تاسف از وقايع عراق و اعلام آمادگي براي كمك به اين كودكان ، مصرانه از نهادهاي بشردوستانه مي خواهد به سرعت خود را به كمك كودكان معصوم عراقي رساند تا بيش از اين شاهد لكه دار شدن صفحات تارخ در عرصه دفاع از حقوق كودكان نباشيم .
انجمن حاميان حقوق كودك

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:40  توسط مهدی  | 

آثار سوء کودک آزاری چیست؟

آثار سوء کودک آزاری چیست؟

آثار سوء کودک آزاری چیست؟

وقتی سخن از کودک آزاری به میان می آید، اغلب ما فکر می کنیم رفتاری که با کودک خود داریم کودک آزاری نیست. چرا که ما واقعا قصد آزار و اذیت کودک خود را نداریم، بلکه هدف ما تربیت اوست؛

 

 زمانی اقدام به کتک زدن یا ناسزاگویی به کودک می کنیم که دیگر کنترل از دست ما خارج شده و رفتارهای او تحمل ما را تمام کرده است. به هر دلیلی که این عمل صورت گیرد، چه با هدف تربیت کودک، چه بعلت از دست دادن تحمل ما و چه به عمد؛ آثار منفی فراوانی دارد و کودک آزاری محسوب می شود. پس با اندکی تحمل و تأمل متن زیر را بخوانید و بدانید که هدف ما کمک کردن به شما و فرزندتان است.
 
تعریف کودک­ آزاری:آزار و بد رفتاری با کودک از دیدگاههای قانونی، پزشکی و اجتماعی تعریف شده است و شامل هر گونه آزار بدنی، جنسی و هیجانی و غفلت از کودک (زیر 18 سال) توسط فرد بزرگتر (بالای 18 سال) دانسته شده است.

 

کودکی که مورد بد رفتاری واقع شده کودکی است که رفاه و سلامت روانی و جسمی او در اثر رفتارها یا بی­توجهی والدین یا سایر افرادی که مسئول مراقبت از او هستند، آسیب دیده یا در معرض تهدید قرار گرفته است."

 سوءرفتار با کودک شامل هرگونه صدمه عمدی به کودک است مثل: 
 آزار یا آسیب جسمی، غفلت ورزیدن یا بی­توجهی به صدمه دیدن کودک، غفلت و بی­توجهی در بر طرف ساختن نیازهای عاطفی و جسمی کافی، نظارت ناکافی، رها کردن او،  وضع قوانین نامناسب و غیر عادلانه در مورد کودکان . 
حدود کودک­آزاری از تحقیر و تهدید و کتک زدن او تا محروم ساختن کودک از غذا، لباس، سر پناه و محبت پدر و مادری،  آزار و بد رفتاری جسمی که ممکن است موجب صدمه دیدن و مرگ کودک شود، گسترده است .  
 
انواع کودک ­آزاریالف- آزار جسمی:­آزار جسمی به هر نوع آسیب جسمی غیر اتفاقی و ناگهانی که توسط مراقب کودک ایجاد شده است، اطلاق می­شود. کودک ­آزاری جسمی ممکن است به شکل سوزاندن، لگد زدن، گاز گرفتن، کتک زدن، سیلی زدن، هل دادن، استفاده از اشیاء تیز، کتک زدن با طناب و شلاق و کمربند ، پرت کردن ، آویزان کردن و مشت زدن باشد.
طبق تعریف، آسیب ایجاد شده نباید ناشی از یک اتفاق باشد. همچنین نیت مراقب کودک الزاماً آسیب زدن به کودک نیست. کودک ­آزاری جسمی ممکن است ناشی از انضباط افراطی یا تنبیه نامتناسب با سن یا وضعیت کودک باشد همچنین ممکن است والدین در اثر ناپختگی، استرس یا مصرف الکل و سایر مواد به طور مکرر خویشتن ­داری خود را از دست بدهند. صدمات وارده به شکم و سر ـ که دو نقطه آسیب­پذیر بدن هستند ـ تا زمانی که آسیب درونی ایجاد نکرده باشد ناشناخته می­ماند. صدمات وارده به شکم ممکن است موجب بزرگ شدن شکم، پارگی و استفراغ شود. صدماتی که به سر وارد می­شود می­تواند موجب تورم سر، سرگیجه، تاری دید، پارگی شبکیه چشم و حتی مرگ شود. شکستگی اندام ها و آسیب به سایر قسمت های بدن نیز ممکن است رخ دهد.
 
ب- بد رفتاری عاطفی و روانیبد رفتاری عاطفی به سرزنش کردن، تحقیر کردن، تهدید کردن، مقایسه کردن، طرد کردن، تبعیض قائل شدن بین کودکان و بی­توجهی به سلامت و رفاه کودک اطلاق می­شود.
 
مثالهایی از آزار عاطفی و هیجانی:* مقایسه کودک با سایر کودکان.
* سرزنش کردن او که باعث بیماری و مریضی والدین شده است ( مریضم کردی، از دستت سردرد گرفتم، وقتی از دستت مریض شدم و مُردم آن موقع می فهمی با من چه کار کرده ای.)
* تحقیر کردن او که کارهایش احمقانه است و هیچ نمی فهمد ( دیوانه هستی، مثل احمق ها رفتار می کنی، اندازه یک ... هم نمی فهمی، بهتر از این نمی توانی فکر کنی، چقدر دست و پا چلفتی هستی.)
* محروم کردن او از عشق و دوست داشتن (دیگر دوست ندارم، مادرت نمی شوم. من یک بچه با تربیت و آرام می خواهم یک بچه که حرف بفهمد، پسر من نیستی.)
* تهدید او به جدایی (دیگر در این خانه نمی مانم، میروم و دیگر هم بر نمی گردم).
* ارعاب و ترساندن او( اگر به حرفم گوش نکنی بلایی به سرت می آورم که مرغان آسمان به حالت گریه کنند.)
* قهر کردن با او. 

ج- سوء استفاده جنسیسوءاستفاده جنسی به تماسها و تعاملات بین کودک و مراقب بزرگسال اطلاق می­شود که در آن کودک با هدف تحریک جنسی فرد متجاوز یا شخص دیگر مورد استفاده قرار می­گیرد. سوء استفاده جنسی ممکن است توسط افراد زیر 18 سال نیز رخ دهد و این زمانی است که شخص سوءاستفاده کننده هم به طور قابل ملاحظه­ای از قربانی بزرگتر است و هم از قدرت کنترل برخوردار است.
سوء استفاده جنسی ممکن است در درون خانواده یا توسط مراقب بزرگسال خارج از خانواده به عنوان مثال یکی از اقوام، دوست خانوادگی، یا پرستار کودک صورت پذیرد. در صورتی که کودک فرد سوء استفاده کننده را بشناسد حتی اگر از نظر جسمی آسیب شدیدی متحمل نشده باشد، وقتی متوجه شود که مورد سوء استفاده قرار گرفته است احساس مورد خیانت واقع شدن بیشتر از خود سوءاستفاده موجب ناراحتی او می­شود. پسران به اندازه دختران در معرض سوء استفاده جنسی قرار دارند هرچند که از لحاظ آماری به اندازه دختران گزارش نمی­شوند
 کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می­گیرند نه تنها به دلیل تهدیدهای فرد سوءاستفاده کننده بلکه به علت سرزنش شدن از سوی دیگران و ترس از باور نکردن حرفهایشان، سعی می­کنند ماجرا را پنهان نگه دارند. 
د-  بی­توجهی و غفلت
کودکان همچنین ممکن است به وسیله مورد غفلت و بی­توجهی واقع شدن از نظر جسمی، عاطفی، تربیتی، تحصیلی مورد آسیب قرار گیرند. مثل بی توجهی به تغذیه کودک و بر طرف نکردن نیازهای بهداشتی و جسمی او، امنیت کودک را تامین نکردن، محبت  نکردن به کودک، عدم ابراز علاقه، حمایت وتربیت او. این موارد می تواند آسیبی جدی  برای سلامتی کودک باشد.

 غفلت و مصامحه شایع­ترین نوع آزار است و عبارتند از:
بی­توجهی جسمی:
شامل غفلت از سلامت کودک، رها کردن وی، بی توجهی به سلامت جسمی کودک مثل انجام ندادن واکسیناسیون کودک، نبردن او به نزد پزشک در هنگام بیماری و ندادن داروهای او، تهیه نکردن لباس و پوشش مناسب در سرما و گرما و...

بی­توجهی یا غفلت عاطفی:
آزار شدید و همیشگی همسر در حضور کودک، نشان ندادن علاقه و عشق
بی­توجهی تحصیلی:اجازه دادن به فرار همیشگی کودک از مدرسه، شکست در فرستادن کودک به مدرسه و سایر موارد فرار کودک به علت عدم مراقبت و مواظبت از کودک از انواع بی­توجهی در زمینه تحصیلی کودک است. 
  بی توجهی به سر و وضع ظاهری کودک:طوری که او در میان سایر کودکان احساس خفت کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:35  توسط مهدی  | 

كودك آزاري

كودك آزاري

سميرا 13 سال دارد. سميرا ديگر درد ندارد، وحشت دارد. سميرا از خانه وحشت دارد. سميرا از شلاق و سيم برق وحشت دارد. سميرا از لوله آهني و آتش سيگار وحشت دارد. سميرا از مشت و لگد و آجر داغ و...، سميرا از پدرش وحشت دارد.
    امروزه در جهان كودكان بسياري در اثر بيماريهاي قابل پيشگيري جان خود را از دست مي دهند و تعداد زيادي از آنها بامخاطراتي روبرو مي شوند كه مانع حفظ سلامت و رشد آنان مي شود.
    كودكان به دليل وضعيت خاصي كه از نظر جسمي، رواني و اجتماعي دارند به عنوان آسيب پذيرترين اقشار جامعه شناخته مي شوند. گزارشات رو به افزايش در مورد صدمات و آسيب هايي كه به كودكان وارد مي شود از جمله سوء رفتار با آنها از هر نوعي، خريد و فروش كودكان، استفاده از آنها به منظور توزيع مواد مخدر و بهره كشي جنسي موجب شده تا اغلب كشورهاي دنيا توجه بيشتري را به اين قشر آسيب پذير معطوف دارند.
    كودك آزاري از جمله آسيب هاي اجتماعي است كه به دليل گستردگي عوامل ايجاد كننده و تاثيرات عميقي كه اين عوامل بر رشد و شخصيت كودك، خانواده و اجتماع مي گذارد امروزه به عنوان يكي از اولويت هاي مهم مسائل اجتماعي كشورهاي مختلف جهان مطرح مي باشد.
 كودك آزاري رفتاري است كه در آن كودك توسط اطرافيان مورد سوء استفاده هاي مختلف جسمي، جنسي، عاطفي و يا غفلت قرار مي گيرد.

كودكان بيش از ديگران نياز به محيطي امن براي رشد و شكوفايي دارند و بايد در شرايط بحراني در شمار نخستين كساني باشند كه از حمايت و امداد برخوردار گردند. اين در حالي است كه به موجب ماده 39 پيمان نامه حقوق كودك، كشورهاي امضاء کننده این پیمان-نامه متعهد شده‌اند كه نسبت به بهبود جسماني و رواني و ادغام مجدد اجتماعي كودكاني كه قرباني هرگونه بي‌توجهي، بهره‌كشي، آزار، شكنجه يا ساير اشكال رفتار يا تنبيه بي‌رحمانه، غير انساني يا تحقير آميز و يا مخاصمات مسلحانه واقع شده‌اند اهتمام ورزند. علاوه بر آن طبق ماده 19 پيمان‌نامه حقوق كودك وظيفه مهم هر يك از كشورها در مرحله نخست دفاع از كودكان در برابر كليه اشكال خشونت جسماني يا رواني، صدمه و آزار، رفتار يا بهره كشي از جمله سوء استفاده جنسي است.
كودك آزاري (child abuse)  و غفلت (neglect) يا بي توجهي در كودكان از جمله شايع ترين و پيچيده ترين مسايل رواني – اجتماعي جامعه است. گزارش‌هاي تكان دهنده اي كه اخيرا درباره موارد كودك آزاري و غفلت از كودكان در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي منعكس شده، سازمان‌هاي متولي رفاه اجتماعي و بهداشت روان و نيز تشكل‌هاي غير دولتي را به تفكر جدي در خصوص پديده كودك آزاري و بررسي راه‌هاي پيشگيري و درمان آن وا داشته است . يقينا كودك آزاري نتيجه عوامل متعدد روان‌شناختي و جامعه شناختي است لذا پيشگيري از آن نيز مستلزم تلاش‌هاي همه جانبه و جامعه نگر است‌. جمهوري اسلامي ايران يكي از امضاء‌كنندگان پيمان-نامه حقوق كودك است‌. مواد 2، 19، 28، 34، 38، 39، 42 پيمان‌نامه مذكور تمامي كشورها را ملزم مي كند، اقدامات مقتضي را براي تضمين حمايت از كودكان در مقابل شكل‌هاي مختلف تبعيض و جلوگيري از هر گونه بهره‌كشي جسمي و جنسي به عمل آورند. بند 2 ماده 19 همين پيمان‌نامه تأكيد مي‌كند كه برنامه‌اي اجتماعي شامل روش‌هاي پيشگيري، شناسايي، گزارش‌دهي، ارجاع، تحقيق، درمان و پيگيري موارد سوء رفتار با كودك بايد مورد توجه جدي دولت‌ها قرار گيرد.
در عصر حاضر، كودكان قربانيان مستقيم تزلزل در بنياد خانواده‌ها، افزايش آمار طلاق، اعتياد، فقر و بيكاري هستند كه نمودهاي آن به صورت كودك آزاري، كودكان خياباني، كودكان فراري، فروش اعضاي بدن كودكان، استثمار كودكان كار و سوء استفاده جنسي ازكودكان بروز كرده است.
كودكان به عنوان افراد بالقوه آسيب پذير در معرض آزار و و بزه‌ديدگي قرار دارند. افرادي كه در كودكي در معرض اذيت و آزار قرار گرفته‌اند، نمي-توانند در آينده تعامل سالم و منطقي با ديگر اعضاي جامعه برقرار كنند و كودكان آزار ديده‌ی امروز، بزهكاران فردا خواهند بود و اين دور باطل هم چنان ادامه خواهد داشت.
نتايج تحقيقات در سال 1999 در سطح جهاني از وجود 40 ميليون كودك زير چهارسال كه در معرض كودك آزاري و انواع آسيبها قرار مي‌گيرند، حكايت مي‌كند.
داده‌هاي آماري كودك آزاري هرگز چيزي بيش از انعكاس يك مشكل نيست. تغييرات آمار و ارقام در مرور زمان – منعكس كننده تغييراتي در ميزان آگاهي، باز‌شناسي و گزارش تغييرات   همه‌گير شناسي آزار هستند. بسياري از كودك‌آزاري‌ها نا آشكار و پنهان باقي مي‌مانند. در مطالعه‌اي كه اويگمن (Ewigman) و همكاران (1993) انجام داده اند، گزارش شده است كه بيش از نيمي از مرگ‌هاي كودكان زير پنج سال در ارتباط با آزار ناشناخته بوده است . در هر شكل بد‌رفتاري با كودك، ديدگاه‌هاي مختلفي ازقوانين و نقطه نظرات تخصصي با يكديگر در آميخته-اند تا يك تصوير كلي و جامع از اين مسئله را نشان دهند.
سوء رفتار و بي‌توجهي در مورد كودك در دختر‌ها و پسر‌ها در سنين مختلف، در تمام گروه‌هاي قومي، و تمام سطوح اجتماعي – اقتصادي مشاهده مي‌شود. سوء رفتار و بي‌توجهي در ابعاد وسيع روي مي‌دهد و با طيف گسترده اي از مسائل هيجاني و علائم رواني همراه است. كودكاني كه كتك خورده يا سوزانده مي‌شوند، مكرر مورد تهاجم جنسي قرار مي‌گيرند، از غذا، لباس و پناهگاه محروم مي‌گردند، ممكن است تلف شوند و يا زنده بمانند و با پيامدهاي آن جدال كنند. در اكثر موارد زناء مستمر، كودكان مورد سوء استفاده جنسي در صورت فاش كردن اسرار خانوادگي به سوء رفتار بيشتر و ترك شدن تهديد مي‌شوند، و اين موضوع آنها را در موقعيت لاينحل تحمل سوء رفتار در سكوت و خاموشي و يا خطر از دست دادن كامل خانواده‌ها رها مي-سازد. (براي آگاهي بيشتر از اين موضوعات به سطح سوم مقاله مراجعه كنيد).
آزار و غفلت نسبت به كودكان يكي از مشكلات عمومي جوامع در بسياري از كشورها است. اين مسئله ميليونها كودك و خانواده را از هر رنگ و نژاد، طبقه اجتماعي و از هر عقيده‌اي تحت تأثير خود قرار داده است.
طبق آمار‌هاي بين‌المللي يك پنجم دختران و يك هفتم پسران قبل از 18 سالگي از نظر جنسي مورد آزار قرار مي‌گيرند و اين در حالي است  كه تقريبا 85% آزار‌هاي جنسي هرگز گزارش نمي‌شوند.
برآوردها از ميزان شيوع و بروز آزار بر حسب تعاريف و محدوده‌اي كه براي آن ارا‌ئه شده، متفاوت است. تلاش‌هاي اخير بر آن قرار بوده كه براي شناسايي سطوح مختلف آزار، هم‌چنين شناسايي تفاوت بين بد‌رفتاري نسبت به كودك با خشونت‌هاي خانوادگي، اقدام شود،
 بيشتر پژوهش‌ها عمدتاً به منظور درك تعيين كننده‌هاي والديني بويژه مادر و ندرتاً پدر انجام يافته‌اند . به منظور فهم كامل طبيعت نقش والدين در خانواده هايي كه نسبت به كودكانشان آزار و بي‌توجهي روا مي‌شود، متغيرهاي بسياري مورد مطالعه قرار گرفته-اند. (براي اطلاع بيشتر از نقش والدين در كودك آزاري به سطح سوم مقاله مراجعه كنيد).
خانواده نهادينه‌ترين و مقدس‌ترين ركن جامعه به شمار مي‌رود، سلامت آن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و لذا تمامي نظام‌هاي آموزشي و بهداشتي جامعه در مقابل آن مسئوليت دارند. پژوهش‌هاي بسياري نشان مي‌دهند كه با كاهش ثبات خانواده در اثر تعارض‌ها، عدم توافق‌ها، همچنين نزاع و پرخاشگري، تأثير مخرب و ويرانگر آن شروع شده و محلي كه بايد مأمني براي كودكان باشد به كانون خشونت و بد رفتاري با كودكان تبديل شده و روابط نامناسب والدين سرچشمه ارتباط نامناسب آنها با كودكان مي‌شود. بسياري از متخصصان مسائل رشد و روان‌شناسي باليني، مشكلات رواني و عاطفي، رفتاري و اجتماعي كودكان و نوجوانان را انعكاسي از مشكلات والدين و و يا شيوه ارتباط بين آنها مي‌دانند . اين مشكلات غالباً به صورت كمبود پيوندهاي عاطفي بين آنها و فشارهاي رواني ناشي از عدم رضايت از زندگي مشترك و يا جدايي و طلاق مشاهده مي‌شوند.
كودك آزاري در تمام سطوح اجتماعي، اقتصادي و تحصيلي وجود دارد. در بسياري از موارد آزار‌رسان خويشاوند يا دوست خانوادگي است و ممكن است براي حفظ راز از رشوه دادن، تهديد و تلقين احساس گناه استفاده كند. از مهم‌ترين دلايل كودك آزاري وجود فضايي مملو از خودكامگي‌،‌ انزوا و مشكلات زناشويي، مشكلات مالي و نارسايي در روابط والدين – فرزند است.
تغييرهاي فشارآفرين رواني مانند نقل مكان،‌ جدايي زن و شوهر از علل اصلي به شمار مي‌آيند. از سوي ديگر، عوامل اجتماعي، پذيرش خشونت در جامعه و خانواده و تنبيه بدني در كودك آزاري دخالت دارند. كودك آزاري اثرات مخرب رواني متعددي بر زندگي كودكان دارد. بيانيه‌ي بهداشت رواني هاروارد  ‌اظهار مي‌كند كه دست كم 25 درصد از كودكاني كه مورد آزار قرار مي‌گيرند دچار اختلال‌هاي روان‌پزشكي از جمله اضطراب حاد، افسردگي و گاهي اختلال‌هاي عصب-شناختي مي‌شوند. (براي اطلاع از علل و پي آمدهاي كودك آزاري به سطح سوم مقاله مراجعه كنيد).
اصل نهم اعلاميه جهاني حقوق كودك مقرر داشته «كودك بايد در برابر هرگونه غفلت و ظلم، شقاوت و استثمار حمايت شود...»
بنابراين بهتر است كه علاج واقعه قبل از وقوع آن صورت گيرد. عمده‌ترين راه‌هاي جلوگيري از اين پديده عبارتند از:
1- تدوين قوانيني كه از كودكان آزارديده حمايت كند چه در سطح داخلي و چه در سطح     بين‌المللي.
2- اصلاح قوانين موجود از طريق تشديد مجازات مرتكبين اين گونه اعمال
3- تأسيس سازمان يا نهادهايي كه از كودكان آزارديده حمايت كند در سطح حقوق داخلي و    بين-المللي.
4- رفع فقر و محروميت زدايي در زمينه اقتصادي و فرهنگي
5- بالابردن سطح دانش و آگاهي‌هاي مردم
اثرات طولاني مدت سوء رفتار بر كودكان مي‌تواند باعث تاخير در رشد و نمو آنها گردد. در  مقايسه‌اي بين كودكاني كه بدون علت عضوي دچار تاخير يا توقف رشد و نمود شده بودند با گروه كنترل، بعد از 13 سال پيگيري نشان داده شد گروه اول داراي مشكلات كلامي، سطح سواد كم‌تر با توجه به سن، عدم بلوغ اجتماعي متناسب با سن، ثبات روحي كمتر، اتكاء به نفس كمتر و مشكلات شخصيتي (عمدتاً ضد‌اجتماعي) بيشتري نسبت به گروه كنترل بودند. همچنين كودكان آزار ديده در برقراري ارتباط با ديگران، ايجاد روابط اجتماعي و دوست يابي نسبت به گروه كنترل توانايي كمتري از خود نشان مي‌دادند. ضريب هوشي در كودكان كتك خورده كاهش بارزي در مقايسه با گروه كنترل داشت و از نظر تحصيلي نيز آزار ديدگان عقب‌تر از ساير كودكان بودند. كودكان آزار ديده در تكلم ضعيف‌تر و داراي شخصيتي محتاط هستند و به طور متوسط 55% آنان به نوعي داراي شخصيت نابهنجار و ضد اجتماعي مي‌باشند. اعتماد به نفس پايين وافسردگي نيز در آنها به چشم مي‌خورد.
از لحاظ درماني بعضي متخصصين مهم‌ترين اقدام را درمان والدين مي‌دانند. اطمينان از سلامتي كودك نيز يكي از مهم‌ترين اقدامات اوليه است. مهم‌ترين مسئله در درمان كودك تحت آزار اين است كه آيا او را از محيط خانواده خارج نمائيم يا اينكه اجازه بدهيم كودك در محيط خانواده تحت درمان قرار گيرد.
اصول درمان: شامل حمايت ازكودك، مراقبت و روان درماني گروهي و خانواده درماني است. در موارد كودك آزاري روحي، نياز به بررسي و ارزيابي روانشناختي كودك است. همچنين درمان اختصاصي براي اختلالات روحي و رفع ترس و اضطراب و برگرداندن اعتماد به نفس به كودك، بهبود اختلالات خواب و تغذيه‌اي، بهبود توجه و محبت و صحبت كودك ضروري است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:23  توسط مهدی  | 

کودک آزاری

 

کودک آزاری
درباره کودک آزاری تعاریف متعددی شده است. این تنوع  و تعاریف متضاد سبب شده تا مقایسه میزان بدرفتاری در بین کشورهای مختلف غیرممکن گردد. به همین منظور سازمان بهداشت جهانی درصدد است تا در این زمینه تعریفی که حاصل وفاق جمعی است، ارائه دهد
بدرفتاری با کودکان معمولاً در چهار حوزه مورد بررسی قرار می گیرد؛ کودک آزاری جسمی (physical child abuse)، کودک آزاری عاطفی (emotional child abuse)، کودک آزاری جنسی (sexual child abuse) و غفلت (neglect).
در تعریف گورملی و برودزینسکی (1989) از کودک آزاری، علاوه بر چهار حوزه فوق، کودک آزاری رفتاری تلقی می شود که در دامنه سنی زیر 18 سال اتفاق می افتد و این اصل با تعریف پیمان جهانی حقوق کودک نیز همخوانی دارد. به هر حال حوزه های دیگری وجود دارند که به آنها نیز اشاره می شود. اغلب بین انواع کودک آزاری یک نوع رابطه و همبستگی وجود دارد.
1- کودک آزاری جسمی: به طور کلی کودک آزاری جسمی آسیبی است که مواردی چون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهای درونی، زخمی کردن یا هر شیوه دیگر از آسیب جسمانی را شامل می شود. تحقیقاتی که در فاصله سال های 90 تا 92 انجام گرفته بیانگر این مطلب است که مرگ های ناشی از کودک آزاری جسمی 87 درصد در بین کودکان زیر پنج سال و 65 درصد در بین کودکان زیر یک سال بوده است. (تاور، 1996)
2-  کودک آزاری عاطفی: بدرفتاری عاطفی آسیبی اساسی و قابل توجه است که کارکردهای روانشناختی، رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تأثير قرار می دهد و طرد، محروميت عاطفی، برخورد خشونت آميز خانواده (بی ثباتی خانوادگی)، انتقاد، تحقير و انتظارات نامناسب از کودک، کودک آزاری عاطفی تلقی می شود. بدرفتاری عاطفی معمولاً با بدرفتاری جسمی و کلامی همراه است (کينگستون و پنهيل، 1995).
3-  کودک آزاری جنسی: آلبرز (1994) کودک آزاری جنسی را اين گونه تعريف کرده است: تماس يا تعامل بين کودک و فرد بزرگسال، هنگامی که از کودک برای تحريک جنسی شخص مرتکب (Perpetrator) يا فرد ديگری استفاده شود.
کودک آزاری جنسی دامنه وسيعی را در بر می گيرد که مواردی مثل نمايش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک، مجبور کردن کودک به نشان دادن آلت تناسلی خويش به فرد بزرگسال، وادارساختن کودک به روسپی گری يا استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاری (Pornography) را نيز شامل می شود (واکر، بونر و کافمن، 1988).
4-  غفلت: عبارت است از حذف يا ناديده گرفتن کودک که ممکن است با آزار بدنی همراه باشد. غفلت به منزله الگوی پايداری است که بيانگر رابطه متقابل و اندک والدين و مراقبان با کودک، حذف و عدم تأمين نيازهای اوليه جسمی يا ؟؟؟؟؟ کودک مثل تغذيه، بهداشت، پوشاک، نظافت، تربيت، مراقبت های پزشکی، ؟؟؟؟ و ابراز عشق و علاقه می باشد.
5-  بهره کشی اقتصادی (Economic abuse): کنترل بيش از حد در استفاده و بهره برداری از پول در حوزه بهره کشی اقتصادی قرار دارد. والد يا مراقبان برای کسب درآمد فشار زيادی به کودک يا حتی همسر خود تحميل می کنند. در حالی که در مورد نحوه خرج کردن آن هيچ گونه اختياری به آنها نمی دهند. عدم مشارکت کودک يا همسر در نحوه و چگونگی خرج پول نير بهره کشی مالی تلقی می شود.
 6- بدرفتاری آموزشی (Educational Abuse): فشار و آسيب های احتمالی که از طريق نظام آموزشی، معلمان، شيوه های تدريس، محتوای کتابها و ... در کودکان ايجاد می شود، در حوزه بدرفتاری آموزشی قرار می گيرد. تأکيد بر نمره گرايی، ناديده گرفتن تفاوت های فردی، ايجاد رقابت های شديد، تأکيد بر يادگيری از راه حفظ کردن، ايجاد فشارهای روانی برکودکان به علت انتظارات بيش از حد از آنان و ... در اين گروه جای می گيرد. بدرفتاری آموزشی می تواند با ساير بدرفتاری های از جمله بدرفتاری جسمی همراه باشد .
مطالعه ای در بين 2240 نوجوان دبيرستانی تهرانی انجام شد. اين گروه شامل 1175 دختر و 1065 پسر در گروه سنی 14 تا 18 سال بود. از اين تعداد، 1362 نفر (حدود 60 درصد) به1600 مورد کودک آزاری اشاره کردند (بعضی به دفعات مورد آزار قرار گرفته بودند). تعداد106 نفر (5/4 درصد از مجموع و 6/6 درصد از آزارديدگان) گزارش کردند که در معرض آزار جنسی قرار گرفته اند و 32 درصد از دانش آموزان حداقل به يک مورد بی توجهی و غفلت اشاره کرده اند. از کسانی که مورد آزار قرار گرفته بودند، 61 درصد از آزار جنسی، 33 درصد از آزار عاطفی و 6/6 درصد از آزار جسمانی خبر دادند. عادی ترين انواع آزار جسمی، سيلی خوردن (48 درصد) کتک خوردن با چوب يا وسايل ديگر (17 درصد) لگد زدن (15 درصد) پرت کردن (10 درصد) و گازگرفتن (4 درصد) بود. در 69 درصد از موارد، کودک آزار يا عضو خانواده بود (22 درصد) يا خويشاوند نزديک (31 درصد) يا آشنای خانوادگی (16 درصد). اين بررسی همبستگی قابل ملاحظه و مستقيمی را بين کودک آزاری و شدت افسردگی کودکان آزار ديده نشان می دهد. نتايج اين بررسی با اطلاعات به دست آمده از ساير کشورها مطابقت دارد.


آسبب شناسی
توجه به سبب شناسی كودك آزاری يکی از مهمترين عواملي است كه مشاور يا درمانگر بايد به آن توجه نمايد؛ زيرا در خلال توجه به این مطلب است كه می تواند مداخله مناسب را طرح ريزي، بررسی و هدايت نمايد. تلاش هايی كه به منظور تبيين علل كودك آزاری صورت گرفته، الگوهای مختلفی را موجب شده است كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره می شود.
(1) الگوی روانپزشکی (Psychiatric model): اين مدل، علل كودك آزاری را در ويژگی شخصیتی والدين و كودكان و به نوعی در آسيب شناسی روانی آنها دنبال می کند. به طور کلی الگوی روانپزشکی، افراد كودك آزار (بدرفتار) را از لحاظ آسيب شناسی روانی به طور معنادار، افرادی پريشان می داند كه با پريشانی خود باعث بدرفتاری و بهره كشی از كودكان می شوند. در اين باره دو نوع آسيب شناسی مهم مطرح شده است، يکی اختلالات روان پريش (Psychotic) و ديگری اختلالات جامعه ستیز (psychopathic). همچنين به این موضوع اشاره شده است كه بدرفتاری در افراد الکلی و سوء مصرف كنندگان مواد شايع است. نتايج اوليه در مورد موضوع كودك آزاری چنين نشان می دهد كه 14 درصد از مادران و 7 درصد از پدران در گزارش های خود به این نكته اشاره كرده اند كه در دوران كودكی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند.
در بسياری از خانواده ها با يکی از كودكان بيشتر از بقيه بدرفتاری می شود. كودكان نارس و کودکانی كه در هنگام تولد كم وزن هستند و نيز آنهايی كه به طور کلی دچار نارسايی های رشدی هستند بيشتر در معرض خطر قرار دارند. برا ي مثال می توان به كودكان عقب مانده ذهنی و كودكان بيش فعال اشاره كرد. نتايج يك گزارش در ايالات متحده نشان می دهد كه بيش از 50 درصد کودکانی كه مورد آزار جسمی قرار گرفته اند، كودكان نارس و كم وزن بوده اند.
توجه بيش از حد به عوامل روان شناختی باعث شده كه انتقاداتی به الگوی روانپزشکی وارد آيد. روبين اظهار می دارد كه روان شناختی كردن يك پديده اجتماعی توجه را از حوزه ساختاری و موقعيتی مشكل دور می سازد. بر اساس اين اعتقاد، اصطلاح كودك آزاری توجه را بيشتر به سوی درماندگی روانی فرد آزار دهنده سوق می دهد و با توصیف فرد آزار دهنده به عنوان "عاملی علّی" بيش از آنكه به نما و منظر اصلی مشكل (كه بيشتر ماهيتی جامعه شناختی دارد) توجه شود، بر موضوع فرد آزارگر متمركز می گردد.
 (2) الگوی جامع شناختی (Sociological model): الگوی جامعه شناختی كودك آزاری، بر عوامل اجتماعی تأكيد بيشتری دارد. برخی از متغيرهای جامعه شناختی كه در كودك آزاری دخالت دارند و فشار روانی بسياری را ايجاد می کنند عبارتند از مشكلات شغلی، اختلالات خانوادگی، بيماری و گريه كودك و موقعيت های مشابه. با وجود اين بعضی خانواده ها عليرغم اينكه با فشار روانی بسيار زيادی مواجه هستند، با كودكان خود بد رفتاری نمی کنند. به هر حال، تعدادی از مطالعات، كودك آزاری را در خانواده های طبقات پايين اجتماعی-اقتصادی گزارش كرده اند البته خانواده های كم درآمد ذاتاً بدرفتار نيستند، بلكه شرايط فشار آور بيشتری را در زندگی تجربه می کنند. در يك مطالعه ملی در آمريكا (1993) كودكان خانواده های با درآمد ساليانه پايين تر از 15000 دلار با كودكان خانواده های با درآمد سالانه بالاتر از 30000 دلار مقايسه شدند. يافته ها نشان داد كه كودكان گروه اول 22 بار بيشتر از كودكان گروه دوم در معرض احتمال بدرفتاری قرار دارند. در اين مطالعه به عوامل ديگری نيز اشاره شده كه عبارت اند از: تك والدی بودن خانواده و پايگاه اقتصادی-اجتماعی والد، سوء مصرف مواد توسط والدين و بعد زياد خانوار.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:22  توسط مهدی  | 

تعریف کودک آزاری

کودک آزاری چیست؟

تعریف کودک آزاری

کودک آزاری شامل رفتارهایی است که توسط افراد دیگرخصوصاً بزرگسالان نسبت به کودکان انجام می گیرد و به نوعی به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب می رساند.کودک آزاری( طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی )عبارت است از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نسبت به او مسئول هستند.

به تعریف سازمان بهداشت جهانی هر انسان کمتر از ١٨ سال ،کودک محسوب می شود.و از دیدگاه حقوقی کودک یا صغیر به کسی گفته می شود که از نظر سن به رشد جسمی و روانی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.

 

( تعریف سازمان بهداشت جهانی ) : عبارت است از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نسبت به او مسئول هستند .


تعریف کودک آزاری

کودک آزاری شامل رفتارهایی است که توسط افراد دیگرخصوصاً بزرگسالان نسبت به کودکان انجام می گیرد و به نوعی به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب می رساند.کودک آزاری( طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی )عبارت است از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نسبت به او مسئول هستند.

به تعریف سازمان بهداشت جهانی هر انسان کمتر از ١٨ سال ،کودک محسوب می شود.و از دیدگاه حقوقی کودک یا صغیر به کسی گفته می شود که از نظر سن به رشد جسمی و روانی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.

 

( تعریف سازمان بهداشت جهانی ) : عبارت است از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نسبت به او مسئول هستند .

تعریف کودک :

طبق تعریف ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی هر انسان کمتر از ١٨ سال کودک محسوب می شود.از دیدگاه حقوقی کودک یا صغیر به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روانی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.

تعریف خانواده :

طبق تعریف قانون مدنی ایران خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و عبارتست از زن و شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آنها که با هم زندگی می کنند و تحت ریاست شوهر و پدر هستند.

تعریف خشونت :

عبارتست از هر گونه رفتار عمدی بین افراد که احتمال آسیب جسمی یا روحی را به همراه داشته باشد.

 

 

خشونت در خانواده :

( تعریف سازمان بهداشت جهانی ) : هر گونه رفتار غیر طبیعی که منجر به آزار رساندن به خود و یا دیگران باشد ( آزار به صورت جسمی روانی و یا هر دو می باشد ).

انواع کودک آزاری :

١-کودک آزاری جسمی:یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند،مانند کتک زدن،سوزاندن،مجروح کردن،شکستن و ...

٢-کودک آزاری روانی:شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک آسیب می رساند.مانند توهین کردن،ترساندن،تحقیر کردن،تبعیض و ...

٣-کودک آزاری سیاسی:یعنی استفاده از کودکان برای دست یابی به مقاصد سیاسی.مثلاً سرقت کودکان زیر ١۵سال در جنگ،استفاده از آن ها برای جاسوسی و ...

۴-بی توجهی و غفلت: یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند تغذیه،بهداشت،آموزش و ... در حدی که به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب برسد.

سوء استفاده :یعنی استفاده از کودکان در اراتباط با مواد مخدر ،واداشتن آن ها به کارهای دشوار،سوءاستفاده جنسی به صورت های مختلف و ...

 

علل کودک آزاری:

١-ناآگاهی والدین:گاهی والدین یا افراد دیگر که به کودکان آزار می رسانند نمی داند که رفتار آن ها کودک آزاری است،مانند کسانی که کودکان را تنبیه بدنی می کنند،مورد تحقیر و توهین قرار می دهند،به نیازهای اساسی آن ها توجهی ندارند و این رفتار ها را عادی و معمولی می دانند.

٢-مشکلات اقتصادی:فقر سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود مانند آموزش،بهداشت،تغذیه و... محروم شوند و یا والدین به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری، خشونت،بی توجهی و ... مورد آزار قرار دهند.

٣-اعتیاد:به علت خصوصیاتی که در افراد ایجاد می کند مانند پرخاشگری،بی مسئولیتی،کاهش عواطف و ... سبب می شود که کودکان مورد آزار به ویژه از نوع سوء استفاده قرار گیرند.

۴-بیماری های روانی:در صورتی که والدین به بیماری های روانی مبتلا باشند با رفتارهایی مانند تندخویی،خشونت،ناسازگاری،بی توجهی و ... که ناشی از بیماری روانی آن هاست سبب آزار کودکان می شوند.

۵-مشکلات خانوادگی:مشاجرات شدید و طولانی والدین،جمعیت زیاد خانواده،شیوه های تربیتی نامناسب،در برخی از موارد وجود ناپدری و نامادری و ... سبب می شود که کودکان مورد آزارقرار گیرند.

۶-مشکلات کودکان:کودکانی که مشکلات نسبتاً شدید و پایدار نسبت به کودکان دیگر دارند،بیشتر از سایر کودکان مورد آزار قرار می گیرند.،مانند کودکانی که دچار بیماری های جسمی،مزمن و طولانی مدت یا مشکلات رفتاری از قبیل پرخاشگری،بی قراری ،بیش فعالی،اضطراب،شب ادراری و ... هستند به علت مشکلاتی که برای بزرگسالان ایجاد می کنند و نیز به سبب ناآگاهی والدین از این مشکلات اغلب مورد آزار جسمی و روانی قرار  می گیرند.

٧-مشکلات مدرسه: مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود،مانند انتظار بیش از حد، ندیدن تفاوت ها،ایجاد اضطراب،ترس و رقابت های شدید،تبعیض،تنبیه بدنی،تحقیر و توهین و... سبب آزارهای جسمی و روانی کودکان می شوند.

 

تاریخچه کودک آزاری در جهان :

کودک آزاری پدیده ی جدیدی نیست و سابقه طولانی دارد . در رم کشتن فرزند حق قانونی والدین بوده است اعراب قبل از روی آوردن به دین مقدس اسلام دختران خود را زنده به گور می کردند و فروش دختران در چین قدیم رایج بود . همچنین کتاب آسمانی مسلمانان ( قرآن ) به فرمان قتل نوزادان پسر اشاره فرموده است . حدود ١٠٠ سال قبل آقای تاردیو متخصص پزشکی قانونی کشور فرانسه سنروم کودک آزاریجسمی خصوصا آزار جسمی علیه کودکان ناتوان را گزارش نموده است .

در سالهای ١٩۴۶ تا ١٩۶٢آقای کافی رادیولوژیست گزارشی در مورد شکستگیهای متعدد استخوانی ناشی از کودک آزاری جسمی را منتشر کرد. همچنین آقای کمپه کودک آزاری را کاملا  شرح داد به طوریکه اقدام او منجر به تصویب قوانینی در جهت حمایت از کودکان در سال ١٩٧۴گردید .

 

روشهای اعمال خشونت :

خشونت می تواند به صورت مستقیم ( مانند کتک زدن ) و یا غیر مستقیم ( بی توجهی و سهل انگاری ) اعمال شود .معمولا یکی از والدین به عنوان آزار دهنده فعال عمل میکند یعنی مستقیما اقدام به اجرای خشونت علیه کودک می نماید و والد دیگر نظاره گر اعمال خشونت علیه کودک بوده و هیچ گونه دفاعی از او به عمل نمی آورد و یا غافل از آنچیزی است که علیه کودک اتفاق می افتد در این موارد چنین والدی آزاردهنده ی غیر فعال محسوب و در کشورهای توسعه یافته مستوجب مجازات قانونی میباشد .

کودک آزاری چه زیان هایی برای کودکان دارد ؟

کودکی دوران رشد و شکل گیری شخصیت است . انواع کودک آزاری در این سالهای حساس و مهم ، به رشد و سلامت آنان آسیب های جدی می رساند . کودکان آزار دیده در همه جنبه های رشد مانند رشد جسمی ، ذهنی ، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوانی روبه رو خواهند شد . بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی خود قربانی آزار و بد رفتاری بوده اند ، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود.

آمار تکان دهنده خشونت علیه کودکان در جهان :

بر اساس آمار گزارش جهانی خشونت علیه کودکان طی سال ٢٠٠٢ ،١۵٠میلیون دختر و ٧٣میلیون پسر بچه به نوعی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند ، از ٢١٨میلیون کودک کارگر در سال ٢٠٠۴، ۵میلیون و ٧٠٠هزار نفر به طور اجباری به کار گمارده شده اند ، یک میلیون و ٨٠٠هزار کودک مجبور به فحشا و یک میلیون و ٢٠٠هزار نیز قربانی قاچاق انسان بوده اند.

        آمار کودک آزاری در ایران :

بر اساس آمار سازمان بهزیستی ، ۶۶درصد کودک آزاری ها از سوی مردان اعمال می شود و دختران بیش از پسران در معرض کودک آزاری قرار می گیرند . همچنین ٢۵درصد کودک آزاری ها در خانواده های طلاق اتفاق می افتد و این در حالی است که آمارها نشان می دهد ۵٠درصد والدین ایرانی معتقدند تنبیه برای کودک لازم است و ۴٠درصد والدین نیز به تنبیه بدنی گرایش دارند

بررسی ها در خصوص روابط میان خانواده و فرزندان نشان می دهد ، در مقابل یک مورد کودک آزاری که فاش می شود ، حداقل ٢٠مورد دیگر پنهان می ماند . تحقیقات نشان می دهد بیش از ٩٠درصد کودک آزاری ها در محیط خانه اتفاق می افتد و این در حالی است که پدران با ۵/۴٨درصد ، بالاترین و پس از آن مادران با ٨/٢٣ درصد در ردیف بعدی عوامل کودک آزاری جسمانی در خانواده های کودک آزار قرار دارند .

ـــ تعریف کودک آزاری جنسی

منظور از آزار جنسی کودک ، درگیر نمودن کودک در فعالیتهایی است که منجر به ارضاء جنسی افراد بزرگسال می شود .سوء استفاده جنسی ، تماس ها یا تعاملات بین کودک وفرد بالغی است که کودک را به منظور تحریک جنسی مورد استفاده قرار داده است .

آزار جنسی معمولا ً توسط افراد خانواده و نزدیکان و آشنایان و بندرت توسط افراد غریبه صورت می پذیرد . مطالعات نشان داده است که در اکثر موارد آزار دهندگان کودک ، والدین وی و ناپدری و یا نامادری او هستند و مواردی را که شامل بیگانگان و غریبه ها می شود ، درصد کوچکی از کل موارد را در بر می گیرد . همچنین مطالعات نشان داده است که در بیـشتر آزارهای جنسی کودکان که توسط پدر اعمال شده است ، کودک قربانی دخـتر بوده است .


ویژگی های اصلی کودک آزاری جنسی

کودک آزاری جنسی چه بصورت مداوم باشد و یا فقط یکبار صورت گرفته شود و خواه توسط افراد خانواده و نزدیکان و خواه توسط افراد غریبه انجام شده باشد ، معمولاًدارای پنج شاخصه و ویژگی اصلی است :


۱ــ کودک عموماً آن را دوست ندارد ،۲ ــ ارضاء جنسی فرد آزار دهنده هدف اصلی آزار است، ۳ ــ در این رابطه یک تفاوت سنی و قدرتی وجود دارد که بطور موثری رضایت معنا دار از رابطه را از بین می برد ،۴ ــ فعالیت جنسی معمولاً بصورت پنهان و همراه با نقشه و توطئه قبلی و اعمال زور از جانب فرد قدرتمند است ، ۵ ــ گاهی اوقات کودک به جهت نیاز شدید به حمایت فیزیکی یا عاطفی و توجه و وابستگی ، خود شخصاً به پذیرش و شروع این رابط ه و یا حفظ رابطه جنسی تمایل نشان می دهد .


ــ مشکلات اجتماعی و فرهنگی مربوط به طرح بحث کودک آزاری جنسی

اگر موضوع کودک آزاری جنسی کودکان تا کنون کمتر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است نه بخاطر کم اهمیت یا بی اهمیت بودن موضوع ، و نه به جهت قلّت موارد اتفاق افتاده کودک آزاری جنسی است ، بلکه متاسفانه این موارد درحال حاضر کراراً واقع می شود و ضمانت اجرای موثروکافی برای مجازات و تنبیه مرتکبان نیز وجود ندارد ، لیکن عدم طرح و پرداخت به این معضل بزرگ فرهنگی و اجتماعی بدین خاطر است که از نظر سنّتی و فرهنگی ، این موضوع بصورت یک تابو بشمار می رود و تمایلی به صحبت در مورد آن وجود ندارد و دیگر آنکه جرم کودک آزاری و به ویژه کودک آزاری جنسی یک جرم نسبتاً پنهان است و حتی به مرتکبان و مجرمان این جرم نیز از آنجا که در میان جمعیت پنهان هستند ، جمعیت پنهان گفته می شود .و همچنین به این دلیل که آمار دقیقی در مورد این جرم بنا بر دلایل مختلف ارائه نمی شود و به اصطلاح آمار سیاه بزهکاری یا لیست سیاه  وجود دارد ، در خیلی از موارد این جرم پنهان باقی می ماند .

ــ تفاوت سوءاستفاده جنسی از کودک باآزار جنسی کودک


این دو عبارت در متون حقوقی انگلیسی خیلی زیاد بکار رفته اند اما از لحاظ تعریف ، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و تفاوت آنها بیشتر در مراجع درمانی یا قانونی است که به آن مراجعه می نمایند . همه اعمالی که به عنوان سوء استفاده جنسی بکار می رود ، مسلماً آزار جنسی و آزارهای عاطفی و روانی نیز بدنبال خواهد داشت و امکان ندارد که کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته باشد ولی آزار جنسی ویا روانی را تجربه نکرده باشد .یک تفاوت که در مورد این دو واژه می توان اشاره نمود آن است که محققان و روان شناسان معتقدند زمانی که یک شخص خاص در طول مدت زمان معین ، یک فرد خاص را مورد آزار جنسی قرار دهد، سوء استفاده جنسی (
Abuse ) واقع شده است . بنابراین در سوء استفاده جنسی ، شخص آزار دهنده و کودک مورد آزار جنسی ، یک فرد ثابت هستند و این آزار جنسی در طول مدت زمان تکرار می گردد .



١) کودکان را بیش تر و بهتر بشناسیم :
شناخت کودکان و نیازهای آنان سبب می شود که رفتار بهتری با آن ها داشته باشیم . برای این کار می توانیم از روش های مختلف مانند خواندن کتاب های مناسب ، شرکت در کلاس های آموزشی ، مشورت کرن با افراد آگاه و ... استفا ه کنیم .

٢) علت کودک آزاری را بشناسیم :
کودک آزاری مانند هر رفتار دیگری علتی دارد . سعی کنیم علت آن را پیدا کنیم و با برطرف کردن آن ، کودک آزاری را کاهش دهیم . ممکن است برخی از مشکلات را نتوانیم از بین ببریم ، در آن صورت پذیرش آن بهتر از آزار دادن کودکان است .

٣) از دیگران کمک بگیریم :
کمک گرفتن و مشورت کردن نشانه هشیاری و آگاهی است ، نه ناتوانی . برای کاهش مشکلات خود می توانیم از مراکز مشاوره حضوری و تلفنی ، سازمان های غیردولتی ، افراد آگاه و ... کمک بگیریم .

۴) آرامش خود را حفظ کنیم :

زندگی همیشه با مشکلات همراه است ، سعی کنیم خشم خود را کنترل کنیم و برای مشکلات چاره جویی نماییم . بسیاری از کودک آزاری ها در شرایطی انجام می گیرد که والدین قادر به کنترل خشم خود نیستند. کنترل خشم آموختنی است و می توانیم با تمرین بر خشم خود غلبه کنیم .

کودکانی که آزرده شده‌اند، باید هر چه سریع‌تر تحت درمان و پشتیبانی خاص قرار گیرند. هر قدر آزار کودکان طولانی‌تر باشد، احتمال بهبود کامل آنها کمتر خواهد بود.مراقب تغییرات جسمی و یا رفتاری کودک باشید، هر چند توضیحی در مورد آن ندهند.

 اگر دلیل خاصی مبنی بر مورد آزار قرارگرفتن کودک خود ندارید، انجام آزمایشات مربوطه را ضروری بدانید. ممکن است کودک شما ترسیده باشد. به تغییرات و نشانه‌های زیر توجه کنید:

- نشانه‌های آزار جسمی:

هر گونه جراحت (کوفتگی و کبودی پوست، سوختگی، شکستگی، هر گونه جراحت مربوط به سر و شکم) که کودک در مورد آن توضیحی نمی‌دهد.

- بعضی از نشانه‌های آزار جنسی:

 رفتارهای ناشی از ترس (کابوس، افسردگی، ترس‌های غیرمعمول، تلاش برای فرار کردن) دردهای شکمی، شب ادراری، خونریزی.

- نشانه‌های آزار عاطفی:

تغییر ناگهانی در سطح اعتماد به نفس، معده درد و یا سردرد‌هایی بدون علت مشخص پزشکی، ترس‌های غیرنرمال، افزایش کابوس‌ها و تلاش برای فرار.

- نشانه‌های بی‌توجهی عاطفی و غفلت از کودکان:

 به دست آوردن وزن به صورت بسیار ناموفق به خصوص در نوزادان، اشتهای سیری ناپذیر برای رفتارهای محبت‌آمیز.

علل ایجاد

آزار و اذیت در بسیاری از خانواده‌ها پنهان داشته می‌شود. کودک آزاری اغلب در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که از نظر اجتماعی بسیار منزوی بوده، دوستی نداشته و با دیگران نیز ارتباطی ندارند.

والدینی که در دوران کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند بیشتر امکان دارد کودکان خود را مورد آزار قرار دهند.استفاده از مخدرات و دارو می‌تواند شمار کودک آزاری را افزایش دهد. والدینی که بیش از حد انتقاد می‌کنند، در روش‌های تربیتی و رعایت نظم بسیار خشن هستند، آنهایی که برای کودکانشان خیلی کم یا زیاد ابراز نگرانی می‌کنند و یا استرس بسیار زیادی دارند ممکن است در شمار والدین کودک آزار نیز قرار داشته باشند.

والدین کودک آزار اغلب قصد صدمه زدن به کودکان خود را ندارند. معمولاً آنها در هنگام عصبانیت کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند. اینچنین والدینی نیاز به کمک حرفه‌ای روان‌شناسی دارند.

چگونگی مقابله

اگر حدس می‌زنید که کودکی تحت آزار و اذیت قرار دارد با پزشک اطفال و مرکز حمایت از کودکان تماس گرفته و از آنها کمک بخواهید. پزشکان از نظر اخلاقی ملزم هستند، هرگونه نشانه‌های آزار کودکان و یا غفلت و بی‌توجهی نسبت به آنها را گزارش دهند.

حتی ممکن است در صورت لزوم شما را به درمانگران دیگری معرفی کنند تا هرگونه اطلاعات مورد نیاز برای بررسی‌ها، جمع‌آوری شود. پزشکان حتی اگر لازم باشد، در دادگاه برای کسب حمایت برای کودکان، شهادت داده و در صورتی که گمان کنند ممکن است کودکان تحت آزار جنسی قرار گیرند، دادخواست جنایی تنظیم خواهند کرد.

هر اقدامی که طبیعتی آزار دهنده دارد باید فوراً گزارش شده و برای رفع آن کمک گرفته شود. تأخیر در گزارش، شانس کودکان را برای بهبودی کامل کاهش می‌دهد. اغلب اوقات کودکی که با او بدرفتاری شده و یا مورد آزار قرار گرفته، افسرده شده و رفتارهای خشونت‌آمیز، گوشه‌گیری و یا خودکشی از او سر خواهد زد.

 وقتی این کودکان بزرگ می‌شوند به مخدرات و دارو روی می‌آورند و تلاش می‌کنند به صورتی فرار کنند و یا این که آزار، اذیت و آسیبی که از سوی دیگران دیده‌اند، انکار نمایند. تحمل آزار در دوران کودکی ممکن است در بزرگسالی به خودکشی و افسردگی منجر شود.اگر کودکی تحت آزار شدید قرار دارد، شاید شما تنها کسی باشید که می‌توانید به او کمک کنید. در گزارش و اعلام این آزار به افراد ذیصلاح  درنگ نکنید.

بی‌توجهی و تکذیب مشکلات، تنها اوضاع را وخیم‌تر می‌کند. با این کار شانس کودکان را برای بهبود کامل به شدت کاهش می‌دهید. در بیشتر اوقات، کودکانی که تحت آزار و یا بی‌توجهی قرار می‌گیرند، جراحات و صدمه‌های عاطفیشان بسیار شدیدتر از جراحات جسمیشان است. کودکانی که با آنها بدرفتاری شود بیشتر خودکشی کرده و یا افسرده می‌شوند.

 از طریق برقراری ارتباط نزدیک با این کودکان، می‌توان به میزان جراحت‌های وارده از نظر عاطفی و جسمی پی برد. بزرگسالانی که در کودکی تحت آزار قرار داشته‌اند، با مشکلات بیشتری مواجهند و رفتارهای پر خطر در آنها بیشتر وجود دارد.

اگر شما حدس می‌زنید که کودکی به نوعی  تحت آزار قرار دارد باید:
- کودک را به محلی امن و آرام ببرید.
- اطلاعاتی دقیق از چگونگی آزارهایی که به او رسیده کسب کنید.
- آرام باشید و کودک را عصبانی نکنید.
- برای این که کودک آزارهایی که دیده آشکار کند، به او اطمینان قلبی بدهید تا باورتان کرده و تمامی اتفاقات را صادقانه بیان کند.
- به کودک بگویید به او کمک می‌کنید و از دیگران نیز برایش کمک خواهید گرفت.
- تمامی اطلاعاتی که به دست آورده‌اید، یادداشت کنید.
- فوراً به مقامات مسئول در این زمینه گزارش دهید.


چگونه می توانیم از کودک آزاری پیشگیری کنیم ؟پیشگیری همیشه بهتر ، آسان تر و سریع تر از درمان است .
برای پیشگیری از کودک آزاری می توانیم از راه کارهای زیر استفاده کنیم :
١)دقت در ازدواج و تشکیل خانواده ، خودداری از ازدواج های تحمیلی ، ناشناخته ؛ شتاب زده و ازدواج در سنین پایین .
٢)توجه به تنظیم خانواده و شمار مناسب فرزندان .
٣)افزایش آگاهی خود در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان.
۴)پذیرش مسئولیت ها و انجام وظایف خود به عنوان پدر ، مادر ؛ معلم ، سرپرست و ... نسبت به کودکان .
۵)آشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودکان .
۶)توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری خود که سبب کودک آزاری می شود .
٧)تقویت روحیه کمک کردن ، هنگام برخورد با مشکلات ، و آشنایی با مراکز حمایتی ، مشاوره و امداد در مورد کودکان و خانواده ها .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:22  توسط مهدی  | 

تعطيلي مهد كودك به علت كودك آزاري در آلمان

مهد كودك "هوادريان" در شهر "شوارتز والد" از ماه ژوئن (خرداد ماه) براي مربي جديد درخواست داده بود كه اواسط جولاي يك زن و شوهر جوان از منطقه "بايرز بورن" به عنوان مربي اين مهد كودك انتخاب شدند.

مهد كودكي در منطقه شوارتزوالد آلمان به علت كودك آزاري مسئولان آن تعطيل شد.


به گزارش خبرگزاري آلمان،درپي شكايت هاي والدين مبني بر مجروح شدن كودكان در اين مهد كودك و بد رفتاري با آنان اين مكان تعطيل شد.


مهد كودك "هوادريان" در شهر "شوارتز والد" از ماه ژوئن (خرداد ماه) براي مربي جديد درخواست داده بود كه اواسط جولاي يك زن و شوهر جوان از منطقه "بايرز بورن" به عنوان مربي اين مهد كودك انتخاب شدند.


بنابراين گزارش اين زوج جوان با آزارهاي جسمي،‌سلب آزادي و آسايش  كودكان و خوراندن غذاهاي كپك زده به آنان باعث ناراحتي جسمي و روحي اين كودكان شدند.


بنابر اظهارات يكي از والدين آنها يك بار با خوراندن بيش از حد تنقلات به كودكشان باعث بيمار شدن وي شدند.


گفتني است،‌اين زوج جوان هنوز اتهامات وارده را نپذيرفته اند و مقامات درحال جمع آوري مدارك براي محكوم كردن آنان هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:21  توسط مهدی  | 

به بهانه کودک آزاری های یکماه اخیر: مادران کارمند کودک آزاران پنهان


به نام خدا

هرچند که در روزهای اخیر وقوع معضل زشت کودک آزاری جسمی با واکنش افکار عمومی و رسانه همراه بوده اما واقعیت این است که رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما، کودک آزاری عاطفی یا روانی است که متأسفانه به دلیل پنهان بودن اثرات جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد.

اخبار حوادث را که که مرور کنیم پر از حوادث کوچک و بزرگی است که قربانیان کوچکی دارد. تجاوزهای زنجیره ای، دزدی، گروگانگیری، معلمانی که ضربه خط کششان می توان دانش آموزی را برای همیشه خاموش کند. اما داستان آزار کودکان به همین جا ختم نمی شود.

کودک آزاری

محمد طاهری روانشناس کودک اعتقاد دارد، کودک آزاری عاطفی شایع تر از کودک آزاری جسمی در کشور است و کودک آزاری جسمی یا بدنی به دلیل این که نمود بیشتری دارد و از طریق رسانه ها مطرح می شود، شایع تر به نظر برسد، اما واقعیت این است که رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما، کودک آزاری عاطفی یا روانی است که متأسفانه به دلیل پنهان بودن کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اثرات جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد.

او با اشاره به نشانه های کودک آزاری عاطفی می گوید: کودکانی که مورد بی مهری عاطفی قرارمی گیرند ممکن است گوشه گیر و منزوی شده و نخواهد با هم سن و سالانشان دوستی کنند.
رستمی مادران کارمند را نیز کودک آزارانی می داند که سبب کمبودهای عاطفی کودکانشان می شوند او می گوید: متاسفانه برخی از مادران پیش از این که به فکر رسیدگی به مشکلات و نیازهای تربیتی کودک باشند، به فکر پر کردن جیب خود برای رفاه بیشتراند. برخی مادران پیش از این که خود را مادر بدانند، خود را کارگر سرمایه داران می دانند. کودکی که در روز فقط چند ساعت در کنار مادری خسته وبی حوصله، که وظایف گوناگون خانه اش عقب افتاده است به سر می برد، بسیار مورد غفلت، بی توجهی، کمبود عاطفی، انحرافات اخلاقی، قرار گرفته و گاه مورد آزار مادر بی حوصله و پر مشغله قرار می گیرد، که اغلب چنین کودکانی، غالب ساعتهای عمر خود را زیرنظر مربیان مهد کودکی که مشخص نیست تا چه اندازه احساسات و نیازهای کودک را درک می کنند، می گذرانند و کمتر طعم محبتهای مادرانه را احساس می کنند.

ایشان، فقر مالی، فقر فرهنگی، اعتیاد و محیط نامناسب خانه و مدرسه را از دیگر عوامل کودک آزاری دانستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:19  توسط مهدی  | 

کودک آزاری چیست ؟




کودک آزاری چیست و چگونه از بروز آن پیشگیری کنیم ؟

آزار کودکان می‌تواند جسمی، عاطفی، لفظی و یا جنسی باشد. حتی نادیده انگاشتن و توجه نکردن به کودکان نیز می‌تواند به نوعی در رده این اختلال قرار گیرد.

این آزارها می‌تواند صدمه‌ای جدی به کودکان وارد کند و یا حتی باعث مرگشان شود.پژوهش‌ها نشان می‌دهد از هر ۴ دختر و هر ۸ پسر، یک نفر از آنها در سنین قبل از ۱۸ سالگی مورد آزار قرار می‌گیرند.

همچنین سالانه یک کودک از هر ۲۰ کودک، از نظر جسمی صدمه می‌بیند.آزارهای جسمی کودکان شامل مواردی چون، سوزاندن، کتک زدن و شکستن استخوان‌هاست. آزارهای جنسی،‌ لمس بدن کودکان به‌صورتی ناشایست را شامل می‌شود.

غفلت و بی‌توجهی می‌تواند مواردی چون خودداری از غذا دادن به کودکان، پوشانیدن لباس، تهیه سرپناه و سایر نیازهای اساسی را شامل شود. نادیده انگاری عاطفی شامل مواردی چون، خودداری از ابراز عشق و محبت، راحتی و توجه است.

بی‌توجهی از لحاظ سلامت و بهداشت هنگامی روی می‌دهد که از مراقبت‌های پزشکی برای کودکان خودداری شود.

کودک آزاری دارای گستره وسیعی است و ممکن است در هر فرهنگ و اجتماعی که دارای ارزش‌های اخلاقی خاص خود هستند، اتفاق بیفتد.
به چه رفتارهایی کودک آزاری می گوییم ؟

کودکان به علت ویژگی هایی که از نظر سنی دارند ، بسیار آسیب پذیرند و نیار به حمایت و مراقبت ما دارند . اما گاهی بزرگسالان ، به دلایل مختلف ، به جای حمایت و مواظبت از کودکان آنان را مورد آزار قرار می دهند .

کودک آزاری شامل رفتارهایی است که توسط افراد دیگر ، خصوصا ً بزرگسالان ، نسبت به کودکان انجام می گیرد و به نوعی به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب می رساند . رفتارهایی که به صورت تصادفی انجام می شوند کودک آزاری به حساب نمی آیند ، مانند این که کودکی به علت تصادف با اتومبیل دچار نقص جسمی شود .

کودک آزاری چگونه صورت می گیرد ؟

کودکان به صورت های مختلف مورد آزار قرار می گیرند :
کودک آزاری جسمی
یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند ، مانند کتک زدن ، سوزاندن ، مجروح کردن ، شکستن و …

کودک آزاری روانی

شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک آسیب می رساند: توهین کردن ، ترساندن ، تحقیر کردن ، تبعیض و …

بی توجهی و غفلت

یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند تغذیه ، بهداشت ، پوشاک ، آموزش و … در حدی که به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب برسد .

سوء استفاده

یعنی استفاده از کودکان در ارتباط با مواد مخدر ، واداشتن آن ها به کارهای دشوار ، سوء استفاده جنسی به صورت های مخلتف و …
چرا کودکان مورد آزار قرار می گیرند ؟

۱)ناآگاهی والدین : گاهی والدین یا افراد دیگر که به کودکان آزار می رسانند ، نمی دانند که رفتار آن ها کودک آزار است ، مانند کسانی که کودکان را تنبیه بدنی می کنند ، مورد تحقیر و توهین قرار می دهند ، به نیازهای اساسی آن ها توجهی ندارند و این رفتارهای را عادی و معمولی می دانند .
۲)مشکلات اقتصادی : فقر سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی مانند تغذیه و … محروم شوند یا والیدن به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری ، خشونت ، بی توجهی و … کودکان را مورد آزار قرار می دهند.

۳)اعتیاد : اعتیاد به علت خصوصیاتی که در افراد ایجاد می کند ، مانند پرخاشگری ، بی مسئولیتی ، کاهش عواطف و … سبب می شود که کودکان مورد آزار ، به ویژه از نوع سوء استفاده ، قرار گیرند .

۴)بیماری های روانی : در صورتی که والدین به بیمارهای روانی مبتلا باشند ، با رفتارهایی مانند تندخویی ، خشونت ، ناسازگاری ، بی توجهی و … که ناشی از بیماری روانی آن هاست ، سبب آزار کودکان می شوند .

۵)مشکلات خانوادگی : مشاجرات شدید و طولانی والدین ، جمعیت زیاد خانواده ها ، شیوه های تربیتی نامناسب ، در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری و … سبب می شود که کودکان مورد آزار قرار گیرند ، تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلایل کودک آزاری به شمار می رود .

۶)مشکلات کودکان : کودکانی که مشکلات نسبتاً پایدار و شدید دارند بیش تر از سایر کودکان مورد آزار قرار می گیرند ، به عنوان مثال ، کودکانی که به بیمارهای جسمی مزمن و طولانی مدت یا مشکلات رفتاری ، پرخاشگری بیقراری ، بیش فعالی ، اضطراب ، شب ادراری و … دچارند ، به علت مشکلاتی که برای بزرگسالان ایجاد می کنند و نیز به سبب ناآگاهی والدین از این مشکلات ، اغلب مورد آزار جسمی و روانی قرار می گیرند .

۷)مشکلات مدرسه : مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود ، مانند انتظار بیش از حد ، ندیدن تفاوت ها ، ایجاد اضطراب ، ترس و رقابت های شدید ، تبعیض ، تنبیه بدنی ، تحقیر و توهین و … سبب آزارهای جسمی و روانی کودکان می شوند .
چگونه می توانیم کودک آزاری را کاهش دهیم ؟

۱) کودکان را بیش تر و بهتر بشناسیم :
شناخت کودکان و نیازهای آنان سبب می شود که رفتار بهتری با آن ها داشته باشیم . برای این کار می توانیم از روش های مختلف مانند خواندن کتاب های مناسب ، شرکت در کلاس های آموزشی ، مشورت کرن با افراد آگاه و … استفا ه کنیم .

۲) علت کودک آزاری را بشناسیم :
کودک آزاری مانند هر رفتار دیگری علتی دارد . سعی کنیم علت آن را پیدا کنیم و با برطرف کردن آن ، کودک آزاری را کاهش دهیم . ممکن است برخی از مشکلات را نتوانیم از بین ببریم ، در آن صورت پذیرش آن بهتر از آزار دادن کودکان است .

۳) از دیگران کمک بگیریم :
کمک گرفتن و مشورت کردن نشانه هشیاری و آگاهی است ، نه ناتوانی . برای کاهش مشکلات خود می توانیم از مراکز مشاوره حضوری و تلفنی ، سازمان های غیردولتی ، افراد آگاه و … کمک بگیریم .

۴) آرامش خود را حفظ کنیم :
زندگی همیشه با مشکلات همراه است ، سعی کنیم خشم خود را کنترل کنیم و برای مشکلات چاره جویی نماییم . بسیاری از کودک آزاری ها در شرایطی انجام می گیرد که والدین قادر به کنترل خشم خود نیستند. کنترل خشم آموختنی است و می توانیم با تمرین بر خشم خود غلبه کنیم .

کودک آزاری چه زیان هایی برای کودکان دارد ؟

کودکی ، دوران رشد و شکل گیری شخصیت است . انواع کودک آزاری در این سال های حساس و مهم ، به رشد و سلامت کودکان آسیب های جدی می رساند . کودکان آزار دیده در همه جنبه های رشد ، مانند رشد جسمی ، ذهنی ، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوان روبه رو خواهند شد . بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار و بدرفتاری بوده اند ، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگ ترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود .
چگونه می توانیم از کودک آزاری پیشگیری کنیم ؟

پیشگیری همیشه بهتر ، آسان تر و سریع تر از درمان است .

برای پیشگیری از کودک آزاری می توانیم از راه کارهای زیر استفاده کنیم :

۱)دقت در ازدواج و تشکیل خانواده ، خودداری از ازدواج های تحمیلی ، ناشناخته ؛ شتاب زده و ازدواج در سنین پایین .
۲)توجه به تنظیم خانواده و شمار مناسب فرزندان .
۳)افزایش آگاهی خود در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان.
۴)پذیرش مسئولیت ها و انجام وظایف خود به عنوان پدر ، مادر ؛ معلم ، سرپرست و … نسبت به کودکان .
۵)آشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودکان .
۶)توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری خود که سبب کودک آزاری می شود .
۷)تقویت روحیه کمک کردن ، هنگام برخورد با مشکلات ، و آشنایی با مراکز حمایتی ، مشاوره و امداد در مورد کودکان و خانواده ها .

نشانه‌ها

کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند از شکایت کردن و بیان آن، می‌ترسند. آنها از این می‌ترسند که مورد سرزنش قرار بگیرند و یا این که بزرگترها، حرفهایشان را باور نکنند. والدین اغلب نشانه‌های کودک آزاری را نمی‌شناسند زیرا نمی‌خواهند با واقعیت روبه‌رو شوند.

کودکانی که آزرده شده‌اند، باید هر چه سریع‌تر تحت درمان و پشتیبانی خاص قرار گیرند. هر قدر آزار کودکان طولانی‌تر باشد، احتمال بهبود کامل آنها کمتر خواهد بود.مراقب تغییرات جسمی و یا رفتاری کودک باشید، هر چند توضیحی در مورد آن ندهند.

 اگر دلیل خاصی مبنی بر مورد آزار قرارگرفتن کودک خود ندارید، انجام آزمایشات مربوطه را ضروری بدانید. ممکن است کودک شما ترسیده باشد. به تغییرات و نشانه‌های زیر توجه کنید:

- نشانه‌های آزار جسمی:

هر گونه جراحت (کوفتگی و کبودی پوست، سوختگی، شکستگی، هر گونه جراحت مربوط به سر و شکم) که کودک در مورد آن توضیحی نمی‌دهد.

- بعضی از نشانه‌های آزار جنسی:

 رفتارهای ناشی از ترس (کابوس، افسردگی، ترس‌های غیرمعمول، تلاش برای فرار کردن) دردهای شکمی، شب ادراری، خونریزی.

- نشانه‌های آزار عاطفی:

تغییر ناگهانی در سطح اعتماد به نفس، معده درد و یا سردرد‌هایی بدون علت مشخص پزشکی، ترس‌های غیرنرمال، افزایش کابوس‌ها و تلاش برای فرار.

- نشانه‌های بی‌توجهی عاطفی و غفلت از کودکان:

 به دست آوردن وزن به صورت بسیار ناموفق به خصوص در نوزادان، اشتهای سیری ناپذیر برای رفتارهای محبت‌آمیز.

علل ایجاد

آزار و اذیت در بسیاری از خانواده‌ها پنهان داشته می‌شود. کودک آزاری اغلب در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که از نظر اجتماعی بسیار منزوی بوده، دوستی نداشته و با دیگران نیز ارتباطی ندارند.

والدینی که در دوران کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند بیشتر امکان دارد کودکان خود را مورد آزار قرار دهند.استفاده از مخدرات و دارو می‌تواند شمار کودک آزاری را افزایش دهد. والدینی که بیش از حد انتقاد می‌کنند، در روش‌های تربیتی و رعایت نظم بسیار خشن هستند، آنهایی که برای کودکانشان خیلی کم یا زیاد ابراز نگرانی می‌کنند و یا استرس بسیار زیادی دارند ممکن است در شمار والدین کودک آزار نیز قرار داشته باشند.

والدین کودک آزار اغلب قصد صدمه زدن به کودکان خود را ندارند. معمولاً آنها در هنگام عصبانیت کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند. اینچنین والدینی نیاز به کمک حرفه‌ای روان‌شناسی دارند.

چگونگی مقابله

اگر حدس می‌زنید که کودکی تحت آزار و اذیت قرار دارد با پزشک اطفال و مرکز حمایت از کودکان تماس گرفته و از آنها کمک بخواهید. پزشکان از نظر اخلاقی ملزم هستند، هرگونه نشانه‌های آزار کودکان و یا غفلت و بی‌توجهی نسبت به آنها را گزارش دهند.

حتی ممکن است در صورت لزوم شما را به درمانگران دیگری معرفی کنند تا هرگونه اطلاعات مورد نیاز برای بررسی‌ها، جمع‌آوری شود. پزشکان حتی اگر لازم باشد، در دادگاه برای کسب حمایت برای کودکان، شهادت داده و در صورتی که گمان کنند ممکن است کودکان تحت آزار جنسی قرار گیرند، دادخواست جنایی تنظیم خواهند کرد.

هر اقدامی که طبیعتی آزار دهنده دارد باید فوراً گزارش شده و برای رفع آن کمک گرفته شود. تأخیر در گزارش، شانس کودکان را برای بهبودی کامل کاهش می‌دهد. اغلب اوقات کودکی که با او بدرفتاری شده و یا مورد آزار قرار گرفته، افسرده شده و رفتارهای خشونت‌آمیز، گوشه‌گیری و یا خودکشی از او سر خواهد زد.

 وقتی این کودکان بزرگ می‌شوند به مخدرات و دارو روی می‌آورند و تلاش می‌کنند به صورتی فرار کنند و یا این که آزار، اذیت و آسیبی که از سوی دیگران دیده‌اند، انکار نمایند. تحمل آزار در دوران کودکی ممکن است در بزرگسالی به خودکشی و افسردگی منجر شود.اگر کودکی تحت آزار شدید قرار دارد، شاید شما تنها کسی باشید که می‌توانید به او کمک کنید. در گزارش و اعلام این آزار به افراد ذی‌صلاح درنگ نکنید.

بی‌توجهی و تکذیب مشکلات، تنها اوضاع را وخیم‌تر می‌کند. با این کار شانس کودکان را برای بهبود کامل به شدت کاهش می‌دهید. در بیشتر اوقات، کودکانی که تحت آزار و یا بی‌توجهی قرار می‌گیرند، جراحات و صدمه‌های عاطفیشان بسیار شدیدتر از جراحات جسمیشان است. کودکانی که با آنها بدرفتاری شود بیشتر خودکشی کرده و یا افسرده می‌شوند.

 از طریق برقراری ارتباط نزدیک با این کودکان، می‌توان به میزان جراحت‌های وارده از نظر عاطفی و جسمی پی برد. بزرگسالانی که در کودکی تحت آزار قرار داشته‌اند، با مشکلات بیشتری مواجهند و رفتارهای پر خطر در آنها بیشتر وجود دارد.

اگر شما حدس می‌زنید که کودکی به نوعی  تحت آزار قرار دارد باید:

- کودک را به محلی امن و آرام ببرید.
- اطلاعاتی دقیق از چگونگی آزارهایی که به او رسیده کسب کنید.
- آرام باشید و کودک را عصبانی نکنید.
- برای این که کودک آزارهایی که دیده آشکار کند، به او اطمینان قلبی بدهید تا باورتان کرده و تمامی اتفاقات را صادقانه بیان کند.
- به کودک بگویید به او کمک می‌کنید و از دیگران نیز برایش کمک خواهید گرفت.
- تمامی اطلاعاتی که به دست آورده‌اید، یادداشت کنید.
- فوراً به مقامات مسئول در این زمینه گزارش دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:18  توسط مهدی  | 

روش صحیح برخورد والدین با پرخاشگری و عصبانیت کودکان






متخصصان معتقدند والدین باید در مقابل رفتارهای تهاجمی و پرخاشگرانه کودکان خود با آرامش، مصمم و با نظم و قانون روشن و واضحی واکنش نشان دهند.

والدین در این شرایط به هیچ وجه نباید به بحث و گفت و گو با کودک بپردازند و یا زیاد صحبت کنند.

بنابراین گزارش و به گفته آنها وقتی والدین بخواهند این وضعیت را بلافاصله با اخطار دادن و تحریم و تهدید کردن به نفع خود کنند نتیجه عکس می گیرند و حتی باعث تشدید عصبانیت و خشم کودک خود می شوند.

به نظر آنها بهتر است که ابتدا از هم جدا شوند و کودک را به اتاق خودش بفرستند و بعد از گذشت مدتی که کودک آرام شد در این باره با وی به گفتگو بپردازند و اجازه دهند کودک مانند خودشان در رابطه با موضوع صحبت کند.

همچنین در این شرایط والدین باید از عصبانی شدن و فشار روحی کودک جلوگیری کرده و به این توجه داشته باشند که کودک در این شرایط بادقت به حرفهای آنها گوش می کند.
روانشناسان معتقدند والدین باید در موقعیت های شخصی با دختریا پسر خود صحبت و گفتگو کنند آنها باید به فرزندان خود کمک کرده تا با مشکلات خود کنار بیایند و به انها راه حل هایی در این باره ارائه دهند در صورتیکه کودک رفتار خوبی داشت و هنگام عصبانیت خود را کنترل کرد وی را تشویق کنید.

براساس این گزارش رفتار تهاجمی و پرخاشگرانه همیشه یک سیگنال هشدار دهنده است و در شرایط حاد والدین باید به یک روانشناس مراجعه کنند زیرا رفتار تهاجمی و پرخاشگرانه کودک می تواند ناشی از ترس یا درک نکردن درست یا بی توجهی یا حتی ناشی از اختلال بیش فعالی در کودک باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:17  توسط مهدی  | 

کودک آزاری و انواع و علل کودک آزاری

کودک آزاری و انواع و علل کودک آزاری
اکرموا اولادکم و احسنوا آدابکم
«به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده ونیکو با آنان
معاشرت نمایید» پیامبر اکرم (ص)
کودک آزاری:(تعریف سازمان بهداشت جهانی): عبارتست از آسیب یا تهدید سلامت
جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که
نسبت به او مسئول هستند. کودک آزاری پدیده ی جدیدی نیست و سابقه ی طولانی
دارد. در رم قدیم کُشتن فرزند، حق قانونی والدین بوده است. اعراب قبل از
روی آوردن به دین مقدس اسلام، دختران خود را زنده به گور می کردند و فروش
دختران در چین قدیم رایج بوده است هم چنین در قرآن به فرمان قتل نوزادان
پسر توسط فرعون اشاره فرموده است.
انواع کودک آزاری:
 1ـ کودک آزاری جسمی: کودکی که یکبار یا به دفعات مورد ضرب و شتم، آزار و
شکنجه عمدی قرار می گیرد و عبارتست از حمله فیزیکی به کودک به طوری که می
تواند موجب درد، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوانی و سایر جراحات و یا حتی
مرگ کودک گردد. اشکال مختلف کودک آزاری جسمی شامل: شلاق زدن، بستن کودک،
کوبیدن به دیوار، سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و تکان دادن شدید می
باشد.
2ـ کودک آزاری جنسی: بکارگیری، استفاده و واداشتن کودک به درگیر شدن با
هر گونه رفتار روشن جنسی یا نمایش رفتارهای جنسی، تجاوز، تماس جنسی،
فحشاء و هر گونه بهره برداری جنسی از کودکان جهت کسب لذایذ و ارضاء میل
جنسی
3ـ کودک آزاری عاطفی: هر گونه رفتار نامناسبی که بر عملکرد رفتاری،
شناختی، عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد همانند آزارهای کلامی و
غیر کلامی، سرزنش یا تحقیر، ناسزا گفتن، مسخره کردن، دست انداختن، مقررات
و کنترل شدید و نامعقول، ترساندن مکرر کودک از تنبیه سخت بدنی، انتظارات
و برخوردهای نامتناسب با سن کودک، به خدمت گرفتن کودک در جهت ارضاء
نیازهای عاطفی خود و پاسخ های رفتاری غیر قابل پیش بینی والدین که باعث
بی ثباتی و دگرگونی شناختی کودک شود.
 4ـ کودک آزاری ناشی از غفلت و مسامحه: عبارتست از عدم مراقبت و علاقه
مندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانند غذا، پوشاک و محرومیت
از اقداماتی که جهت رشد طبیعی و نمو کودک نیاز هست و یا کودک را در معرض
خطر قرار دادن (مانند رها نمودن بچه بدون مراقبت) می باشد. مسامحه یا
غفلت، به صورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی و عدم تأمین نیازهای
روحی، هیجانی و آموزش کودک، ترک و به حال خود رها کردن کودک، فقدان محبت
کافی، صحبت نکردن با کودک، عدم رسیدگی به وضعیت تحصیلی و بی توجهی به ترک
مدرسه و کودک را در معرض خطراتی چون سرما و گرما قرار دادن می باشد. به
طور کلی ناتوانی یا غافل ماندن والدین از توجه و رسیدگی به نیازهای
هیجانی و عاطفی کودک مسامحه عاطفی نامیده می شود.
همچنین غفلت یا مسامحه ممکن است در خصوص عوامل جسمی و عدم رسیدگی به
وضعیت تغذیه و بهداشت کودک باشد خصوصیت بارز غفلت فیزیکی شامل: علائم
کمبود تغذیه ای همانند عفونت های پوستی و درماتیت های ادراری قنداق بچه،
علائم کمبود ویتامین به صورت بیماری پلاگرا و بری بری می باشد مسامحه و
سهل انگاری معمولاً همراه با گرسنگی شدید دیده می شود. در این حالت
عموماً کودک بیش از 40 درصد وزن خود را از دست می دهد و دچار اختلال
تغذیه ای پروتئینی از نوع کواشیورکور می شود. غالباً بچه هایی که لاغرند
و در معرض بی توجهی و سهل انگاری واقع شده اند تحت آزار جسمی قرار نمی
گیرند. (مسامحه و گرسنگی معادل هم نیستند ولی معمولاً با هم دیده می
شوند) تشخیص مسامحه نیز نیاز به دقت فراوان دارد و قبل از هر چیز باید
بیماریها همانند دیابت، آدیسون (کم کاری غده آدرنال)، عفونت های مزمن،
سرطانها، اختلالات جذب و هضم روده ای و بیماریهای متابولیک ارثی را کنار
گذاشت. علل کودک آزاری: کودک آزاری یک مسئله فرهنگی ـ اجتماعی ـ پزشکی
است و معمولاً چندین عامل مشترکاً در بروز آن نقش دارند.
عوامل مربوطه به کودک آزاری را می توان به سه گروه عمده تقسیم نمود:
 الف) علل مربوط به کودک
ب) علل مربوط به والدین
 ج )علل محیطی عوامل مربوط به کودک:
 نارس بودن کودک، بچه های بیش فعال، کودکان سازش ناپذیر، وابسته و تحریک
پذیر، داشتن معلولیت جسمی و یا عقب ماندگی ذهنی، فرزند خواندگی، تک
والدی، کودکان ناخواسته و نامشروع کودکان دارای ظاهر فیزیکی بد (لاغر،
زشت و بد قیافه) و .....
علل مربوط به والدین:
 1ـ فقدان مهارتهای کافی به عنوان والد.
2ـ داشتن انتظارات غیر واقعی، درک و تصور تحریف شده و اشتباهی از
توانائیهای کودک که متناسب با سن اوست. مثلاً زمانی که کودک به دلیل نیاز
به تغذیه یا علل دیگر گریه اش را متوقف نمی کند و یا یک کودک 3 ساله نمی
تواند غذایش را بخورد والدینش خشمگین می شوند. که می تواند منجر به آزار
وی گردد.
 3ـ خانواده های طرد شده و دارای روابط اجتماعی محدود
 4ـ والدینی که به نوعی آزار و بی توجهی را در دوران خود تجربه نموده اند
و یا ارتباط عاطفی ضعیفی با والدین خود داشته اند.
 5ـ عقب ماندگی ذهنی والدین
6ـ اختلالات روانی در والدین، اختلالات شخصیتی و افسردگی پس از زایمان
 7ـ انحطاط اخلاقی والدین و اعتیاد به الکل یا مواد مخدر
 8ـ ازدواجهای زود هنگام و بدون برنامه ریزی
 9ـ خانواده ی پر جمعیت
10ـ عدم رضایت از زندگی و یا حاملگی پی در پی و ناخواسته
 عوامل محیطی و اجتماعی:
 والدینی که با کودک خود بد رفتاری می کنند مربوط به طبقه، نژاد یا مکان
جغرافیایی خاص نیستند و از مذهب، تحصیلات، شغل و وضعیت اجتماعی گوناگونی
برخوردارند بنابراین کودک آزاری در تمامی گروههای اجتماعی دیده می شود
ولی بیشتر در طبقه متوسط به پایین از نظر اجتماعی ـ اقتصادی دیده می شود.
تحقیقات کشورهای غربی و اروپایی نشان می دهد خانواده هایی که در فقر بسر
می برند بیشتر با کودکان خود بد رفتاری می کنند.
از عوامل محیطی مؤثر در آزار کودک به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
 1ـ فقدان حمایتهای اجتماعی
 2ـ فشارهای اقتصادی، سیاسی، بیکاری و تورم
3ـ صنعتی شدن جوامع
 4ـ خانواده های با محرومیت های اجتماعی، طرد شده از اقوام و اجتماع
عوارض و اثرات سوء رفتار و آزار بر کودکان:
 اثرات سوء آزار و اذیت کودکان به دو صورت کوتاه مدت و دراز مدت بروز می
کند. عوارض حاصله ناشی از آزار به شدت، مدت و تعداد موارد آزار بستگی
دارد و در دو بعد اختلالات و عوارض جسمی و عوارض روانی ـ عاطفی بررسی می
شود. اثرات طولانی مدت سوء رفتار بر کودکان می تواند باعث تأثیر در رشد و
نمو آنها گردد. و هم چنین عوارضی چون: سطح سواد کم تر، مشکلات کلامی، عدم
بلوغ اجتماعی مناسب با سن ثبات روحی کمتر، اتکاء به نفس کمتر و مشکلات
شخصیتی (عمدتاً ضد اجتماعی) در کودکان آزار دیده مشاهده می گردد.
 مردی به حضرت علی (ع) از فرزندش شکایت کرد، حضرت فرمودند: «فرزندت را
نزن ولی برای ادب کردنش با او قهر کن، ولی مواظب باش که قهرت نیز به طول
نینجامد و زود با او آشتی کن» غرر الحکم ص 236

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 10:54  توسط مهدی  | 

علل کودک آزاری ومتاسفانه داغ کشیدن برکودکان معصوم در یکی از مراکز وابسته به بهزیستی


علل کودک آزاری ومتاسفانه داغ کشیدن برکودکان معصوم در یکی از مراکز وابسته به سازمان بهزیستی ازنگاه یک معلول فرهنگی
اخیرا خبر فاجعه انسانی وغم انگیز اتفاق افتاده دریکی از مراکز وابسته به سازمان بهزیستی را هم درسایت بهزیستی وهم در سایتهای خبری مرور می کردم بنده مصداق شعر زیبای سعدی "بنی آدم اعضای یکدیگرند و...." خیلی از این واقعیت تلخ متاسف گشتم واقعیتی که به تکرار به شکلهای دیگر دراکثر مراکز اتفاق می افتد ولی منعکس نمی گردد !! ومن خود یک سال دریکی از مراکز بهزیستی به عنوان نیروی طرحی درسال 73 به عنوان کارشناس مدکار اجتماعی مشغول بوده ام وبا واقعیات نا آشنا نیستم .متاسفانه مراکز نگهداری که آقای دکتر فقیه در آن برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم درجواب مجری مبنی برشایعه حذف بهزیستی عنوان فرمودند که "همکاران من آلان از هفتاد هزار معلول ونیازمند نگهداری در مراکز مراقبت می کنند" با اتفاق افتادن چنین واقعیاتی معلوم میشود نگهداری نمی شود بلکه تحقیر میشوند – تنبیه می شوند – وحتی به عنوان انسان با آنها برخورد نمی شود!!!
حالا این مسئله به دلایلی رو شده است هرروز دهها معلول از طرف به ظاهر خادمان معلولین ! تحقیر میشوند و داغ کلامی وشماتت زبانی دوستان دکتر فقیه ریاست محترم سازمان بهزیستی برروان آنها صیقل می دهد وعجیب تر اینکه آقای دکتر در همایش آسیبهای اجتماعی عنوان می فرماید که " حتی دست گیری از یک انسان نیازمند مهم است"!!!؟؟؟
دراین راستا بنده به چند دلیل عمده چنین وقایعی اشاره می نمایم انشاء..اله شاید وجدانی های بیدار گشتند!! وشاید لااقل .......
1-انتخاب کارکنان بهزیستی نیازمند وسواس وبررسیهای روانشناسی است تا افرادی دراین سازمان مشکلمدار خدمت نمایند که ذاتا" از انسانهای معلول ونیازمند تنفر نداشته باشند واین عمل را براساس ویژگیهای متعالی انسانی انجام دهند.
2- واگذاری مراکز به بخشهای خصوصی بایستی براساس ملاکهای قانونی صورت گیرد واین رابطه گرایی کور که دربهزیستی حاکم است حداقل در چنان مراکز حساس صورت نپذیرد.
3- مدیریت در سازمان بهزیستی از زمان تاسیس آن تابحال چنین دستخوش نابسامانی ورابطه گرایی نبوده است .بهتراست دولت مردان اسلامی ما حداقل در سازمانی که متعلق به نیازمندان است از وجود فردی دلسوز وآگاه به مشکلات آنها واز نخبگان معلول استفاده نماید تا حداقل معلولین ومحرومین با اعتماد به نفس بیشتر موارد خودرا مطرح نمایند.
4- تیم مدیریتی حاضر متاسفانه یا قادر به درک روحیات جامعه هدف نیست !! ویا تعمدا" گزینه بی اعتنایی به آنها را درپیش گرفته است. بنابراین منطق اقتضا می نماید قصور کارکردی خودرا توجیه نفرمایند ! وخودرامدافع کودکان معصوم زجر دیده تلقی نکنند بلکه به عنوان متهم جوابگوی افکار عمومی جامعه گردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 10:54  توسط مهدی  | 

علل كودك آزاري


عوامل متعددي در رخداد كودك آزاري و غفلت از كودكان نقش دارد. برخي از اين عوامل به ساختار بنيادي جامعه و متغيرهاي ديگر به شخصيت و تفسير فرد از جهان مربوط مي شود. به طور كلي مي توان از دو جهت بررسي كرد؛

1)     علل جامعه شناختي[1] ؛ عوامل خاصي زمينه را براي كودك آزاري و غفلت آماده مي سازد و برخي از اين عوامل چنان با ارزش هاي اجتماعي ما در آميخته اند كه غيرقابل تشخيص هستند. با وجود اين به شيوه هاي مختلف به محيط خود پاسخ مي دهند. چندين عامل اجتماعي به عنوان عوامل مرتبط با كودك آزاري مطرح شده اند؛

1-1)        استرس هاي اقتصادي ؛ برخي از خانواده ها نمي توانند با فشارهاي اقتصادي مقابله كنند. افزايش بيكاري ، فقر اقتصادي و ... . افزايش جمعيت بي خانمان نيز كودكان را در معرض كودك آزاري و غفلت قرار داده است. اگر چه بي خانماني ، ناشي از نبود مسكن يا سوء مصرف مواد ، بيماري رواني يا بي ثباتي والدين است ، اما نتيجه آن كودكاني است كه در پناه گاهها ، خانه هاي غيراستاندارد و شلوغ يا خيابان ها زندگي مي كنند و قربانيان بالقوه بدرفتاري مي شوند.

1-2)       فقدان حمايت اجتماعي[2] ؛ اغلب والدين كودك آزار و بي توجه از حمايت اجتماعي كافي برخوردار نيستند. افزايش ميزان طلاق موجب افزايش خانواده هاي تك والدي شده ، سرپرستي و نگهداري از بچه ها را پيچيده و دشوار ساخته و در نتيجه موجب افزايش فشار كلي تربيت كودكان گرديده است و والدين به دليل جدايي از خانواده هاي اوليه شان حمايت اجتماعي كمتري دريافت مي كنند.
در خانواده هايي كه هر دو والد شاغل هستند ، وابستگي در زمينه مراقبت از كودك اهميت بيشتري يافته است.

1-3)          عامل ديگر، افزايش حاملگي نوجوانان است كه به افزايش مادران بسيار جوان و فاقد آمادگي هاي لازم براي انجام تقاضاهاي والديني منجر شده است.

1-4)       عامل ديگر موثر در بدرفتاري با كودكان ، مساله سوءمصرف مواد است. موسسه رشد كودكان سياه پوست گزارش داده كه در سال 1986 ، 38% از كودكان ساكن خانه هاي كودكان بي سرپرست داراي والديني بودند كه سوء مصرف مواد داشتند (برودهرست ،1380).

2)     علل روانشناختي[3] ؛ اگر چه فشارهاي اجتماعي بر وقوع كودك آزاري تاثير مي گذارد ، اما ساختار شخصيتي فرد كودك آزار ، كودك و كل خانواده نيز نقش مهمي دارد. عواملي چون عزت نفس پايين ، تنهايي و كم تحمل بودن در مقابل ناكامي يا افسردگي در ناتواني والدين در برخورد سازنده با كودكشان موثر است. ارتباط ضعيف بين زن و شوهر ، مرزهاي نامشخص بين نسلي و يا نداشتن دانش درباره رشد كودك عوامل ديگري هستند كه زوجين را از تلاش براي حفظ ثبات خانواده و دوري از كودك آزاري باز مي دارد (همان ،1380).

3)    مشاهده خشونت در خانه؛ بندورا اعتقاد دارد بخش اعظم يادگيري از طريق مشاهده رفتار ديگران است. نكته مهم در اين ديدگاه عدم نياز به تقويت فوري است، يعني فرد رفتار را مشاهده كرده و مي آموزد، ولي تا زماني كه نيازي به ابراز آن نباشد و به عبارتي عامل تقويتي وجود نداشته باشد، بروز نمي كند. هرچه الگو از مقبوليت و مشروعيت بيشتري برخوردار باشد، احتمال يادگيري بيشتر است. در اين مورد خاص والدين به صورت افراد صاحب قدرت از نفوذ زيادي برخوردارند و كودكان، آنها را به عنوان الگوي مناسبي تلقي نموده و در طول زندگي و هنگامي كه خود بخواهند با كودكانشان برخورد كنند، از همان شيوه هاي آزارگري توام با غفلت و مسامحه استفاده مي كنند. در خانه هايي كه خشونت بر آن ها حاكم است، احتمال رفتار جسمي و قصور در حق كودكان پانزده مرتبه بيشتر است. اما ميليون ها كودك در خانواده هايي زندگي مي كنند كه اگرچه با آن ها سوء رفتار نمي شود، ولي به طور مرتب شاهد خشونت هستند. اين كودكان غالبا توسط پدر و مادر تنبيه بدني مي شوند. زنان درب و داغون[4] ، معمولا به اين دليل شوهران را رها مي كنند كه مي ترسند قرباني بعدي فرزندانشان باشند. گاهي به اين كودكان «قربانيان نامرئي» يا «قربانيان ساكت» گفته مي شود، چون آثار بدرفتاري را ندارند و از نظر محققان دور مي مانند. اين كودكان خيلي بيشتر احتمال دارد دچار اختلال استرس پس از سانحه شوند كه جزء اختلالات رواني است و مشخصه اش افت تمركز حواس در مدرسه، اختلال پايدار خواب، بركشت به گذشته، اختلال در دلبستگي، از جا پريدن، گوش به زنگ بودن و تقديرگرايي است كه خطر كردن در دوران نوجواني را افزايش مي دهد (كاپلان ،1384).

يافته هاي قديمي حاكي از آن بودند كه بدرفتاري با كودك در اثر اختلال رواني بزرگترهاست، اما طولي نكشيد كه معلوم شد كه گرچه بدرفتاري با كودك در بين والدين پريشان متداول تر است ، اما تيپ شخصيتي بد رفتار وجود ندارد. گاهي حتي والدين بهنجار هم به فرزندانشان آسيب مي رسانند

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 10:53  توسط مهدی  | 

در نشریه برای امام اشک می‌ریزیم و در اینترنت توهین!

در نشریه برای امام اشک می‌ریزیم و در اینترنت توهین!

بی‌توجهی به صلاحیت اعتقادی افراد شاغل در یک مجموعه خبری و میزان پایبندی فکری آنان نسبت به آنچه که در مطالب خود برای رسانه‌ها می‌نویسند و در آن زمینه فعالیت می‌کنند، موضوعی است که بارها از سوی فعالان سیاسی و همچنین دلسوزان انقلاب مطرح شده است؛ مساله‌ای که متاسفانه کمتر به آن توجه شده است. افزایش تعداد مجلات و نشریات ارگان رسانه ای شهرداری تهران سبب حضور گسترده روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب و بعضا ضدانقلاب شده است که مشی فکری آنان هیچ تناسبی با مجموعه‌ای که مدیران آن واژه اصولگرایی را یدک می کشند، ندارد. به عنوان مثال، در شماره اخیر همشهری جوان که ویژه‌نامه سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است، یکی از نویسندگان خانم این مجله که هم اکنون سمت سردبیری یکی دیگر از نشریات همشهری را نیز برعهده دارد، یادداشتی پر از اشک و آه در رثای امام (ره) نوشته است؛ یادداشتی که در ابتدا حکایت از ارادت ویژه نویسنده به روح‌الله کبیر دارد اما نگاهی به مطالب منتشر شده از این خانم در اینترنت، مساله دیگری را مشخص می‌کند. همین نویسنده در مطلبی که در صفحه فیس بوک خود نوشته، با بیاناتی تند و توهین آمیز امام راحل (ره) را مورد خطاب قرار داده و ضمن استفاده از الفاظ بی شرمانه درباره ایشان، توهین‌های متعددی را نیز به سایر مسئولان کشور نسبت داده است و به بهانه حمایت از یکی از سران فتنه، اساس نظام جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال برده است. همچنین این خانم که در این نشریه در هیبت یک خانم چادری مطلب می‌نویسد، عکس‌های بی حجاب و زننده خود را در صفحه شخصی خود در فیس بوک منتشر کرده است. این رویکرد درحالی از سوی خانم «ع» صورت گرفته که برخی دیگر از همکاران وی هم از این رویکرد مستثنی نیستند و همزمان می‌توانند هم در رثای امام موسی صدر مطلب بنویسند و هم در اینترنت به جمهوری اسلامی فحش بدهند! مشرق به علت توهین آمیز و غیراخلاقی بودن مطالب و عکسها از انتشار آنها معذور می باشد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:53  توسط مهدی  | 

 

 

یه روز یه ترکه بود . . .اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.
شجاع بود و نترس.
در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد
او برای مردم ایران ، آزادی می خواست
و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.
یه روز یه رشتی بود . . .

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
او می توانست از سرسبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را
و برای همین در برابر ستم ایستاد
آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.
  
 یه روز یه اصفهانی بود . . .

اسمش حسین خرازی
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.
کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز . . .

ترک و رشتی و فاس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و ... !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند
و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ،  به  "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی...!



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:53  توسط مهدی  | 

دختر وبلاگ نويس معترض سوري مرد آمريكايي از آب درآمد!

دختر وبلاگ نويس معترض سوري مرد آمريكايي از آب درآمد!

دختر سوري وبلاگ نويسي كه با نوشته هاي خود در مورد بحران سوريه چشم كاربران اينترنت را به سوي خود در دمشق جلب كرده بود، مرد آمريكايي از آب درآمد.

 
شبكه هاي خبري روز دوشنبه گزارش دادند كه 'امينه عراف' كه وب نگاري هاي وي در باره سوريه ، توجه بسياري از وب گردهاي جهان را به خود جلب كرده بود ، روز يكشنبه معلوم شد 'تام مك مستر'، يك مرد 40 ساله آمريكايي از ايالت جورجيا است. 
 
 
حساسيت خوانندگان نوشته هاي 'امينه' وقتي شدت گرفت كه دوشنبه پيش نوشته هايش متوقف شد و به اصطلاح دختر عمويش در وبلاگ او براي خوانندگان يادداشتي گذاشت كه از دستگيري اين فعال سوري توسط نيروهاي امنيتي حكايت مي كرد. 
 
به نوشته روزنامه آمريكايي 'واشنگتن پست'حساسيت آن قدر بالا گرفت كه حتي وزارت خارجه آمريكا هم شروع به تحقيق در اين باره كرد. 
 
اما هيچكس نپرسيد آيا كسي تا بحال امينه را ملاقات كرده است يا خير. 
 
امروز حتي معلوم شده عكسي هم كه به امينه نسبت داده مي شود متعلق به زني ساكن لندن است كه از صفحه فيس بوك او برداشته شده است. 
 
اين رويداد يك بار ديگر قابل اعتماد بودن اخبار و نوشته هاي موجود در وبلاگ هاي شخصي و شبكه هاي اجتماعي اينترنتي نظير فيس بوك و توييتر را زير سوال مي برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:52  توسط مهدی  | 

تیری که اراده‏ی ملت را هدف گرفت!

تقویم فتنه‌ی سبز/ 23خرداد1388؛
تیری که اراده‏ی ملت را هدف گرفت!
به دنبال شمارش آرای انتخاباتی و مشخص شدن تقریبی نتیجه‏ی آرا که نشان دهنده‌ی پیروزی محمود احمدی نژاد بود، دو کاندیدای اصلاح‏طلب از تمکین در برابر اراده‏ی ملت سرباز زده و تحولات انتخابات دهم را وارد فاز جدیدی کردند و اغتشاشات و شورش‏های خیابانی کلید خورد...
 گروه سیاسی برهان؛ به دنبال شمارش آرای انتخاباتی و مشخص شدن تقریبی نتیجه‏ی آرا که نشان دهنده‌ی پیروزی محمود احمدی نژاد بود،دو کاندیدای اصلاح‏طلب از تمکین در برابر اراده‏ی ملت سرباز زده و تحولات انتخابات دهم را وارد فاز جدیدی کردند؛ بدین ترتیب اغتشاشات  و شورش‏های خیابانی که حدود یک سال کشور را درگیر خود کرد، کلید خورد.
 
شنبه ، 23خرداد1388:
 
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت حماسهی 22 خرداد
 
«حضرت آیتالله خامنهای» در پیامی حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعهی حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثهای خیره کننده و بیهمتا خواندند و افزودند: «مشارکت بیش از 80 درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رییس جمهور منتخب یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشاند با تحریکات بدخواهانه شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.»[1]
 
زیر سوال بردن روند شمارش آرا دربیانیّهی مهدی کروبی
 
«مهدی کروبی» با ایجاد شبهه در روند شمارش آرا در بیانیّهای اعلام کرد در مقابل آنچه که «مهندسی و تنظیم ناشیانهی رأی ملت» نامید، سکوت نخواهد کرد. او در اینبیانیّه ادعا کرده‏است: «من به پیشگاه ملت شکایت میبرم و دستان همهی رأی دهندگان به خصوص دانشجویان،روشنفکران، زنان محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگراندیشان، اقلیّتهای قومی و مذهبی،دراویش، اهل حق را میبوسم و حتماً در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانهی رأی ملت سکوت نخواهم کرد ... این تازه اول داستان است.»[2]

تمسک میرحسین موسوی به مراجع
 
به دنبال شمارش آرای انتخاباتی و مشخص شدن تقریبی نتیجه آرا، که نشان دهندهی پیروزی محمود احمدی نژاد است، میرحسین موسوی در بیانیّهای دست به دامان  علمای قم شد و از آنها خواست تا در راستای «صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شدهاند»، به مسؤولان تذکر دهند! موسوی اتهاماتی مانند «توسل به دروغ و استفادهی بیحساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یکسویه به سود نامزد حاکم» را متوجه نظام ساخته و با ادعای ضرب و شتم اعضای ستادهایش، از مراجع درخواست یاری نموده است. [3]
 
درگیریهای گسترده در تهران
 
گزارشها از اغتشاش حامیان میرحسین موسوی و درگیریهای پراکنده و شدیدی در خیابانهای مرکز و شمال شهر تهران حکایت دارد. اغتشاشات از صبح امروز شنبه پس از آنکه دو تن از کاندیداها به نتایج انتخاباتتن ندادند، آغاز شده است. آنطور که شاهدان عینی از سطح شهر تهران گزارش دادند، اوضاع در خیابان ولیعصر،زرتشت، فاطمی، میدان انقلاب، میدان ونک و چهار راه جهان کودک ناآرام است. در خیابان تخت طاووس(مطهری) و میرزای شیرازی تهران نیز اغتشاشات و شورشها به شدت در جریان است وبخشهایی از خیابان به آتش کشیده شده است. اغتشاش‏گران با به آتش کشیدن سطلهای زباله، کندن تابلوهای راهنمایی و رانندگی و نیزشکستن شیشههای اتومبیلها راه ورود خودروهای پلیس به این خیابان را بستهاند، گزارشهای تأیید نشدهای هم از بروز برخی درگیریها در شهر اصفهان و سنندج حکایتدارد. آنطور که شاهدان عینی در اصفهان گزارش میدهند، بازار این شهر در اثر اغتشاشات تعطیل است.[4]
 
ترسیم فضای امنیتی برای  تهران در رسانه‌های اصلاح‌طلب  
 
برخی منابع حامی موسوی و کروبی در راستای تحریک حامیان موسوی و دامن زدن بر اغتشاشت، مدعی شدند به دنبال ادامه یافتن اعتراضهای گسترده درخصوص نتایج انتخابات ریاست جمهوری در مناطق مختلف تهران و افزایش موج تظاهرات عمومی با تاریک شدن هوا در تهران، گروههای موتور سوار بسیجی در حالی که مجهز به سلاحهای سرد از جمله چماق، کمربند، شیلنگ گاز، کابل و باتوم هستند از سمت جنوب تهران با فریاد حزب الله به سمت میادین ولی عصر و ونک در حرکتاند[5]!
 
اطلاعیّه بسیج: تمامی ملت برنده شدند
 
نیروی مقاومت بسیج در اطلاعیّهای با اشاره به حضور حماسی و بیسابقهی ملت در این دورهی انتخابات ریاست جمهوری، برندهی این مسابقه را ملت بزرگ و همیشه بیدار ایران اسلامی دانسته است. در این اطلاعیّه با تبریک خلق حماسهای دیگر به دست مردم همیشه در صحنه و آگاه ایران به محضر حضرت بقیه‌‌الله الاعظم(عجلاللهتعالی)، مقام عظمای ولایت و ملت سلحشور، آمده است؛ پیروزی بزرگ را مرهون الطاف الهی، راهبریها، هدایتها و رهنمودهای حکیمانهی مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای(مدظلهالعالی) و بیداری و هشیاری مردم عزیز دانستهاند.[6]
 
ستاد موسوی غیر مستقیم مردم را به شورش دعوت کرد
 
ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی با صدور بیانیّهای، اعلام کرد تا آخرین توان از حق مسلم ایرانیان دفاع خواهد کرد. در این اطلاعیّه ادعا شده است: «امروز اراده و عزم شما در برابر یک پدیدهی اعجابانگیز به نام دروغ، تزویر و تقلب، بهتزده شده...»[7]
 
گزارشها از اغتشاش حامیان میرحسین موسوی و درگیریهای پراکنده و شدیدی در خیابانهای مرکز و شمال شهر تهران حکایت دارد. اغتشاشات از صبح امروز شنبه پس از آنکه دو تن از کاندیداها به نتایج انتخاباتتن ندادند، آغاز شده است!
 
در خواست ابطال انتخابات از سوی مجمع روحانیون مبارز
 
مجمع روحانیون مبارز با انتشار بیانیّهای، از آنچه «اعمال نوعی مهندسی آرای گـسـتـرده» در انتخابات نامید،ابراز تأسف و نگرانی کرد و ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضاییعادلانهتر و منطقیتر را راهکار مناسب دانست![8]
 
بازداشت تعدادی از فعالان سیاسی کشور
 
منابع خبری  اصلاح طلب از بازداشت بیش از 20 نفر از اعضای جبههی مشارکت در ساختمان این حزب در تهران خبر دادند. همچنین تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیز تعدادی از نیروهای ملی مذهبی بازداشت شدهاند. از جملهی بازداشت شدگان میتوان به «بهزاد نبوی، محسن میردامادی، رضا خاتمی، عبدالله رمضانزاده، مصطفی تاجزاده، سعید شریعتی، احمد زیدآبادی، تقی رحمانی، رضا علیجانی، هدی صابر، زهره آقاجری، زهرا اشراقی، کیوان صمیمی، عماد بهاور و سعید حجاریان» اشاره کرد.[9]  گفته می‌شود دست‏گیرشدگان نقش گسترده‏‏ای در راه‏اندازی اغتشاشات امروز داشته‌اند.
 
موسوی انتخابات را شعبده‏بازی خواند
 
«میرحسین موسوی» نتایجی را که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهتآور دانسته و مدعی شد:«مردمی که در صفهای طولانی اخذ رأی شاهد ترکیب آرا بودند و خود میدانند که بهچه کسی رأی دادهاند با حیرت تمام به شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا وسیما نگاه میکنند». موسوی در ادامه با تهدید نظام، آورده است: «اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار میدهمکه تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهم شد و طبق وظیفهی شرعی و ملی خویش به افشای رازهایپشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکنندهی آن را بر سرنوشت کشورتوضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامهی وضع موجود همهی نیروهای مؤثر در نظامرا به توجیهگرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان رادر معرض لطمههای جبرانناپذیر قرار دهد.پیش ازآن که دیر شود این روند را فوراً متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرایملت بازگردند.»[10]
 
محتشمیپور:انتخابات باید باطل شود
 
رییس کمیتهی صیانت از آرای ستادمهندس میرحسین موسوی در کنفرانس خبری که در محل ستاد مرکزی ایشان برگزار شده بود با ادعای تخلفات صورت گرفته در دهمین دورهیانتخابات ریاستجمهوری، اعلام کرد چنین انتخاباتی باید ابطال وانتخابات مجددی برگزار شود.[11]
 
موسویتبریزی: در کشور یک شبهکودتا رخ دادهاست!
 
دبیرکل مجمع محققین و مدرسینحـوزهی علمیّهی قم دربارهی نتایج انتخابات مدعی شد در کشور یک شبهکودتا رخ دادهاست. «سیدحسین موسویتبریزی» ادعا کرد: «تقلب آن قدر گسترده و آشکار است کـهباور نتایج انتخابات برای مردم غیرممکن است. آنچه مسلم است در اینشرایط کشور نیازمند یک تحول و حرکت اساسی است. آقایان موسوی، کروبی و رضایی باید یک فکر اساسی بکنند تا دیگرکسی جرأت نکند در این مملکت علیه مردمسالاری و جمهوریّت اقدامی نماید.»[12]
 
اعلام نتایج نهایی شمارش آرا
 
وزیر کشور آخرین نتایج شمارش آرای دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد. از 39 میلیون و 165 هزار و 191 رأی صحیح و باطلهی مأخوذه، بهترتیب حروف الفبا:
 
-  محمود احمدینژاد، 24 میلیون و527 هزار و رأی معادل 62 درصد آرا؛
 
 - محسن رضایی میرقائد، 678 هزار و240 رأی معادل 1درصد آرا؛
 
-  مهدی کروبی، با 333 هزار و 635 رأی معادل‌85/0 درصد آرا؛
 
 - میرحسین موسـوی، با 13میلیون و 216هزار و 411 رأی معادل 75/33 آرا راکسب کردند.همچنین 1389 رأی بـاطـلهی مأخوذه معادل 1/4 درصد بوده اسـت. در این انتخابات، 39میلـیـون و165هـزار و191 شرکتکننده وجود داشته است و 46میلیون و 200هزار نفر افراد واجد شرایط دراین انتخابات بودند.[13]
 
ادعای جابهجایی آرا
 
در یک اتفاق جالب، فردی به نام «ابراهیم امینی» عضو ستاد انتخابات «مهدی کروبی» و عضوسابق هیأت رییسهی مجلس اعلام کرد که برخلاف اعلام وزارت کشور، محموداحمدینژاد در این دوره از انتخابات تنها 5 میلیون و 600 هزار رأی کسب کردهاست. وی افزود که رأی آقای موسوی در انتخابات، بیش از 19 میلیون بودهاست. به گفتهی امینی، مهدی کروبی در این دوره بیش از 13میلیون رأی داشته و محسن رضایی نیز موفق به کسب بیش از 3 میلیون و 500 هزار رأی شده است.ادعا میشود آمار ارایه شده توسط آقای ابراهیم امینی توسط یکی از اعضای ستاد انتخابات کشور، به بیرون درز کرده است. [14]
 
نگرانی رژیم صهیونیستی از پیروزی احمدی نژاد       
 
خبرگزاری فرانسه طی گزارشی به نقل از یک مقام رسمی صهیونیستی نوشت که پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران، نگران کننده است. این خبرگزاری به نقل از یک مقام رسمی رژیم صهیونیستی که نخواست نامش فاش شود پیروزی احمدی نژاد را تحولی بسیار نگران کننده خواند و مدعی شد: «احمدی نژاد ستیزه جوترین نامزد در میان نامزدها به شمار می رود و کشورش را به سمت رویارویی با جهان غرب سوق خواهد داد.»[15

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:52  توسط مهدی  | 

سیر صعودی میرحسین در مناصب نظام

سیر صعودی میرحسین در مناصب نظام
اوایل شروع کار حزب در سال ۵۸ یک روز آیت به من گفت که در داخل حزب فردی خطرناک به نام موسوی حضور دارد.حساسیت‌ها به موسوی وقتی بیشتر شد که او سردبیر روزنامه حزب می‌شود. محتوای روزنامه و مقالات موسوی در مورد ...

در این نوشتار مختصرا سیر صعودی موسوی از عضویت حزب‌ تا نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران را در هفت پرده، مرور می‌کنم. داستان موسوی در دوره نخست‌وزیری و حمایت امام (ره) از وی داستانی مفصل دارد که باید در فرصت خود نوشت اما اجمالا باید گفت که خط وابسته به غرب در ایران پس از انقلاب با افشا شدن عواملش گام به گام عقب نشست و از بازرگان به بنی‌صدر و از بنی‌صدر به موسوی رسید. هر چه قدرت ملت بیشتر شد، چهره عوامل وابسته، اسلامی‌تر و انقلابی‌تر و پیچیده‌تر شد ولی از عجایب فراماسونری اینکه مصدق اسم رمز این جریان باقی ماند، چیزی که شهید آیت و دوستانش کشف کرده بودند و محک شناخت‌شان بود.


امتداد خط مصدق با تغییر ظاهر:خط فراماسونری آمریکایی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی جمعی از فعالان سیاسی با محوریت شهید سیدحسن آیت از ابتدا نسبت به تکرار حوادث تلخ دوره ملی شدن صنعت نفت هشدار دادند. این گروه اعتقاد داشتند که در دوره ملی شدن، دشمنان خارجی ملت ایران از طریق نفوذ دادن عنصری وابسته به نام محمد مصدق در بین صفوف ملت، نهضت را از مسیر اصلی منحرف و نهایتا آن را به شکست کشاندند. محور سیاست مصدق از صحنه خارج کردن روحانیت به رهبری آیت‌الله کاشانی و از کار انداختن مجلس بود. بر اساس این تئوری، خط مصدق با تغییر ظاهر ادامه یافت و وارد صفوف انقلاب اسلامی می‌شد.

فؤاد کریمی از دوستان شهید آیت در روز 15 مرداد 1360، یک روز پس از ترور وی، تئوری آیت را چنین بیان می‌کند: ضدیت آیت با جبهه ملی و نهضت آزادی به این علت بود که اعتقاد داشت جبهه ملی ساخته و پرداخته آمریکا برای انحراف مردم از خط اسلام و خط امام بوده است. در سال 42 نهضت آزادی از جبهه ملی جدا می‌شود زیرا جنبش اسلامی به رهبری امام به وجود آمده، نهضت آزادی به وجود می‌آید و جدا می‌شود از جبهه ملی تا عناصر اسلامی را از خط امام دور کند. بعد از آن می‌بینیم از نهضت آزادی جنبش مجاهدین خلق جدا می‌شوند. گرچه مجاهدین خلق یک سازمان مبارزه مسلحانه بودند اما ماهیت و خط‌شان با خط نهضت آزادی تفاوتی نمی‌کند و نهایتا و سرانجام این مسئله ثابت شد بعد از آن جاما یا جنبش مسلمانان مبارز، اینها همه خطوطی هستند که از یک آبشخور آب می‌خورند، گرچه بعضی از عناصر مؤمن و مسلمان در این گروه‌ها هم حضور داشته‌اند اما خط اصلی و رهبری کلی، خط فراماسونری آمریکایی بوده است.این عقیده شهید دکتر آیت بود که جبهه ملی، نهضت آزادی، جنبش مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز یک خط واحد، خط فراماسونری آمریکایی هستند. با این تئوری بود که شهید آیت از روز اول با بازرگان و سپس با بنی‌صدر مخالفت کرد.آیت معتقد بود که نباید اجازه داد دوباره همان سناریو تکرار شود. تفاوت ظاهر این گروه‌ها و حتی مخالفت‌های ظاهری آنها در بعضی مراحل باعث نشد که آیت و دوستانش این خط انحرافی را گم کنند. میرحسین موسوی از نزدیکان حلقه جنبش مسلمانان مبارز بود که در حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرد.

وی با جلب اعتماد برخی رهبران مهم حزب و همچنین در سایه مخالف‌خوانی ظاهری بنی‌صدر با تصدی وزارت خارجه از سوی وی، خود را یک انقلابی رادیکال معرفی کرد. با این وجود، سابقه وابستگی وی به جنبش مسلمانان مبارز و همچنین مداحی‌های وی برای دکتر مصدق در روزنامه حزب جمهوری –که سردبیری آن را بر عهده داشت- مشت وی را برای شهید آیت و دوستانش باز کرد.

 

پرده اول: بنی‌صدر رییس‌جمهور ،موسوی سردبیر روزنامه حزب‌

این پرده از ماجرای دوره‌ای است که بنی‌صدر رییسِ‌جمهور است. برخورد شهید آیت با موسوی از درون حزب جمهوری و شورای مرکزی شروع می‌شود. موسوی چهره‌ای جدید است که قبل از انقلاب گمنام بوده است.

احمد کاشانی از دوستان نزدیک شهید آیت در گفت‌وگویی می‌گوید که اولین بار از آیت اسم موسوی را شنیده است. وی چنین نقل می‌کند: اوایل شروع کار حزب در سال 58 یک روز آیت به من گفت که در داخل حزب فردی خطرناک به نام موسوی حضور دارد.حساسیت‌ها به موسوی وقتی بیشتر شد که او سردبیر روزنامه حزب می‌شود. محتوای روزنامه و مقالات موسوی در مورد اعتراض گروه آیت در حزب جمهوری قرار می‌گیرد.

 هاشمی رفسنجانی که در آن زمان ریاست مجلس را بر عهده داشت، در خاطرات خود در روز یکشنبه 6 اردیبهشت سال 1360 درباره جلسه حزب چنین می‌نویسد: شب در جلسه مشترک مسئولان اجرایی و نمایندگان مجلس حزب شرکت کردم. مقداری از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه (جمهوری اسلامی) گذشت. آقای آیت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقای (میرحسین) موسوی دفاع کرد.

تلاش‌های شهید رجایی به عنوان نخست‌وزیر دولت بنی‌صدر برای معرفی وزیر خارجه به دلیل کارشکنی‌های بنی‌صدر تا زمان عزل وی ناکام ماند. از جمله کسانی که بنی‌صدر با معرفی آنها مخالفت می‌کرد، میرحسین موسوی بود. علی‌رغم اینکه شهید آیت و دوستان وی به شدت با بنی‌صدر مخالفت می‌کردند، مخالفت وی با موسوی آنها را فریب نمی‌دهد.

شهید عبدالحمید دیالمه از دیگر نزدیکان آیت در سخنرانی معروفی که نوار آن اخیرا منتشر گردیده و احتمالا در اولین روزهای تیرماه سال 1360 پس از شهادتش در هفتم تیر ایراد شده به روشنی مخالفت عمیق خود را با موسوی ابراز می‌کند. وی خط موسوی در روزنامه جمهوری را همانند خط استادش پیمان در روزنامه امت می‌داند.

شهید دیالمه می‌گوید: موضع‌گیری‌های روزنامه در بعضی از موارد کم و بیش و موضع‌گیری‌های روزنامه امت (روزنامه دکتر پیمان) است، به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می‌کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت‌الله کاشانی نمی‌نویسد. اگر شما یک خط قبل از سالگرد آیت‌الله کاشانی بعد از سالگرد آیت‌الله کاشانی از این روزنامه آوردید، من اسمم را عوض می‌کنم، یک شنبه من در حزب صحبت کردم و این موارد را گفتم.

شهید دیالمه علاوه بر موسوی نسبت به مواضع همسر وی –زهرا رهنورد- نیز اعتراض می‌کند: یک مشت مزخرفاتی را هم بافته به اسم اسلام او هم زیاد سابقه مسلمانی ندارد اما حالا چطور شد که مفسر قرآن شد، معلوم نیست. هر کسی در عرض یک سال مفسر قرآن می‌شود، مخصوصا اینکه در جاهای مختلف هم به عنوان متفکر اسلامی با او مصاحبه می‌کنند.

دیالمه در پایان سخنرانی خود به بحث وزارت خارجه موسوی اشاره می‌کند: الان برنامه این است که آقای موسوی بشود وزیر امور خارجه، من چه بگویم؟ هر چه هم داد بزنم صدایم به جایی نمی‌رسد مجبورم فقط یک رأی مخالف بدهم.البته صدای شهید دیالمه در هفتم تیر خاموش شد تا فرصت دادن یک رأی مخالف به موسوی را هم پیدا نکند.

 

پرده دوم: جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 1360

در 31 خرداد بنی‌صدر با رأی عدم کفایت از سوی مجلس و سپس حکم امام (ره) عزل شد و طبق قانون اساسی، شورای ریاست‌جمهوری با عضویت آیت‌الله بهشتی (رییس دیوان کشور)، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی (رییس مجلس) و محمدعلی رجایی (نخست‌وزیر) تشکیل شد. پس از یک سال خالی بودن پست وزارت خارجه از طرف این شورا، موسوی برای وزارت خارجه در نظر گرفته شد؛ چهره‌ای که قبل از این با مخالفت بنی‌صدر از این پست دور مانده بود. در جای خود، این موضوع قابل تأمل است که فارغ از مباحث سیاسی مورد نظر شهید آیت و دیگران در مورد انحراف موسوی، وی چه صلاحیتی برای وزارت خارجه داشته است؟ آیا حضور مشکوک او در سال 1356 در آمریکا وی را مستعد برای این پست کرده بود و یا سابقه برگزاری نمایشگاه‌های نقاشی در دوران دانشجویی و یا همکاری در شرکت سمرقند یا عبدالعلی بازرگانی و حسن آلادپوش؟

علی ایحال یکی از موضوعات مورد بحث در جلسه روز هفتم تیر حزب پیش از نماز مغرب و سپس انفجار، مسئله معرفی موسوی برای وزارت خارجه بوده است. آیت در جلسه قبل از نماز شرکت داشته است. بنا بر نقل دوستانش به دلیل خستگی و ضعف ناشی از بیماری قند و فشار عصبی ناشی از جلسه در هنگام غروب حزب را ترک می‌کند تا شهادتش چند روزی به تأخیر بیفتد و مخالفت وی با موسوی در صحن مجلس نیز در تاریخ بماند.

اسدالله بادامچیان از حاضران جلسه در مصاحبه‌ای ماوقع را چنین نقل می‌کند: شهید آیت در جلسه شب هفتم تیر، جلسه قبل از غروب شورای مرکزی حزب و ساعاتی قبل از انفجار، وقتی حرف وزارت خارجه آقای موسوی مطرح شد، گفت: من حتما مخالفت می‌کنم و حتما در مجلس علیه او صحبت خواهیم کرد. طبعا دوستان آقای موسوی برآشفتند و با تندی با او برخورد کردند. دوستان دکتر آیت هم به پشتیبانی از آقای آیت مطالب مختلفی را بیان کردند. بالاخره مرحوم شهید بهشتی قصد کردند در این زمینه نظر و رأی شورای مرکزی را بگیرند، چون مطرح شده بود باید مخالف و موافق صحبت می‌کردند.شهید آیت گفت: اگر شورای مرکزی هم به وزیر خارجه شدن ایشان رأی بدهد من قطعا مخالفت خواهم کرد. آنها هیاهو کردند که این رأی تشکیلاتی است و باید آقای آیت که عضو شورای مرکزی است این تبعیت تشکیلاتی را داشته باشد.

شهید آیت به صراحت گفت: من آقای مهندس موسوی را شاگرد پیمان می‌دانم و خط پیمان خط آمریکا است و آقای موسوی در نهایت به خط آمریکا می‌رسد فلذا من وظیفه شرعی و الهی می‌دانم که به هر نحوی شده است با ایشان مخالفت کنم ولو اینکه ایشان رأی بیاورد. من باید وظیفه‌ام را انجام بدهم تا در تاریخ بماند. در اینجا وظیفه من گفتن است.

بعضی از دوستان می‌گفتند باید تصمیم‌ بگیریم تا ایشان را به دلیل این موضع اخراج کنیم. قرار شد فعلا این بحث بگذرد تا بعد با آقای آیت صحبت شود. حتی من که خود نیز در این جلسه به آقای موسوی رأی ندادم، به او گفتم آقای دکتر آیت وقتی که شورا و حزب نظر می‌دهد، شما حداقل می‌توانید به احترام نظر جمع سکوت کنید و چیزی نگویید. ایشان گفت: نه، من قطعا معتقدم که اینجا جای سکوت نیست و وظیفه من اظهار حقایق است.

 

پرده سوم: معرفی به عنوان وزیر امور خارجه 14 تیر 1360

پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، آیت‌الله بهشتی به شهادت رسید و شورای ریاست‌جمهوری دونفره شد، اگرچه به فاصله کوتاهی با حکم امام (ره) آیت‌الله موسوی اردبیلی جایگزین شهید بهشتی گردید، چهاردهم تیرماه یک هفته بعد از انفجار، محمدعلی رجایی نخست وزیر، میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه به مجلس معرفی می‌کند.طبق مشروح مذاکرات جلسه علنی روز 14 تیر، ابتدا سیداحمد کاشانی به طور مفصل و سپس سیدحسن آیت به طور مختصر با وزارت موسوی مخالفت می‌کنند.

کاشانی به مقایسه موضع امام (ره) در مورد مصدق و موضع موسوی می‌پردازد. وی با اشاره به شهادت دیالمه در هفته قبل چنین می‌گوید: به جا است یاد برادر شهیدمان دکتر دیالمه در اینجا گرامی بداریم که در این سخنان آخرشان گفت، امام فرمود او(مصدق) هم مسلم نبود.

در مقابل این موضع امام (ره) وی بخش‌هایی از سرمقاله موسوی در چهارده اسفند 1358 تحت عنوان مصدق فرزند رشید خلق در روزنامه حزب را قرائت می‌کند که در این مقاله آمده بود یاد مصدق یادآور پیام هوشیاری جوی شهدای گلگون‌کفن تاریخ مبارزات حق‌طلبانه ما از کربلا تا قم است. روح قیام مصدق به ما پیام می‌دهد که دشمن را در هر لباسی که باشد، بشناسیم و در راه هدایت همه دگم‌اندیشان، پیوسته‌بینان و متعصبان بکوشیم.

علاوه بر این مسئله، کاشانی به چهره‌سازی موسوی از عناصر منحرف در روزنامه اشاره می‌کند: ضمن یک مصاحبه‌ای در 10 شماره با سه نفر، اسلام کاظمیه، گلزاده غفوری و زهرا رهنورد، تحت عنوان ویژگی‌های انقلاب اسلامی در مورد مسئله مالکیت آن، جمله‌ای هست از خانم رهنورد که درشت در آن آخرین مقاله نوشته، می‌توانید ببینید می‌گوید: ما فقط از حاصل کار خودمان می‌توانیم مالک شویم و از آن حاصل کار به قدری که نیاز داریم و بیش از آن مال بیت‌المال است یا اینکه اگر چنانچه ما این مطلب را بگوییم از نظر اخلاقی است که خوب از نظر اخلاقی یک مسلمان جانش را هم ایثار می‌کند ولی از نظر اصول اقتصادی این نظر مارکسیستی‌تر از هر مارکسیستی است و نظراتی از آقای استاد رضا اصفهانی و اولین بار معرفی ایشان در روزنامه و مرتب مطالب‌شان را تحت عنوان بررسی اصول اقتصادی قانون اساسی...

جالب است که وقتی احمد کاشانی به اظهارات زهرا رهنورد اشاره می‌کند، اعظم طالقانی که در جلسه حضور داشته با صدای بلند معترض می‌شود: آقا ما خانم رهنورد را می‌شناسیم و زن مؤمنی است، زن مسلمان و معتقدی است.

مخالفت آیت بسیار کوتاه است: شرایط حساسی که ممکن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفی هم هنوز بوی خون پاک شهدا از دفتر حزب جمهوری اسلامی به مشام می‌رسد.

وی تنها به یک سؤال از موسوی اکتفا می‌کند و می‌گوید که به رغم مواضع قبلی، حتی اگر همین جا هم موسوی به سؤال وی پاسخ روشنی می‌دهد، می‌توان از گذشته وی صرف‌نظر کرد: امام می‌فرمایند مصدق به اسلام سیلی زد، مصدق مسلم نبود، در زمان مصدق به چشم سگ عینک زدند و روی آن نوشته آیت‌الله، در زمان مصدق روزنامه شورش که مورد تأیید مصدق بود، تصویر آیت‌الله کاشانی را به صورت سگ و مار و عقرب می‌کشید، آیا این مصدق را قبول دارند یا مصدق سرمقاله 28 تیرماه 1358 و 14 اسفند 1358 و مقاله اخیری که تحت عنوان خیابان مصدق نوشتند؟ کدام‌یک از این دو مصدق را؟؟! ایشان صریحا بگویند که الان پس از آن بیانات امام مصدق را قبول دارند.

با این وجود موسوی در دفاع از خود به این سؤال پاسخ نمی‌دهد انگار جریان وابسته باید تا پای جان برای نام مصدق بایستد. سرانجام این جلسه، انتخاب موسوی به وزارت خارجه با رأی اعتماد نمایندگان است. 126 نماینده به وی رأی موافق و هشت نماینده رأی مخالف و 33 نفر رأی ممتنع می‌دهند.

هاشمی رفسنجانی در خاطراتش در مورد این روز چنین می‌نویسد: جلسه علنی داشتیم، معرفی وزیر خارجه مطرح بود که تصویب شد. آقای مهندس میرحسین موسوی، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی وزیر خارجه شد. از اول کار، آقای رجایی ایشان را معرفی کرده بود. بنی‌صدر قبول نمی‌کرد آقایان (دکتر حسن) آیت و احمد کاشانی مخالفت کردند و عکس‌العمل بدی داشت، مخصوصا از آقای آیت که عضو شورای مرکزی حزب است.

جالب است که نمایندگانی چون محمدمجتهد شبستری، عزت‌الله سحابی، حسن ابراهیم حبیبی، صادق خلخالی، ابراهیم یزدی، هادی نجف‌آبادی، اعظم طالقانی، سازگارنژاد، سیدمحمد خویینی‌ها، صدر حاج سیدجوادی، فخرالدین حجازی و یوسفی جیردهی که دلبستگی به حزب جمهوری اسلامی نداشتند در زمره موافقان موسوی جای می‌گیرند. هشت نفر نیز به موسوی رأی مخالف می‌دهند؛ رشیدیان، موسوی ننه‌کران، اسماعیل فدایی، سیداحمد کاشانی، فؤاد کریمی، سیدحسن آیت، محمدرضا عباسی‌فرد و محمدفاضل. بی‌تردید اگر دیالمه شهید نشده بود نفر نهم این فهرست می‌بود.

سیداحمد کاشانی در گفت‌وگویی در مورد رأی اعتماد به موسوی چنین می‌گوید: بعد از رأی اعتماد، آیت به من گفت که حداقل فایده این مخالفت ما این بود که جلوی معرفی موسوی برای نخست‌وزیری را گرفتیم.

 

پرده چهارم: ترور سیدحسن آیت

آیت از کسانی بود که نقش کلیدی در گنجاندن اصل ولایت‌فقیه، اصول 4 و 5 و همچنین تشکیل سپاه در قانون اساسی داشت. از کسانی بود که از روز اول ماهیت بنی‌صدر را شناخت و برای مهار و حذف‌اش تلاش کرد. اینک او بر سر راه موسوی و قدرت بیگانگان قرار گرفته بود. او به طور اتفاقی از حادثه هفتم تیر جان سالم به در می‌برد و روز 14 تیر با وزارت موسوی مخالفت می‌کند البته مخالفتی مختصر و می‌گوید که مجال نیست به همه مسایل مربوط به موسوی در این وضعیت پرداخته شود.

محمد علی ‌هادی نجف‌آبادی از طرفداران موسوی در جلسه 14 تیر در دفاع از موسوی و انتقاد از آیت چنین می‌گوید: بعد از انقلاب آقای دکتر آیت طبق شیوه همیشگی همه حرف‌هایشان را زدند و بعد هم گفتند مطالب زیاد است. هیچ مطالب زیاد نیست. شما مخالفان دو ساعت و نیم وقت دارید، خواهشمندیم هر چه دارید و ندارید و می‌توانید علیه برادرمان موسوی بگویید، بگویید که بعد نگویید مطالبی بود و به‌ خاطر شهدا و به‌ خاطر واقعه اخیر نگفتیم، خیر، اگر مطلبی دارید شما را به خون همان شهدا قسم بیایید بگویید ولی من مطمئنم که مطلبی باقی نگذاشتید.

اما ظاهرا مطالبی باقی مانده بود، مطالبی که آیت قصد داشت در فرصت بهتری مطرح کند. شاید او تصور می‌کرد در فضایی که به قول خودش هنوز از سرچشمه بوی خون می‌آید برملا کردن برخی اسناد نتیجه‌بخش نخواهد بود.

 

ابراهیم اسرافیلیان از دوستان شهید آیت در مورد ترور آیت در روز 14 مرداد چنین می‌گوید: همسر دکتر آیت نقل می‌کرد سه روزی بود که دکتر آیت بیمار بود. صبح روز سوم اسناد و مدارکی را جمع کرده داخل یک پوشه می‌گذارد که برود خانمش می‌گوید که بیمار هستی، بمان استراحت کن، دکتر آیت می‌گوید امروز باید بروم مجلس، امروز سرنوشت انقلاب مشخص خواهد شد.

روز 14 مرداد روزی بود که محمدجواد باهنر برای نخست‌وزیری به مجلس معرفی شد، اینکه اسناد مربوطه چه بوده، مشخص نیست ولی آنچه مسلم است اینکه ترور آیت مانع مهمی را از پیش پای جریان وابسته به بیگانگان در ایران برداشت.

 

پرده پنجم: معرفی مجدد به عنوان وزیر امور خارجه 25 و 26 مرداد 1360

در این مرحله شهید آیت‌ و شهید دیالمه هر دو به شهادت رسیده و در فهرست مخالفان وزارت موسوی قرار نداشتند. حجت‌الاسلام والمسلمین باهنر در کابینه خود مجددا میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه معرفی می‌کند. دو نفر از نمایندگان که هر دو از دوستان آیت هستند در مخالفت با موسوی صحبت می‌کنند. نماینده اول شهید محمدتقی بشارت از نمایندگان روحانی مجلس شورا و قبل از آن مجلس خبرگان است.

وی در مخالفت خود چنین می‌گوید: و اما مسئله وزرا، اولین اشکال من به وزارت امور خارجه است. امروز با تجربه‌ای که از گذشته داریم ما آدم‌هایی هستیم که از طناب سیاه و سفید می‌ترسیم. ما با آن دوز و کلک‌هایی که بنی‌صدرها به میدان می‌آیند و بعد ضربه می‌زنند می‌ترسیم. حداقل ایشان (موسوی) می‌توانست در یک مقاله علیه مصدق، بدی‌هایش را صریح و روشن بنویسد که این آقا، مصدق این است. در حکومت مکتبی دیگر مصدق‌ها جا ندارند و خط مصدق باطل است و بریده شد و تمام شد. همان‌طوری که خیابان مصدق تمام شد، خط مصدق هم کور شد و رفت. ما می‌خواهیم به دولت امام زمان صلوات‌الله علیه برسیم. یک مرتبه اینجا به هیجان می‌آید و مقاله‌ای تحت عنوان حیات انقلاب در گرو تصفیه خط تفرقه و نفاق می‌نویسد، خط تفرقه و نفاقش را هم که بررسی می‌کند، شهید مجاهد مرحوم دکتر آیت‌ و یک عده از روحانیون هستند که اینها خط تفرقه و نفاق هستند. همین‌هایی که چهره بنی‌صدر را اول به ملت شناسانده‌اند و مظلومانه شهید شدند و پای انقلاب خون دادند، ببینید آقا! این مجله سروش است، بیانگر چهره انقلاب اسلامی هزینه‌ای هم از این دولت اسلامی است و ما هم اعتماد داریم سردبیر این مجله زورق است. زورق با آقای موسوی در روزنامه حزب جمهوری اسلامی فعالیت دارند. این مجله را ببینید در مورد چه شخصیت‌هایی بحث می‌کند چطوری به یکدیگر نان پاس می‌دهند به همدیگر نان قرض می‌دهند.

جالب اینجاست که شهید بشارت در جلسه 14 مرداد به موسوی رأی ممتنع داده بود ولی بعد از شهادت آیت به مخالفت کامل با موسوی می‌رسد و اینچنین در جلسه علنی با وی مخالفت می‌کند. شهید بشارت مدت کوتاهی بعد در تروری که شبیه ترور شهید آیت بود به شهادت رسید.

نماینده دیگری که در مخالفت با موسوی در این مقطع صحبت می‌کند، فؤاد کریمی از دیگر دوستان نزدیک آیت است که همچون بشارت از مجلس خبرگان با آیت آشنا شده است.

وی در نطق خود چنین می‌گوید: مسئله دوم که مسئله مهمی است بعد از مسئله وزارت کشور مسئله وزارت امور خارجه است. باید وزیر امور خارجه‌ای صددرصد حزب‌اللهی و در خط امام انتخاب کنیم. سه خط بعد از دکتر مصدق راه مصدق را ادامه می‌دهد؛ یکی خط لیبرال‌های مذهبی مصدقی که همان کابینه دولت موقت بود که شکست خورد و رفت و خط دوم ملی مذهبی‌نماها بود که بنی‌صدر بود و شکست خورد و رفت و حالا خط سوم و شاخه سوم که راه مصدق را دنبال می‌کند و هنوز باقی است که آن خط روشنفکران مذهبی مصدقی است. سیاست مصدق، سیاست فراماسونری بوده و کسی می‌تواند وزیر امور خارجه بشود که سیاست ضد فراماسونری را اعمال کند، نه کسی که نسبت به خط مصدق این چنین حساسیت و گرایش داشته باشد.

با وجود این مخالفت‌ها موسوی از این مرحله نیز جان سالم به در می‌برد و مجددا وزیر خارجه می‌شود.

 

پرده ششم: انفجار هشتم شهریور 60

با اینکه جای پای موسوی در وزارت خارجه محکم شده بود ولی جریان وابسته هنوز در نیمه راه سناریوی اصلی خود برای پر کردن خلأ بنی‌صدر بود، همان‌گونه که آیت به خوبی متوجه شده بود هدف اصلی رساندن موسوی به نخست‌وزیری بوده است.

هاشمی در خاطرات روز 29 تیر خود چنین می‌نویسد: ظهر آقای نوری، معاون وزارت خارجه آمد و پیشنهاد نخست‌وزیری مهندس (میرحسین) موسوی را داد یعنی موسوی از آن زمان مشغول رایزنی برای نخست‌وزیری خود بوده است.

روز پنجم مرداد شهید رجایی به عنوان دومین رییس‌جمهور انتخاب شده بود. به‌رغم فعالیت موسوی از داخل وزارت خارجه برای نخست‌ وزیری خود (این‌طور که در خاطرات ‌هاشمی منعکس شده) شهید محمدجواد باهنر برای نخست‌وزیری معرفی و انتخاب شد اما نخست‌وزیری شهید باهنر، چندان طول نکشید. روز 8 شهریور 1360 در حاثه انفجار دفتر نخست‌وزیری، شهیدان رجایی و باهنر به شهادت رسیدند. پرونده انفجار 8 شهریور و شهادت رجایی و باهنر ابهامات فراوانی داشت که تا به امروز نیز به این ابهامات پاسخ روشنی داده نشده است. شهید لاجوردی در این‌باره ناگفته‌های زیادی داشت که با شهادت او مکتوم ماند.

 

پرده هفتم: معرفی به عنوان نخست‌وزیر

پس از شهادت شهید رجایی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با آرای قاطع ملت به عنوان رییس‌جمهور انتخاب شدند. ایشان ابتدا دکتر علی‌اکبر ولایتی را به عنوان نخست‌وزیر خود به مجلس معرفی کردند اما با مخالفت جریان‌های خاصی در مجلس و حزب‌ جمهوری، دکتر ولایتی نتوانست رأی اعتماد کسب کند. پس از عدم رأی اعتماد مجلس به علی‌اکبر ولایتی، میرحسین موسوی برای تصدی مسئولیت نخست‌وزیری به مجلس معرفی شد. در روز چهارشنبه 6 آبان برای بررسی این موضوع، جلسه‌ای غیرعلنی و غیر رسمی تشکیل می‌شود.

سیداحمد کاشانی از حاضران در این جلسه در مورد محتوای این جلسه در مصاحبه‌ای چنین می‌گوید: آقای میرحسین موسوی رأی‌اش را مدیون نهضت آزادی در مجلس اول بود چون در آن زمان طبق آیین‌نامه داخلی مجلس رأی‌ها مشخص بود که به چه فردی تعلق گرفته و رأی هر کس علنی بود و در رأی علنی که به آقای موسوی داده شد (برای وزارت خارجه) کاملا این موضوع روشن شد. افرادی مثل ابراهیم یزدی و عزت‌الله سحابی که ظاهرا لیبرال هستند و باید طرفدار اندیشه لیبرالیسم باشند به آقای موسوی که یک عنصر چپ‌نمای تمام‌عیار بود رأی مثبت دادند و چند روز بعد که برای نخست‌وزیری معرفی شدند، من در جلسه خصوصی نمایندگان مجلس خطاب به نمایندگان خصوصا نمایندگان روحانی مجلس که نهضت آزادی و عوامل‌شان را می‌شناختند و علیه آنها موضع‌گیری می‌کردند، گفتم که لازم نیست این‌قدر علیه آنها فحاشی کنید بلکه فقط دنباله‌روی آنها نشوید، به آنها گفتم که ببینید چه کسانی به این (موسوی) رأی دادند شما از یک طرف با آنها (نهضت آزادی) کارد و پنیر هستید و از طرفی چون موسوی از درون حزب جمهوری اسلامی معرفی شده از آنها پیروی می‌کنید و به قول شهید آیت که گفت بوی خون از سرچشمه میاد یعنی خون آنها می‌جوشد که بیایند بگویند شهید بهشتی از ایشون حمایت کرده است.

با وجود این موضع‌گیری در رأی‌گیری‌ فردای این جلسه، موسوی به نخست‌وزیری انتخاب می‌شود. طبق آیین‌نامه آن زمان مجلس انتخاب نخست‌وزیر بدون مذاکره و با رأی‌گیری مخفی انجام می‌گیرد. 115 رأی موافق، 39 رأی مخالف و 48 رأی ممتنع حاصل این رأی‌گیری است که منجر به انتخاب میرحسین موسوی به نخست‌وزیری می‌شود. در گرفتن این رأی اعتماد ضعیف، سازمان مجاهدین انقلاب و بهزاد نبوی نقش مهمی داشتند به عنوان مثال در خاطرات روز 29 مهر آقای هاشمی به ملاقات بهزاد نبوی با وی برای نخست‌وزیری موسوی اشاره شده است. علاوه بر این فراکسیون نهضت آزادی در مجلس نیز به طور خاموش به موسوی رأی می‌دهند. مسئله‌ای که با توجه به سوابق موسوی در جنبش مسلمانان مبارز و روابطش با امثال عبدالعلی بازرگان طبیعی بوده است و بدین ترتیب دست‌پرورده پیمان و یکی از آخرین‌‌های مهره‌های وابسته به جریان فراماسونری و آمریکا به نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران می‌رسد، اینکه چطور میرحسین موسوی به رغم مخالفت صریح حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رییس‌جمهور هشت سال در قدرت در حساس‌ترین شرایط کشور باقی ماند، خود داستان دیگری است که درباره آن باید نوشت.

در پایان بی‌مناسبت نیست که بخشی از بیانیه جنبش مسلمانان مبارز را که 28 سال بعد در سال 1388 منتشر شد، بدون هیچ توضیحی نقل کنم: «تنها راه نجات کشور در شرایط کنونی، اجرای راه‌حل‌های پیشنهادی میرحسین موسوی (اعلام شده در بیانیه شماره 17) است و در همین راستا آزادی همه زندانیان سیاسی از جمله اعضا و هواداران جنبش مسلمانان مبارز را گامی در راه کاهش بحران موجود تلقی می‌کنیم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:51  توسط مهدی  | 

ناكامي هاي اخير فتنه گران آماده باش در آمريكا و انگليس و بي اعتنايي در ايران



روز 22 خرداد سالروز باشكوه ترين انتخابات ايران بود كه در يك سناريوي نوشته شده ميان سرويس هاي جاسوسي غرب و برخي از گروه ها و عناصر داخلي تبديل به فتنه اي براي نظام شد.
در آستانه دومين سالروز اين حماسه عظيم در انگليس و آمريكا حالت آماده باش سياسي اعلام شد و وزارت خارجه انگليس مرتبط ترين وزارتخانه با آشوبهاي سال 88 در بيانيه اي تلاش كرد تا روح دوباره اي در كالبد محتضر فتنه بدمد.
«ويليام هيگ» وزير امور خارجه بريتانيا در بيانيه دومين سال انتخابات سال 88 نوشت: «بعد از ريختن مردم خواهان اصلاحات به خيابان ها مي خواهم يادآور شوم كه توجه ما از اين موضوع منحرف نشده است.»
وي ادامه داد: «دو سال پيش ما شاهد بوديم مردم ايران به خيابان ها رفتند تا نتايج اعلامي انتخابات سال 88 رياست جمهوري را رد كنند و خواهان انعكاس اراده مردم شوند! بيانيه وزارت خارجه انگليس ضمن تلاش براي زنده نگه داشتن آتش فتنه كه امروز تنها خاكستر آن برجاي مانده با دخالت در امور كشورمان و تكرار ادعاهاي واهي عليه ايران تلاش كرد تا بار ديگر به فتنه گران اعلام كند كه از آنها همچنان در بالاترين سطح حمايت مي كند.
سايت دولتي صداي آمريكا هم از تشجيع گروهك تروريستي منافقين براي جنبش فتنه توسط آمريكا در آستانه 22 خرداد خبر داد و نوشت: سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در ادامه گردهمايي هاي برنامه ريزي شده اخير خود روز پنجشنبه در واشنگتن جلسه اي با حضور مقام هاي بلندپايه پيشين ايالات متحده با موضوع چگونه تغيير خط مشي آمريكا در خاورميانه مي تواند به جنبش آزادي خواهي در ايران كمك كند برگزار كرد.
بنابراين گزارش، جان هيل، معاون پيشين وزارت امور خارجه آمريكا در امور سياسي- نظامي در اين اجلاس با اشاره به فتنه سبز گفت: يك جنبش ايراني قبل از خيزش جهان عرب وجود داشت. كمك، حمايت و الهام بخشيدن به اين نيروها بايد در مشي ايالات متحده و اروپا گنجانده شود .
در همين حال روزنامه نيويورك تايمز از تلاش آمريكا براي كمك 2ميليون دلاري براي استفاده از فضاي سايبري عليه نظام اسلامي و راه انداختن آشوب هاي خياباني خبر داد.
اما اوضاع داخلي و آرامش در خيابان هاي تهران در روز 22 خرداد باعث شد كه رسانه هاي غربي به شدت از طرحهاي آمريكا و انگليس عليه ايران نااميد شوند و به همين خاطر صداي آمريكا با لحني تمسخرآميز كه از نااميدي غربي ها از اين جريان حكايت داشت گفت: شوراي هماهنگي راه سبز اميد كه يك چيزي تو مايه هاي «سريال ارتش سري» است، از مردم خواسته است كه در روز 22 خرداد به خيابانها بريزند، ولي سكوت كنند!!
صداي آمريكا كه در سال گذشته براي حمايت از فتنه گران بودجه مستقيم از كنگره گرفته بود در ادامه با طعنه به ناهماهنگي بين شوراي هماهنگي جريان فتنه و بعضي از سران خارج نشين آن اشاره كرد و گفت: اما، «اميرارجمند» سخنگوي موسوي هم گفته است كه اي ملت! بعد از 22خرداد امسال، ديگر سكوت موكوت نداريم، همه بايد از اين به بعد داد و بيداد كنند.
فايننشال تايمز هم در حالي كه از فضاي آرام ايران متوجه شده بود در روز 22 خرداد در ايران هيچ اتفاقي رخ نمي دهد اينگونه به توجيه انفعال اين جريان پرداخت: «دومين سالگرد انتخابات مورد اعتراض رياست جمهوري در ايران، تحت الشعاع جنگ قدرت ميان سردمداران حكومت جمهوري اسلامي قرار گرفته است. به نظر مي رسد هواداران اپوزيسيون نمي خواهند با شركت در راهپيمايي اعتراضي برنامه ريزي شده براي روز يكشنبه مناقشه داخلي حكومت را از مسير اصلي خارج كرده؛ به خود معطوف كنند.»
آنچه روز 22 خرداد در خيابان وليعصر، محل قرار آشوبگران، رخ داد گرچه قابل پيش بيني بود اما براي جريان ضدانقلاب واقعيتي تلخ و نااميدكننده محسوب شد.
براساس گزارش خبرنگاران، ترافيك سنگين و ساكن خيابان وليعصر و خيابانهاي منتهي به آن، علي رغم حضور ماموران راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي، به گونه اي بود كه تردد مردم و وسايل نقليه به ويژه نهادهاي امدادرساني نظير اورژانس و آمبولانس ها را براي ساعاتي با مشكل مواجه كرد.
بنابراين گزارش، هيچ تجمع و درگيري در خيابان وليعصر از ميدان ونك تا ميدان وليعصر ديده نشد اما حضور پررنگ نيروهاي انتظامي و پليس راهنمايي و رانندگي چشمگير بوده است.
در واقع 22 خرداد همچون ايام گذشته، روزي معمولي در بزرگترين خيابان خاورميانه رقم خورد و هيچ تجمعي حتي در رسانه اي چون بي بي سي هم گزارش نشد تا رسانه هاي ضدانقلاب براي توجيه شكست پروژه برنامه ريزي شده خود و نيز دلداري دادن به اندك آشوبگران، چاره اي جز تكرار سناريوي سابق نداشتند.
به عنوان نمونه سايت هاي جرس و كلمه كه دهها خبر را در تبليغ آشوب روز 22 خرداد و تحريك آشوبگران منتشر كرده بود، در خبرهايي كه پس از ناكامي 22 خرداد منتشر كردند، مدعي شدند كه حضور نيروي انتظامي مانع از اجراي برنامه آنان شده است.

محافل ضدانقلاب پس از ناكامي در پروژه هاي آشوب اول، دهم و هفدهم اسفندماه، چهارشنبه سوري سال گذشته و روز 25 ارديبهشت امسال هم همين اظهارات را بيان كرده بودند.
بر اين مبنا، ناكامي آزاردهنده روز 22 خرداد براي جريان ضدانقلاب و در راس آنان شوراي موسوم به «هماهنگي راه سبز اميد»، نشانه بي اعتباري اين جريان در جامعه و ناتواني آن در ايجاد تجمعي محدود ارزيابي شده است.
با توجه به شكست پي درپي پروژه هاي جريان آشوب كه گفته مي شود اغلب ديكته شده محافل اطلاعاتي بيگانه است، احياي جريان فتنه را به موضوعي بعيد تبديل ساخته است. در اين حال راديو فرانسه در ميزگردي به بيان دلايل شكست و انفعال جنبش به اصطلاح سبز پرداخت و اين سؤال را مطرح كرد كه چرا جنبشي كه سرمشق و سرمنشأ دگرگوني هاي مهم در كشورهاي منطقه و همسايه شد در خود ايران ناكام ماند! دلايل ناكامي اين شكست چه بود و چه آينده اي احتمالا براي آن تصور كرد؟
رجبعلي مزروعي عضو حزب منحله جبهه مشاركت كه اكنون در خارج از كشور به سر مي برد، مهمان ميزگرد راديو فرانسه بود و در پاسخ گفت: «اول از همه بايد بگويم كه هيچ كس از دستگيرشدگان ناآرامي ها بعد از دهمين انتخابات ايران به دليل حضور در جنبش سبز يا به خاطر شركت در تظاهرات اعدام نشد.»
مزروعي در ادامه گفت؛ آن پنج نفري را كه به اين اتهام ها اعدام كردند، قبل از بيست و دو خرداد 88 دستگير شده بودند.
وي همچنين گفت: الغاي ولايت فقيه و جمهوري ايراني خواست جنبش سبز نبوده است و صحبتهاي شما كل جنبش را خراب مي كند.
رضا عليجاني عضو نيروهاي ملي مذهبي كه اخيرا از كشور گريخته است مهمان ديگر راديو فرانسه بود و علل ناكامي فتنه گران را عدم پيوستن كارگران به جنبش سبز و انجام نشدن اعتصاب در محيط هاي كارگري دانست. او در ادامه گفت: اين باعث شد كه جنبش سبز در يك محدوده طبقاتي خاص محدود بماند و در نهايت به يك وضعيت سيال يا تعادل ناپايدار بينجامد.
در حالي كه در سال گذشته راديوهاي بي بي سي، آمريكا، فردا، فرانسه و... لحظه به لحظه به انتشار اخبار اغتشاشات فتنه گران مي پرداخت در 22 خرداد امسال فقط هر كدام به يك خبر كوتاه چند سطري قانع شدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:51  توسط مهدی  | 

کروبی پشیمان است

کروبی پشیمان است

 
«من ۳۰سال خدماتم به به انقلاب و امام را یک شبه هدر دادم. نباید به گفته های برخی دوستان اینقدر اهمیت می دادم. ما که خودمان در این نظام بودیم می دانیم این نظام مستحکم تر از این حرفهاست که بخواهد با حرف های من و یا دیگر آقایان زمین بخورد. اصلا من خودم در مجلس ششم جلوی تندروی خیلی از این مشارکتی ـ مجاهدینی ها ایستادم و حالا امروز...»
 شنیده ها حاکی است که شیخ مهدی کروبی، اخیرا در دیدار با برخی نزدیکان و هم حزبی های سابقش که برای عیادت وی به منزلش رفته بودند از رفتاری که با نظام طی ۲ سال گذشته داشته ابراز ناراحتی و پشیمانی کرده است.

بنابراین گزارش، کروبی بر خلاف ادعای فرزندان و برخی مشاوران فراری اش در خارج از کشور که این روزها ادعاهای زیادی نسبت به وی دارند در این دیدار ضمن ابراز ناراحتی و پشیمانی از رفتارهای تند و نامعقولانه اش گفته است:

«من ۳۰سال خدماتم به به انقلاب و امام را یک شبه هدر دادم. نباید به گفته های برخی دوستان اینقدر اهمیت می دادم. ما که خودمان در این نظام بودیم می دانیم این نظام مستحکم تر از این حرفهاست که بخواهد با حرف های من و یا دیگر آقایان زمین بخورد. اصلا من خودم در مجلس ششم جلوی تندروی خیلی از این مشارکتی ـ مجاهدینی ها ایستادم و حالا امروز...»

گفتنی است برخی نزدیکان کروبی در این دیدار علل تندروی های کروبی را برخی مشاوره های نادرست و علت دیگر را لجاجت های ذاتی نامبرده دانسته اند.

نزدیکان کروبی این احتمال را داده اند که کروبی با نوشتن متنی خطاب به ملت ایران و نظام ضمن برائت از جریان فتنه از رفتار ۲سال گذشته اش نیز تبری بجوید.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:51  توسط مهدی  | 

ارتباط بهائیت با بنیاد برانداز سوروس

ارتباط بهائیت با بنیاد برانداز سوروس
در این نامه از عامل بهائی مقیم آمریکا خواسته شده ضمن همکاری با موسسه مذکور، جزئیات برنامه آموزشی موسسه "جرج سوروس" اخذ و به اطلاع سایر اعضای دانشگاه غیر قانونی علمی آزاد بهائیت رسانده شود.

اسنادی موید ارتباط تشکیلات بهائیت ایران با موسسه براندازی نرم "جرج سوروس" پدر انقلاب های مخملین و رنگین کشف شده است.

در پی ضربه اخیر به دانشگاه غیر قانونی علمی آزاد بهائیان ایران و بازرسی اماکن آنان، اسنادی موید ارتباط تشکیلات بهائیت ایران با موسسه براندازی نرم "جرج سوروس" پدر انقلاب های مخملین و رنگین کشف شده است.

در یکی از این مدارک مکشوفه، نامه ای از دفتر امور اداری مرکز جهانی بهائیت "بیت العدل" خطاب به یکی از عوامل بهائی مقیم آمریکا بدست آمده است که حاکی از برگزاری یکی دوره آموزش دوازده واحدی موسسه "جرج سوروس" با پوشش به اصطلاح "تحصیلات مکاتبه ای بین المللی" در کشور ثالث به حمایت مالی توسط کالج معلمین این موسسه است.

در این نامه از عامل بهائی مقیم آمریکا خواسته شده ضمن همکاری با موسسه مذکور، جزئیات برنامه آموزشی موسسه "جرج سوروس" اخذ و به اطلاع سایر اعضای دانشگاه غیر قانونی علمی آزاد بهائیت رسانده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:51  توسط مهدی  | 

ناگفته‌های دیدار کمیته ویژه با موسوی، کروبی و خاتمی

ناگفته‌های دیدار کمیته ویژه با موسوی، کروبی و خاتمی


قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، شرایط سیاسی کشور را در ایام انتخابات شرایط بسیار ویژه ای می داند ومعتقد است انقلاب اسلامی بعداز 30 سال رکورد زنی کرد و دنیا را به یک اعجاب وبهت فروبرد.

وی با یادآوری اتفاقاتی که در طول این 30 سال برای کشور پیش آمده عنوان می کند: در فراز فرودهای مختلف، کودتاها، جنگ تحمیلی و تحریم ها وبعداز این همه سختی ها باگذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامی، 40 میلیون از مردم به پای صندوق های رای آمده ومشارکت 85% را رقم می زنند که این نه تنها یک رخداد کم نظیر بلکه بی نظیراست.

سروری معتقد است انتخابات سال 88 تمام ویژگی های یک انتخابات موفق یعنی مشارکت حداکثری ، شفافیت حداکثری و رقابت حداکثری را در خود داشت و می گوید: هریک از کاندیداها 17 ساعت برنامه زنده در رسانه ملی داشتند و با مردم صحبت کردند. در روستاها ، شهرها ، استانها ودر مراکز مختلف در بین مردم حضور پیدا کردند اردوکشی های خیابانی در ایام تبلیغات راه انداختند که این چنین اقدامی در شرایط کنونی در دنیا کم نظیراست.

مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با این عضو کمسیون امنیت ملی مجلس به شرح زیر است:

خبرگزاری مهر: با توجه با نزدیک شدن به سالگرد نمازجمعه مقام معظم رهبری وخطبه تاریخی ایشان در 29 خردادسال 88 ، اگرخاطرتان باشد در آخرین فرازهای خطبه دوم رهبر انقلاب نجوا و درد دلی با امام زمان داشتند که فضای نماز جمعه را به شدت تحت تاثیر قرار داد. شبیه این اتفاق در سال 78 هم افتاد. تحلیل شما از این اتفاق نادر چیست؟ شما در آن لحظه کجا بودید و چه احساسی داشتید؟

سروری : بنده هم مانند سایر مردم درآن نماز جمعه تاریخی حضور داشتم و به نظرم دلیل صحبت های رهبری به این خاطر بود، کسانی که تا دیروز دستشان در دست ملت بود و پشت سر امام بودند و خودشان را به عنوان یک انقلابی مطرح می کردند امروز در مقابل انقلاب می ایستند و طبیعی است که درد سراسر وجود رهبر انقلاب را فرا بگیرد وآنگونه با امام زمان نجوا کنند.

با برگزاری پرشکوه ترین انتخابات در کشور ودر زمانی که استکبار، جمهوری اسلامی را متهم به نبود مردم سالاری، دموکراسی وحقوق بشر می کند در چنین شرایطی که نظام سلطه در مقابل ایران ضربه فنی شده است، عوامل داخلی دشمن، به راه افتادند و کام شیرین ملت را تلخ کردند وسعی نمودند با اقداماتی کاملا فرمایشی این رقابت پرشور ونتیجه مهم را از بین ببرند.

شاهد بودیم که چگونه نظام سلطه در چهره کسانی که به ظاهر مدعی نظام هستند رخ نمایاند و تحت این عنوان چارچوب های قانونی نظام را زیر پا گذارد؛ افرادی که با استفاده از قانون این کشور کاندید شدند، توسط شورای نگهبان با همین قانون تایید شدند و براساس این قانون 17 ساعت به طور مستقیم با مردم صحبت کردند وقتی نتیجه انتخابات را بر خلاف نظر خودشان دیدند همه راهکارهای قانونی رازیر پا گذاشته و به راهکارهای غیر قانونی روی آوردند که درنتیجه بار دیگر شاهد جان گرفتن نظام سلطه شدیم.


مقام معظم رهبری هم به این خاطر مظلومانه با امام زمان صحبت می کنند. کسانی که تا دیروز در جبهه انقلاب بودند امروز در جبهه مقابل انقلاب می ایستند و رسما نمایندگی نظام سلطه را بر عهده دارند ، و با اینکه می بینند تمام نظام سلطه، سلطنت طلب ها ، بهایی ها و شبکه های ماهواره ای در حقیقت شرکت سهامی ضد انقلاب تشکیل می دهند، آن هم در شکلی که تا به حال سابقه نداشته است که جبهه داخلی و خارجی ضد جمهوری اسلامی بدون هیچ پرده ای در کنار هم و در مقابل این ملت قرار بگیرند. این برای مقام معظم رهبری درد آور است.

- شما در صحبت های خود به افرادی که دارای سابقه انقلابی وهمراهی امام هستند اشاره کردید. می خواهم مشخصا به بخشی از این گروه اشاره کنم. اگر خاطرتان باشد سه شنبه بعد از انتخابات، در دیداری رهبری با نمایندگان کاندیداها ایشان تصریح کردند که روز جمعه در نماز جمعه شرکت و با مردم صحبت خواهند کرد. اما شاهد بودیم قبل از اینکه رهبری به عنوان فصل الخطاب قانونی نظرشان را مطرح کنند برخی ازبزرگان که اتفاقا شاید انتظار بیشتری هم از آنها می رفت مثل مجمع روحانیون مبارز درخواست راهپیمایی برای 30 خرداد به وزارت کشور می دهد، این اقدام را به نظر جناب عالی چطور می توان تحلیل کرد؟
این هم از نکات خیلی ظریف آن ایام است. از طرف کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی عده ای وظیفه پیدا کردیم تا باکاندیداها، مراجع عظام و شخصت های اثرگذاردیدار داشته باشیم، دو روز بعد از نماز جمعه جلسه ای را با آقای خاتمی داشتیم ، هیچ موقع فراموش نمی کنم خاتمی در آن جلسه گفت: «من دوروز قبل از نمازجمعه رهبری با آقای موسوی و کروبی تلفنی تماس گرفتم وگفتم، من 8 سال با این مرد (رهبرانقلاب) بودم وکار کردم ، روحیات ایشان را خوب می شناسم و به شما می گویم که نامه ای با امضاء دو نفراتان بنویسید و در آن نامه بیاورید که در حق ما ظلم شده است ایشان حتما پیگیری می‌کنند. ولی اگر بخواهید بر این مواضع خود بمانید حتما مقام معظم رهبری مقابل شما می ایستد و آن موقع دیگر درها به روی شما بسته خواهد شد.» البته بنده به صحت حرف های آقای خاتمی کاری ندارم و فقط خبری را نقل می کنم که از خود ایشان شنیده ام. آقای خاتمی می گفت بیش از یک ساعت با آقای موسوی صحبت کردم ولی در آخر ایشان حرف بنده را نپذیرفت وبه تعبیر ایشان لجبازی کرد.

سئوال ما هم از این آقایان این است. بالاخره هر نظامی یک فصل الخطابی دارد، در رقابت جرج بوش ورقیبش دیدیم که با فاصله کمی از هم بوش پیروزانتخابات شد. شکایت شد و اسنادی هم مبنی برپیروزی الگور وجود داشت که سرانجام در دادگاه قانون اساسی آمریکا مشخص شد بوش پیروز انتخابات است و با این رای دیگر موضوع تمام شد. با اینکه طرف مقابل مدارک مستندی برای تقلب در انتخابات داشت اما گفتند چون قانون تعیین کرده قبول می کنیم.

چرا در کشور ما این افراد اولین فصل الخطاب یعنی شورای نگهبان را کنار گذاشته واز آن عبور کردند تا اینکه رسیدند به فصل الخطاب اصلی نظام یعنی رهبر انقلاب؛ ایشان درقبل از نماز جمعه مطالبی را عنوان کردند اما متاسفانه تبعیت نشد. در نماز جمعه رهبری تحلیلی وارد شدند وتمام موضوعات را به بهترین شکل و منصفانه تحلیل کردند و در نهایت یک خروجی ونتیجه ای رابیان نمودند که مشاهده کردیم به هیچ وجه تمکین نشد.

در جلسه ای که این کمیته با آقای ناطق نوری داشت ایشان گفتند: « من ساعت 8 صبح روز 23 خرداد با آقای موسوی تماس گرفتم و گفتم : آقای موسوی می دانید که من به شما رای دادم. من وزیر کشور شما و همچنین رئیس امنیت کشور بوده ام ، به عنوان یک فرد خبره در مسائل امنیتی کشور به شما می گویم که اظهارات و واکنش های شما از دیشب تا به امروز بوی خون می دهد و اینکه شما می خواهید جریانها وطرفدارانتان را به خیابانها بیاورید فردا هم طرفداران رقیبتان به خیابانها می آیند و با برخورد این دو گروه نیروی انتظامی هم مجبوراست عکس عمل نشان داده و شاید مردم آسیب هایی ببینند. این کار را نکنید چراکه نظام هم نمی تواندمطالبات شما را از کف خیابان بپذیرد چون از فردا هر انتخاباتی این حرکت ها را به دنبال خواهد داشت» آقای ناطق می گفت من مدتها سر این موضوع با آقای موسوی صحبت کردم ودر نهایت ایشان نپذیرفت.

پس می شود گفت تمام راه کارها ، مسیرها ، توجیهات ومنطق ها برای این افراد روشن شد ولی متاسفانه دیدیم که راه کار غیر قانونی و نظام سلطه پسند و راه کاری که بتواند این فرصت عظیم ملت ما را به یک تهدید بزرگ تبدیل کند انتخاب کردند، آن هم کسانی که مدعی دلبستگی به نظام وامام بودند.

- شأنیت آقای ناطق در این دیدارها چه بود، مگر قرار نبود دیدارهای این کمیته با چهره های شاخص معترضان به انتخابات باشد؟

برنامه ریزی ما در آن کمیته دیدار با کاندیداها، مراجع عظام و شخصیت های اثرگذار بود، به همین خاطر با آقای ناطق ، هاشمی، ضرغامی، آیت الله مقتدایی و خیلی از شخصیت های دیگر جلسات و نشست هایی داشتیم. قصدمان هم پیگیری موضوع ، تلطیف کردن آن و به دست آوردن سرپل هایی برای حل این مشکلات بود.


آقای ناطق هم در جریان اصولگرا نقش هایی ایفا کرده بود، چند دوره رئیس مجلس بود و در زمان انتخابات با مجموعه آقای موسوی همراه بود، لذا اظهارات این چنین اشخاصی با این تجربه در تکمیل مطالب ما موثر بوده است.

- در جلساتی که با آقایان موسوی و کروبی به همراه کمیته ویژه مجلس داشتید چه دلایل و مستنداتی برای تقلب در انتخابات از سوی این افراد مطرح شد؟

در جلسه ای که با آقای موسوی داشتیم تازه اوایل درگیری ها واغتشاشات بود. با ایشان طرح موضوع کردیم و گفتیم بالاخره انتخاباتی برگزار شده و فاصله دو رقیب هم زیاد است از طرفی هم کسانی که در جریان اجرایی انتخابات هستند اعم از چپ و راست اذعان دارند که بافت اجرایی انتخابات اجازه تقلب را آن هم با این فاصله زیاد هرگز نمی دهد. توضیحات زیادی دادیم که بالاخره خدماتی که دولت در عرصه های مختلف انجام داده است اثرگذاری خودش را نشان داده و آقای احمدی نژاد رای بیشتری آورده است. از طرفی دلایلی را که شما مطرح می کنید دلایل قابل قبولی نیست که حالا شما چون داماد فلان استان و یا پسر فلان استان هستید به همین خاطر باید به شما رای دهند منطقی نیست.

در آن جلسه به آقای موسوی گفتیم ما چند نماینده به شما قول می دهیم اگر دلایل شما مستند و قابل اعتماد باشد ما به عنوان مدافعین شما تمام ظریفت خودمان را می گذاریم تا حق اعاده شود چرا که در نظام جمهوری اسلامی اگر رئیس جمهور مبتنی بر رای مردم نبوده و خدای ناکرده مبتنی برتقلب و رای سازی باشد یک فاجعه است واساسا با هیچ یک از مختصات جمهوری اسلامی سازگاری ندارد. مهم این است که شما این دلایل را اثبات کنید. شما که هشت سال نخست وزیر این کشور بودید و چارچوب های این نظام را پذیرفتید و می دانید که نمی شود یک سری مطالبات را غیر قانونی پیگیری کرد.

پایان صحبت های آقای موسوی هم در آن جلسه این بود« اگر تمام مردم ایران قانع شوند که تقلب نشده است من میر حسین موسوی می گویم تقلب شده است » و ما در آنجا متوجه شدیم که ایشان هیچ نرمشی برای بازگشت به عرصه قانونی کشور از خود نشان نمی دهد وکاملا به دنبال این است که با توهمی که در این فراز وفرودهای سیاسی اتفاق افتاده بود احساس می کرد نظام مجبور به امتیاز دادن به اوست و مجبور است که شرایط او را بپذیرد.

این مطلب هم جالب است که بدانید آقای موسوی 20 خرداد یعنی دوروز مانده به برگزاری انتخابات مصاحبه ای می کند با یک روزنامه پر تیراژ غربی ودر آنجا خبرنگار به موسوی می گوید « من از الان به شما می گویم پرزیدنت موسوی شما از الان رئیس جمهور ایران هستید ، سئوال من از شما این است ، روز شنبه 23 خرداد شما برای محدودکردن حوزه اختیارات رهبری چه کار خواهید کرد؟» موسوی در جواب می گوید: « من که نمی توانم کاری بکنم اما این جمعیتی که به طرفداری من به خیابانها آمده اند به طور طبیعی حوزه اختیارات رهبری را محدود می کنند.»


این حرف آقای موسوی یعنی چه ؟ این مردمی که درکف خیابانها به زعم شما شعار در مورد تقلب درانتخابات می دهند چه کاری به حوزه اختیارات رهبری دارند. درضمن حوزه اختیارات رهبری را قانون اساسی تنظیم کرده است. چه اتفاقی قراراست بیافتد که حوزه اختیارات رهبری محدودشود ، یا باید قانون اساسی تغییر کند و یا نظام سقوط کند راه دیگری وجود ندارد. اینکه شما می گویید بعداز انتخاتبات مردم حوزه وظایف رهبری را محدود می کنند نشان از ان دارد که قصد دارید بعد از انتخابات هم مردم را در کف خیابان نگه دارید و با تغییر مطالبات درچارچوب های مدنی به درگیری های خشونت آمیز قصد براندازی نظام را دارید.

با آقای کروبی هم که جلسه داشتیم همین دلایل بی پایه واساس را مطرح می کرد. کروبی می گفت : « من دردوره قبل این قدر رای آوردم ولی این دوره کمتر شده است ویا اگر ستادهای من به من رای می دادند بیشتر از این مقدار می شد.»

- یکی دیگر از نمایندگان مجلس که عضو کمیته ویژه بود در جایی نقل می کرد در جلساتی که این کمیته با کروبی داشت بیشتر اطرافیان او صحبت می کردند و دلایل می آوردند و یک دلیل آنها این بود که دولت صندوق های رای دوجداره از روسیه وارد کرده است. آیا حقیقتاَ آقای کروبی و اطرافیانشان چنین ادعایی کردند؟ از این دست استدلال ها را چگونه می توان از افرادی که از مقامات کشورهستند و به نوعی رهبری فکری و سیاسی یک جریان را به عهده دارند قبول کرد؟

بله، همین ادعا را کردند. حضور طوفانی ملت آنقدر بزرگ بود که راهی نمی گذاشت تا بتوانند دلیل قابل قبولی را ارائه کنند. ادعا که نمی تواند مستند باشد. شما که می گویید صندوق دوجداره وارد شده مستندات شما چیست ؟ شاهدی دارید موردی دید؟ گزارشی را شنیدید؟ اینکه بنشینید فکر کنید وبرای خودتان داستان سرایی کنید که نمی شود. این ملت بعداز 30 سال پختگی سیاسی پیدا کرده است. 30 سال است با این نظام انتخابات برگزار کرده است و به همین سادگی نمی تواند هر داستانی را از شما بپذیرد. شما که نمایندگانتان در سر صندوق ها حاضربودند. نمایندگان کاندیداهای دیگر بودند عوامل اجرایی ونظارتی بودند و در تمام این حوزه گسترده کشور کسی نتوانسته موردی در بیاورد. به نظر من دلایل اینها بیشتر یک طنز سیاسی بود.

حتی درخصوص دلایل مطرح شده از طرف این جریان رهبر انقلاب از حوزه اختیاراتشان استفاده کردند و برای همکاری مضاعف اجازه دادند که 10 درصد صندوق ها به صورت رندوم باز شود ومجدد شمرده شود و بازهم با این حال هیچ اتفاقی نیافتاد. همه این ها نشان می دهد که به فرمایش رهبرانقلاب این جریان حداقل 20 سال برای این روز کار کرده بودند ، سازماندهی و جریان سازی کرده بودند؛ تمام ظرفیت های بین المللی را پای کار آورده بودند که این اتفاق بزرگ ملت مارا به کام همه تلخ کنند.

- در حوادث سال 88 چه اتفاقی رخ می دهد که برخی خواص و نخبگان سیاسی حتی درجریان اصولگرا در موضع گیری خود مقابل جریان فتنه دچار تردیدشده ، مواضع دوپهلو گرفته و یا سکوت می کنند. مواضع دوپهلوی این اشخاص چه تاثیری در گسترش و دامن زدم به فتنه داشت؟

در دوران فتنه فضا غبار آلودشده وتشخیص حق و باطل از مردم گرفته می شود. درجنگ تحمیلی که تمام دنیا پشت عراق قرار گرفتند ملت ما بدون هیچ شک وتردیدی محکم پشت نظام ایستادند، سختی هارا تحمل کرد خون دادند وجلو رفتند؛ اما در فتنه چه اتفاقی می افتد، کسانی که تا دیروز در جبهه انقلاب بودند حالا می روند در جبهه مقابل واین باعث می شود قدرت تصمیم گیری از برخی سلب شود وشفافیت در موضوع ازبین برود وحتی برخی از بزرگان ترمز کرده نمی توانند حرکت کنند، عده ای عقب گرد کرده وبرخی نیز فرمان را به سمت نیروهای خودی می گیرند.

وقتی بعضی از چهره های ممتاز انقلاب در طرف فتنه قرار می گیرند باعث می شود فضا و جبهه سیاسی بهم بریزد. رهبر انقلاب دائما تاکید می کردند که مواضع دوپهلو نگیرید، جزء ساکتین نباشید و در عرصه حضور فعال داشته باشید. به نظر بنده موضع گیری های دوپهلو به امواج فتنه دامن زد، عمق بخشید و جریان فتنه و نظام سلطه را امیدوار کرد تا بتواند اهدافش را پیش ببرد به همین خاطر فکر می‌کنم کسانی بیشترین نقش را در دامن زدن به فتنه ایفا کردند که سکوت کرده و یا مواضع دوپهلو گرفتند، زیرا با این کار در حالی که در جبهه ما ایستاده بودند چراغ سبز برای دشمن نشان می‌دادند. اینها باعث شدند که برخی از نیروهای جبهه انقلاب به تردید بیفتند.

- به دیدار باکاندیداهای معترض و برخی چهرهای تاثیر گذار اشاره کردید، از دیدارتان با آقای هاشمی و نقش ایشان درحوادث 88 بگویید؟

نقش آقای هاشمی در طول انقلاب اسلامی نقش برجسته ای بوده واین موضوع برهیچ کس پنهان نیست. در جلسه ای که کمیته ویژه مجلس با ایشان داشت امیدواربودیم که آقای هاشمی با مواضع شفافی که اتخاذ می کنند نقش موثری را در فروکش کردن فتنه ایفا کنند، علت جلسه ما هم همین بود تا از ایشان بخواهیم نقش تاریخی خودشان را در این مقطع حساس ایفا کنند.

مطالب زیادی درآنجا مطرح شد، آقای هاشمی به نکات عاطفی و احساسی که در روابط ایشان و رهبرانقلاب است اشاره کردند و فرمودند ما دو هفته یک بار با مقام معظم رهبری دیدار داریم و اگر به هر دلیلی این دیدار به تاخیر بیافتد من احساس بی تابی می کنم و نکاتی را بیان کردند که عمق علاقه ایشان به رهبر انقلاب رانشان می داد و این در حالی بود که وقتی روز چهارشنبه بعد از خطبه های مقام معظم رهبری خدمت ایشان رفته بودیم ،این سئوال پیش آمد که ایشان با این همه احساسات پر رنگ وعواطف زیادی که نسبت به رهبر انقلاب مطرح می کنند چرا از روز جمعه تا روز چهار شنبه هیچ اقدامی را در رابطه با نماز جمعه رهبری انجام ندادند و اطلاعیه یا بیانیه ای صادرنکردند. در حالی که همه انتظار داشتند هاشمی جزء اولین نفراتی باشد که این کار را انجام دهد.

یکی از شخصیت های بزرگ و مسئول آن زمان همان روز جمعه خدمت آقای هاشمی می رسد و به ایشان می گوید که مقام معظم رهبری امروز بیشترین مطلب را درمورد شما گفتند و توقع هم این است که شما اولین کسی باشید که بیانیه داده وتشکرکنید که آقای هاشمی گفتند: « ما بیانیه را روز شنبه می دهیم.» اتفاقا در روزشنبه نیز آقای هاشمی در جواب کسانی که از علت عدم صدور بیانیه از ایشان پرسیده بودند گفته بود: «چون فائزه را گرفتند بیانیه منتشر نکردم.»

در جلسه ای که خدمت آقای مقتدایی بودیم ایشان هم فرمودند:« ما دوشنبه با آقای هاشمی دیدار داشتیم وبه ایشان گفتیم که دوشنبه شده و هنوز شما بیانیه نداده اید که گفتند بیانیه آماده است در دیداری که با رهبری داریم خدمت ایشان می دهم تا نظرشان را بگویند و بعد منتشر می کنم.»


این بیانیه در روزهای دوشنبه و سه شنبه و حتی چهارشنبه هم منتشر نشد. تا اینکه در روز شنبه بعد در جلسه مجمع تشخیص آقای بروجردی از ایشان درباره بیانیه می پرسند که دوباره جواب می دهند منتشر خواهد شد و تا به امروز هیچ وقت این بیانیه منتشر نشد. این علامت سئوال بزرگ در ذهن تاریخ ماند که چرا آقای هاشمی با ان همه عواطف و احساساتی که به رهبر انقلاب دارند با عدم انتشار بیانیه ای جواب آن همه لطفی که مقام معظم رهبری در خطبه ها در دفاع از ایشان داشتند را ندادند و از همین دست اقدامات آقای هاشمی باعث شد فضای جامعه پر از تردید شود. درصورتیکه می شد در بیانیه ای با حمایت از مواضع رهبری دشمن و اغتشاشگران را از بروز اختلاف و و شکاف در حاکمیت برای القای خواسته های غیرقانونی خود نا امید کنند.

در جلسه ای که با آقای هاشمی داشتیم نکته ای را گفتند که این سئوال را در ذهنم به وجود آورد. مطلب ایشان این بود که « من و رهبری در برخی موضوعات اختلاف نظر داریم که بعضا به نتیجه هم نمی رسیم و در نهایت جمع بندی این می شود که من نظر مقام معظم رهبری را به عنوان ولی فقیه بپذیرم البته با حفظ نظر خودم.»

حالا با این فرمایشات آقای هاشمی، این سئوال برای من پیش می آید که در نماز جمعه، رهبری مطالب را به عنوان فصل الخطاب مطرح کردند؛ با فرض اینکه آقای هاشمی نظر دیگری غیر از نظر رهبری داشتند با این منطقی که خودشان گفتند، پس آقای هاشمی چرا درمورد مواضع صریح مقام معظم رهبری در خصوص فتنه و اغتشاشات آشوبگران و مسائل مختلف نظر ایشان را ملاک عمل قرار ندادند. اگرایشان نظرات هبری را ملاک عمل قرار می داد فتنه و غبار در فضای سیاسی کشور فروکش می کرد و شفافیت در فضای سیاسی بوجود می آمد و اصحاب فتنه و دشمنان انقلاب نا امید شده و اصحاب انقلاب سریع تر می توانستند براین موضوع فائق شوند.

درخصوص پرونده کهریزک ورسیدگی به شکایات خانواده های کشته شدگان کارهای خوبی انجام گرفت وزحماتی را شما و سایر نمایندگان برای این پرونده کشیدید. اما ظاهرا یکی از مقصران اصلی این پرونده علی رغم اینکه گفته می شود پرونده اش کامل است برخوردی با وی صورت نگرفته و به نوعی ازیک مصونیت سیاسی برخورداراست. این پرونده تا کجا پیش رفته و نتیجه آن چه زمانی اعلام می شود؟

پرونده کهریزک به عنوان یک پرونده درخشان در کشور است . در زمانی که نیروی انتظامی در خیابانها با اغتشاشگران درگیر بود رهبرانقلاب دستور اکید رسیدگی به این پرونده را دادند و به طورجدی موضوع مورد پیگیری دبیرخانه شورای امنیت ملی ومجلس قرارگرفت .در همان زمان هم برای تمام مسئولین مربوط به کهریزک پرونده درست شده و به دادگاه فراخوانده شدند.

البته قبول داریم این پرونده هنوز تکمیل نشده است و یک مرحله دیگر مانده برای اینکه این پرونده کامل و به نتیجه برسد .در جلساتی که با ریاست محترم قوه قضائیه داشتیم ایشان به ما قول دادند و به این نکته اشاره کردند که در این مسئله هیچ مسامحه ای انجام نخواهد گرفت وبا قدرت و قاطعیت پیگیری خواهد شد ما هم با توجه به اعتمادی که به دستگاه قضا داریم مطالبات خودمان را همچنان پیگیری می کنیم . البته بعضی مقاومت ها در مسیر پیگیری وبه نتیجه رسیدن این پرونده انجام می شود اما از طرفی هم دستگاه قضا حاضر به کوتاه آمدن در این موضوع نیست .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:50  توسط مهدی  | 

ناتو در پي ايجاد اصلاحات و تغيير سياست هاي خود در حوزه سايبري و پدافند سايبري است.

ناتو در پي ايجاد اصلاحات و تغيير سياست هاي خود در حوزه سايبري و پدافند سايبري است.

سايت "هاست اكسپلود " در گزارشي به قلم "خورخه بنيتز " نوشت، جلسه اي با حضور وزراي دفاع ناتو در تاريخ 8 و 9 ماه ژوئن در بروكسل برگزار شد. از تصميمات اتخاذ شده در اين جلسه مي‌توان به نسخه اصلاح شده سياست ناتو در موضوع پدافند سايبري اشاره كرد.

* دستاوردهاي اين جلسه: گزارشي خلاصه و مطرح شدن 2 سوال

در گزارش اوليه اين جلسه، اطلاعات كمي در ارتباط با اين نسخه اصلاح شده سياست گذاري ارائه داد و اينكه چگونه اين سياست مي‌تواند راهكاري هماهنگ در حوزه پدافند سايبري را براي كشورهاي هم پيمان ايجاد كند؛ راهكاري كه با تمركز برروي روش‌هاي صريح، مشخص و نوين، و براي پيشگيري از تهديدهاي سايبري ترويج شود. اكنون اين حقيقت فاش شده است كه 2 سوال اساسي توسط وزراي شركت كننده در جلسه مطرح شد كه اين سياست را به چالش كشيد: ناتو مي‌خواهد از چه چيزي دفاع كند و برنامه اين سازمان براي اينكار چيست؟

* معاون دبيركل ناتو درخصوص چالش‌هاي امنيتي توضيح مي‌دهد

ايده پدافند سايبري ناتو كه در مارچ 2011 به تصويب اعضا رسيد مبناي گفتگو و سرآغاز توسعه سياسي است. معاون دبيركل "بخش چالش‌هاي امنيتي، "جيمي شيا "خلاصه‌اي از دست آوردهاي اخير ناتو ارائه مي‌دهد: "سياست نوين به ناتو كمك خواهد نمود تا سريع تر و بهتر از شبكه‌هاي كامپيوتري خود محافظت نموده و همياري بهتري در تمام سه حيطه حياتي امنيت سايبري با هم پيمانان و شركاي خود داشته باشد. 3 حيطه مذكور شامل جلوگيري از حملات سايبري، مبارزه و كاهش اثر آنها، مساعدت به كشورهاي آسيب ديده به منظور بازسازي و ترميم سريع سيستم‌هاي اطلاعاتي شان است. سياستي كه دستاوردي عظيم براي ناتوست. "
دبير كل ناتو نيز اظهار داشت: "اگر بگوييم حملات سايبري شكل جديدي از مبارزات ممتد و نرم هستند اغراق نكرده ايم. "

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:50  توسط مهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر